آلترناتیو

ماتم نگیرید! سازماندهی کنید!

بی پای پوش می توان از کویر گذشت، بی ستاره هرگز…

نگاهی به زندگی و مبارزات سید مرتضی حجازی

نخستین جان باخته جنبش کارگری-کمونیستی ایران ( 1281-1307)

مهرنوش میرسعیدی

hejazi morteza

» سید مرتضی حجازی، اهل تهران، از طفولیت وارد چاپخانه شده پانزده سال از عمر خود را در راه اتحادیه‌های کارگری صرف کرده بالاخره در زندان شهربانی قربانی شده است. مزارش معلوم نیست ولی خاطره او در قلب کارگران همیشه باقی خواهد ماند. «(1)

سید جعفر پیشه وری

 

هم زمان با مبارزات مشروطه‌خواهان، کارگران ایرانی نیز رو در روی خوانین و حکام و غارتگران قرار گرفتند و نخستین تلاش های جدی را برای سازماندهی و برپا ساختن تشکیلات آغاز کردند. پس از بروز تزلزل در ارکان جنبش مشروطه خواهی، حاکمان جدید متوجه خطرات نهفته در اتّحاد و تشکل یابی کارگران می شوند و از همان زمان تلاش‌های گسترده ای را برای جلوگیری از فراگیر شدن اندیشه و عمل سوسیالیستی به کار می بندد. به خصوص که با گسترش جمعیت توده های فرودست، امکانی جدّی در راه برانداختن خانمان حکومت مهیّا می شد. به خصوص که با وجود تهدید و ارعاب ها، فعالان کارگری و اعضای جنبش سوسیالیستی، از شرکت نفت و دخانیات، تا راه آهن و صنایع چاپ، اتحادیه علنی یا زیر زمینی خود را دایر می کردند و با انتخاب نمایندگانی از میان خود، غارتگران مردم را به مبارزه فرا می خواندند. هم زمان تلاش ها برای سرکوب جنبش کارگری ایران به اوج خود می‌رسد و نخستین اتحادیه های کارگری کشور به تعطیلی کشانده و فعالان اتحادیه ای راهی زندان ها می گردند.

رفیق مرتضی حجازی به واسطه مبارزه بی وقفه و مقاومت جانانه‌ای که در برابر دم و دستگاه سلطنت و سرمایه به خرج می داد، از نخستین فعالان سازمانده جنبش کارگری ایران محسوب می گردد که در پرتو اندیشه های سوسیالیستی در پی گسترش تشکیلات و نظم کارگری بوده است و در این راه تلاش های پیگیر و بی وقفه ای را انجام داده است.

شماره بیست و نهم «رهبر دانش» در توصیف رفیق حجازی می‌نویسد:

» رفیق حجازی سرباز با شرف انقلاب صنفی کارگران ایران است که در راه عقیده خود با کمال مردانگی جان داد. این رفیق در سال 1281 در تهران در یک خانواده فقیر و کم درآمد به دنیا آمده است. دوره بچّه‌گی را در مکتب های ابتدایی تهران گذرانده بعد از مرگ پدر سختی حال و گرسنگی خانواده او را مجبور کرده است که برای مزدوری به یگان خدمتی داخل شود. بنابراین در 15 سالگی در یکی از چاپخانه های تهران به کار حروف چینی درآمده و این صنعت را به خوبی یاد گرفته است. رفیق حجازی در سال 1298(1919) در کار متشکل کردن کارگران چاپخانه‌های تهران فعالانه اشتراک نموده است. «(2)

حجازی در این برهه از تاریخ همراه با دیگر هم‌صنفان خود در صنعت چاپ کشور، در پی تحقق هشت ساعت کار روزانه و تشکیل اتحادیه، اضافه مزد و نظامنامه کار از صاحبان کار بود. و در همین رابطه نیز در اعتصاب شرکت جست. مقاومت آن ها در برابر فشار پلیس و دستگاه حکومتی منجر به نگارش نظامنامه کارگری از طرف حکومت شد و هشت ساعت کار در چاپخانه ها تایید گردید و با وجود هجمه سنگین دیکتاتوری رضاخانی نخستین اعتصاب کارگری نهضت کارگری کشور رقم خورد. درخشش و جدّیت حجازی در سازماندهی اعتصاب او را به یکی از موسسین نخستین فرقه و اتحادیه مبارزه طبقاتی ایران تبدیل کرد.

او با سخت‌کوشی هم در محیط کار و هم در جذب و نشر اندیشه های سوسیالیستی به یک چهره مجبوب و شناخته شده تبدیل شد و به  عنوان یکی از اعضا هیئت رئیسه کارگران چاپحانه ها انتخاب گردید. رفیق پای ثابت سخنرانی ها و خطابه ها در مجموعه اعتصابات و نمایش های انقلابی بود و به آشنایی کارگران با منافع طبقاتی خود کمک می کرد.

رفیق حجازی در بین نیروهای رادیکال تر سوسیال دموکرات نیز صاحب محبوبیت زیاد شد. او با وجود فعالیت روزانه در چاپخانه، شب ها را نیز صرف تهیه روزنامه و مقالات به زبان ساده برای کارگران می کرد و مقالاتی را در حوزه اقتصاد و سیاست در روزنامه های حقیقت و اقتصاد ایران منتشر کرد. او به نفع اتحادیه کارگران نیز نمایش هایی ترتیب داد. فعالیت زیاد شغلی و سیاسی باعث ضعف قوای جسمانی حجازی شده بود و با این وجود مورد خصومت شدید دستگاه سرکوب رضاخانی قرار گرفته بود. پلیس که از پاییز 1304 با فعالیت های مخفی در صدد شناسایی نیروهای اصلی سازمانده اعتصابات کارگری و فعالیت های طبقاتی بود ضمن دستگیری تعداد زیادی از فعالان سیاسی و اجتماعی، فعالیت گسترده ای را برای بازداشت حجازی آغاز کرد. از همین رو بود که وی زندگی مخفی را پیشه ساخت و با سقوط خاندان قاجار با خروج از مخفی‌گاه خود کشور را ترک نمود و در تاجیکستان مشغول به کار گردید. بعد از یک سال دوری از کشور و با توان و انرژی مضاعف دست اندر کار احیا و بازسازی اتحادیه کارگران مطابع شد که در سال 1304 اساساً منحل گردیده بود.

حجازی در سال 1307 به نمایندگی از کارگران ایران به مسکو سفر کرد و در همین زمان مراسم باشکوه اول ماه مه در تهران و انزلی برگزار گردید. به محض بازگشت حجازی به کشور وی بازداشت و به زندان تهران منتقل گردید. در این ایام اتحادیه های کارگری در نزدیکی هر چه بیشتری با اهداف مبارزه کمونیستی قرار گرفته بودند و از همین رو بدون کوچکترین ترحّمی نسبت به قلع و قمع اتحادیه ها اقدام می گردید. حجازی بلافاصله به تهران منتقل می گردد و برای ماه های متوالی در سلول انفرادی و زیر وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها نگهداری می شود. طوری که چندین روز متوالی روی سر وی یخ گذاشته و آب به زیر پایش می بستند. و مرتباً به شکنجه بدنی او پراختند. حجازی در زیر تمام این شکنجه ها لب از لب نگشود و نامی از دیگر رزمندگان و رفقای تشکیلاتی و کارگری خود بروز نداد.

شکنجه گران و بازجویان در گزارشی به شخص رضا خان اعلام می کنند که در اثر افراط در شکنجه، حجازی که از پیش نیز دچار عارضه‌قلبی است جان خود را از دست خواهد داد. و تعجب آور نیست اگر رضا خان خطاب به ماموران خود گفته باشد:

» اگر هم می میرد باید در حبس بمیرد».

روزنامه زحمتکشان تهران پس از دریافت خبر مرگ رفیق حجازی مقاله ای تحت عنوان «حجازی قربانی ارتجاع رضاخانی» منتشر می کند و در آن به ستایش از او می پردازد و می نویسد که کارگران و مبارزان باید درک کنند، حتی وجود یک کارگر مبارز و آگاه، چگونه می تواند اسباب درد سر و نگرانی حکومت های استبدادی را فراهم کند.

» گرچه اعدام حجازی یک ماتم و عزای بزرگ برای طبقه کارگر ایران و فقدان تاریخی برای فرقه کمونیست ایران است، ولی یک کار بزرگ این فرقه این است که مثل مدرسه مبارزه طبقاتی در عرض چند سال تشکیل و در عمر کوتاه خود توانسته چنین مبارز فداکار و فهیمی در عرصه سیاست بوجود آورد. اعدام حجازی یک مساله اتفاقی و ساده نیست. این مسئله یک امر تاریخی و قابل دقت است که کارگر ایرانی داخل مبارزه جدی بر ضد حکومت ارتجاعی ملاّکین و پهلوی شده، حقوق خود را مطالبه می نماید. اعدام حجازی معلوم می دارد که طبقه کارگر حاضر است آزادی و استخلاص خود و مملکت را از چنگال رژیم ارتجاعی پهلوی و ارباب های او حکومت بریتانیا به زور مبارزه و جان‌فشانی به دست بیاورد.

اعدام رفیق حجازی تاثیرات شدید در میان طبقات انقلابی و زحمتکش ایران ایجاد کرده. گرچه حکومت سیاه رضاخان هرگونه نمایش و اجتماع را برای تشییع و تدفین جنازه حجازی جلوگیری کرد ولی کارگران و هم‌فکرهای او در مجامع و در مجالس مخفی جلسات مخصوص به یاد این قربانی طبقه کارگر تشکیل دادند. در روزنامه مسکو و بادکوبه مقالاتی راجع به او نوشته شد و اتحادیه جوانان کمونیست انگلیس اعتراض نامه بر ضد این اقدام جنایتکارانه منتشر نمود. در بادکوبه شب ماتم عظیمی از طرف معاونت بین المللی انقلابیون تشکیل داده شد. انقلابیون و کمونیست های ایرانی در این محفل قسم یاد کردند که انتقام حجازی را از جلادان و قاتلین حقیقی حجازی بگیرند.

ما تمام کارگران دنیا و تشکیلات کارگری و انقلابی اروپا و آمریکا را به هم‌حسّی برادرانه و پروتست سخت به عملیات حکومت سیاه رضاخان که خود را نماینده فاشیسم و مزدور سیاست امپریالیزم انگلیس می داند دعوت می کنیم.»(3)

زحمتکش؛ طهران؛ مهرماه 1307

پانوشت ها:

(1) یادداشتی چند از تاریخ پرافتخار سازمان کارگران؛ کتاب جمعه سال اول شماره ۳۴ صفحه ۱۳۹

(2) رهبر دانش؛ شماره 9؛ (24 سپتامبر) 1929 صفحه 9؛ تاجیکستان؛ شماره 9

(3) برگرفته از کتاب فرقه جمهوری انقلابی ایران، پژوهش و ویرایش خسرو شاکری، انتشارات مزدک، 1996

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: