آلترناتیو

ماتم نگیرید! سازماندهی کنید!

ترکیه و اخوان‌المسلمین: خیزش اجتماعی علیه برادر اردوغان

تیِری میسَن

برگردان: پردیس رحمانفرد

1025593_533669846668427_1043443082_o

سرکوب اعتراضات علیه اردوغان طی ده روز، دست کم جان سه نفر را گرفت و بیش از ۵۰۰۰ زخمی برجا گذاشت.  به زعم تیِری میسَن، تظاهرات مردم ترکیه نه علیه شیوه‌ی حکومتی اتوکراتیک و استبدادی رجب طیب اردوغان، بلکه برضد سیاست های اوست. به عبارت دیگر این اعتراضات علیه اخوان‌المسلمین است که اردوغان نقش مشاورشان را  بر عهده دارد. آن چه که در میدان تقسیم آغاز شد، نه یک انقلاب رنگین حول یک پروژه‌ی ساختمانی جدید، که خیزشی بود که در تمام کشور بسط پیدا کرد.

                                                                                                                                   ***

خیزش توده‌ای در ترکیه ریشه در تناقضات دولت اردوغان دارد. وی در نهایت پس از جا انداختن خود به عنوان دمکرات مسلمان (بر اساس مدل دمکرات مسیحی) ناگهان ماهیت واقعی خود را با ظهور انقلابات  بهار عربی آشکار کرد. به لحاظ سیاست‌های داخلی وخارجی زمان قبل و بعد از چرخش قابل ملاحظه است. مرحله‌ی پیشین به تصفیه‌ی نهاد‌ها اختصاص داشت. پسامد آن  با سکتاریسم و فرقه گرایی خصلت نمایی می شود. پیش از آن اما، «تئوری تنش صفر» احمد داوداوغلو با همسایگان ترکیه به مثابه یک مرحله میانی قرار دارد . این‌طور به نظر می‌رسد که امپراطور سابق عثمانی چرتش پاره شده و به واقعیت بازگشته است. سپس، عکس آن اتفاق افتاد: ترکیه با تمام همسایگانش وارد مخاصمه شد و جنگ علیه سوریه را آغاز نمود.

اخوانالمسلمین

هدایت کننده‌ی این تغییر جهت اخوان‌المسلمین است، سازمانی مخفی که اردوغان و هم‌پالکی‌هایش با وجود نفی آن همواره بدان وابسته بوده اند.  اگرچه این تغییر جهت به مواردی چون قطر بر می گردد _ که سرمایه‌گذار اخوان المسلمین است_ اما دلالت مفهومی مشابهی را در برمی گیرد: رژیم‌های اقتدارگرا که مدعی دشمنی با  اسرائیل هستند، ناگهان مانند متحّدان نزدیک او عمل می‌کنند.

حائز اهمیت است که به یاد بیاوریم که برچسب «بهار عربی» که توسط غرب اعطا گردید، تنها فریبی است تا به مردم قبولانده شود که دول مصر و تونس به وسیله‌ی جنبشی توده‌ای سرنگون شده اند.

مادامی که در تونس یک انقلاب خلقی در جریان بود، هدفش تغییر رژیم نبود بلکه دست یافتن به تغییرات اجتماعی و اقتصادی بود. این ایالت متحده‌ی آمریکا بود و نه [توده مردم] در خیابان که دستور به  کناره‌گیری حسنی مبارک و زين العابدين بن علي داد. سپس این ناتو بود که قذافی را سرنگون و مجازات کرد، و اکنون بازهم این ناتو و شورای همکاری خلیج فارس است که حمله به سوریه را دامن زده است.

در سرتاسر شمال آفریقا_ به جز الجزایر_ اخوان المسلمین توسط هیلاری کلینتون در جایگاه قدرت قرار داده شده اند. همه جا، جماعت مشاوران ارتباطات ترک، به یمن حسن عملکرد اردوغان، در هیئت مدیره‌ هستند. در همه جا،  دموکراسی تنها مدخلی است که به برادران اجازه‌ی اسلامیزه کردن تمام موسسات تجاری را می دهد تا در ازای آن سرمایه داری لیبرال دروغین ایالات متحده مبادله شود.

ترم اسلامیزه کردن  منعکس کننده‌ی رتوریک به خدمت گرفته شده توسط «برادران» است و نه واقعیت. اخوان قصد دارند حریم شخصی افراد را بر اساس  اصولی که منشأیی بیرون از حوزه قرآن دارند، کنترل نمایند. این نقش زنان در جامعه را زیر سوال می‌برد و سبک زندگی ریاضت کشانه ای را بدون الکل یا سیگار و یا بدون رابطه‌ی جنسی به آن‌ها تحمیل می‌کند.

در طول ده سال اخیر اخوان در نقش هدایت کننده مانند یک رادار باقی مانده است و تغییرات آموزش عمومی را به بخشی که توسط فتح الله گولن راه اندازی شده و البته پرزیدنت عبدالله گل نیز عضو آن است، واگذار کرده اند.

اگرچه اخوان انزجار خود را از شیوه ی زندگی آمریکایی به رخ می‌کشیدند، ولیکن زیر سایه حمایت آنگلوآمریکایی‌ها (آمریکا، انگلیس، اسرائیل) _ یعنی کسانی که همیشه قادر به استفاده از خشونت بر علیه مقاومت کنندگان علیه آنان بودند_ تقویت شدند. هیلاری کلینتون دستیار سابق خود هما عابدین (همسر آنتونی وینر صهیونیست، عضو سابق کنگره) را به عضویت در وزارتخانه خود منصوب کرد، کسی که مادرش  صالحه عابدین  ریاست شاخه زنان اخوان را بر عهده دارد. از همین کانال بود که کلینتون اخوان را پروراند و برانگیخت.

اخوان، زمینه را برای ایدئولوژی القاعده از طریق یکی از اعضای خود به نام ایمن الظواهری که سازمانده ترور رئیس جمهور سادات و رهبر فعلی گروهی تروریستی است فراهم ساخت. الظواهری نیز همواره مانند بن لادن عاملی در خدمت آمریکا بوده است. در حالی که به طور رسمی در لیست دشمن علنی قرار دارد، اما از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۱ مرتبا با سی.آی.ای از طریق سفارت آمریکا در باکو در چارچوب «عملیات گلادیو ب» ملاقات داشته است  که توسط سیبل ادموندز، مترجم سابق اف بی آی تصدیق شده است. [1]

یک دیکتاتوری ترقّی خواه!

اردوغان طی زمان حبس خود ادعا کرد که ارتباط خود را با اخوان قطع کرده و از عضویت و فعالیت در حزب انصراف داده است. سپس خود را نامزد انتخابات کرد و تدریجا دیکتاتوری را تحمیل نمود.او فرمان دستگیری و  زندانی کردن دو سوم از ژنرال‌های متهم به دخالت در عملیات گلادیو _شبکه ای سری تحت نفوذ آمریکا_ را داد. همچنین او شمار کثیری از روزنامه‌نگاران را پشت میله‌های زندان جای داده است. این واقعیت حتی توسط رسانه‌ های غرب پوشیده مانده است چرا که آنان تمایلی به انتقاد از یک عضو ناتو نداشته اند.

ارتش همواره محافظ سنتّی سکولاریسم کمالیستی بوده است . هر چند پس از حمله ۱۱ سپتامبر، افسران ارشد که از عملکرد تمامیت خواهانه ایالت متحده نگران بودند، با همتایان خود در روسیه و چین تماس حاصل کردند، اما به منظور خفه کردن این ابتکارات ناخوشایند در نطفه، برخی قضات  تیزبین به آن‌ها روابط تاریخیشان با آمریکا را یادآوری کردند. ممکن است گفته شود که روزنامه نگاران هم مانند تمام حرفه‌های دیگر، می‌توانند حقه باز باشند، اما بالاترین میزان روزنامه نگاران زندانی ترکیه در دنیا حاکی از یک سیاست است: ارعاب و سرکوب. به استثنای اولولسال تی وی، سایر کانال های تلویزیونی به مداحی رسمی دولت بدل شدند، حال آن که مطبوعات همان مسیر سابق را دنبال می‌کردند.

تئوری تنش صفر با همسایگان خود

سیاست خارجی احمد داوداوغلو به همان اندازه خنده‌ دار بود. وی برای حلّ مشکل لاینحلّی که از یک قرن قبل تر و از دوره امپراتوری عثمانی باقی مانده بود، کوشید که مشابه نقش اوباما در مقابل نتانیاهو را با سازمان دادن «ناوگان کوچک آزادی به سوی فلسطین» ایفا نماید. [2] هرچند، کمتر از سه ماه بعد از دزدی دریایی اسرائیل، او دخالت کمیسیون بین المللی تحقیق و تفحّص را پذیرفت که به منظور سرپوش گذاشتن و از نو ادامه پیدا کردن همکاری های مخفیانه وی با تل آویو تشکیل شده بود. به عنوان نشانه‌ای از همکاری بین اخوان و القاعده، به این مورد می توان اشاره کرد که اخوان، المهدی هراتی، فرمانده دوم القاعده در لیبی و احتمالاً یک عامل سرویس امنیتی-اطلاعاتی انگلیس را در کشتی ماوی مرمره جای داده بود. [3]

فاجعه اقتصادی

ترکیه چگونه توانست نه تنها یک دهه تلاش دیپلماتیک برای بازیابی روابط بین المللی اش را بر باد ندهد، بلکه هم چنین به لحاظ اقتصادی هم رشد نماید؟ در مارس 2011، ترکیه به عنوان یک شریک اقتصادی قدرتمند، در عملیات ناتو علیه لیبی مشارکت نمود. هم زمان با ویران شدن لیبی بر اثر جنگ، ترکیه نیز بازار خود را از دست داد. در همان زمان، آنکارا برای جنگ با همسایه سوری اش، همان که در کمتر از یکسال قبل با او یک توافقنامه لیبرالیزاسیون تجاری امضا نموده بود، سوار بر کشتی شد. ضربات ناشی از آن بسیار سریع به وقوع پیوست: رشد اقتصادی که در سال 2010 حدود 9.2% بود، به 2.2% کاهش پیدا کرد و روند نزولی آن نیز ادامه یافت. [4]

روابط عمومی

به قدرت رسیدن اخوان‌المسلمین در شمال آفریقا دولت اردوغان را بیش از پیش به خود مطمئن ساخت. با به اهتزاز درآوردن پرچم جاه‌طلبی‌اش برای احیای امپراتوری عثمانی،  ابتدائاً خلق عرب را آشفته خاطر ساخته بود و سپس نیز اکثریت مردم ترکیه را بر علیه خود شوراند.

از یک سو دولت، برای فتح ۱۴۵۳_فیلمی که مبالغی نجومی را در مقیاس ملّی  بلعیده است_ سرمایه گذاری می کند که قرار است فتح قسطنطنیه را البته با روایت دست‌کاری شده از تاریخ گرامی بدارد. و از دیگر سو، سعی بر ممنوع کردن محبوب‌ترین سریال تلویزیونی خاورمیانه، یعنی حریم سلطان دارد زیرا حقیقت به گونه ای است که آن سریال نمی‌تواند تصویری صلح‌آمیز از عثمانی‌ها به نمایش بگذارد.

علت واقعی شورش

در متن کنونی تحوّلات و اتفاقات اخیر در ترکیه، مطبوعات غربی همه بر روی جزئیات خاصی متمرکز شده اند: به طور مثال  پروژه‌ مسکن در استانبول، ممنوعیت فروش نیمه‌ شب الکل و یا قطعنامه‌ تشویق رشد جمعیت. تمام این ها  درست است اما هیچ یک از موارد مذکور، به انقلاب نمی‌انجامد.

دولت اردوغان با نشان دادن ماهیت واقعی خود از مردم فاصله گرفت. تنها اقلیتی از سنّی‌ها می‌توانند با برنامه‌ ریاکارانه و عقب‌مانده اخوان المسلمین برای خود هویت کسب کنند. در حال حاضر، حدود ۵۰% از ترک‌ها سنّی هستند، ۲۰% علوی، ۲۰% کردها (غالباً سنی)، و ۱۰% نیز به دیگر اقلیت‌ها تعلّق دارند. بر حسب آمار پر واضح است که دولت اردوغان نمی‌تواند برای مقابله با شورش‌هایی که سیاست‌های خود او جرقه شعله ور شدن آن بوده است، پیشنهادی ارائه کند.

با سرنگون کردن اردوغان، مردم ترکیه نه تنها به حل کردن مشکلات خود کمک می‌کنند بلکه با این کار به جنگ با سوریه نیز خاتمه می‌دهند. من اغلب به این موضوع اشاره کرده ام که جنگ روزی تمام می‌شود که  اسپانسرهای خارجی آن از صحنه کنار روند. تنها در این صورت جنگ پایان می یابد. بنابراین مردم ترکیه همزمان خواهان متوقف کردن بسط اخوان المسلمین نیز هستند. سقوط اردوغان، حاکی از آن است که دوستان او نظیرالغنوشی در تونس و مُرسی در مصر نیز رو به سراشیبی اند. در واقع غیر محتمل است که چنین دولت‌های ساختگی و تحمیل شده ای که از دل فریب  انتخاباتی برآمده اند، بتوانند اسپانسرهای قدرتمند خود را نجات دهند.

پانوشت ها:

1-     «رهبر القاعده عنصر با ارزشی برای امریکا بود»، نافذ احمد، 21 مه 2013

2-     «چرا اسرائیل در منطقه مدیترانه به غیرنظامیان حمله می کند؟» و «ناوگان کوچک آزادی»: جزئیاتی که نتانیاهو را ترساند؛ تیری میسن، شبکه ولتر، 1 و 8 ژوئن 2010

3-     «ارتش آزاد سوریه به فرمان حاکم نظامی طرابلس»، تیری میسن، شبکه ولتر، 19 دسامبر 2011

4-     رشد اقتصادی ترکیه به شدّت کند می شود، امر پرر و یلیز کاندمیر، وال استریت ژورنال، 1 آپریل 2013

برگرفته از: Global Research, June 11, 2013

Advertisements

1 دیدگاه برای “ترکیه و اخوان‌المسلمین: خیزش اجتماعی علیه برادر اردوغان

  1. ناشناس
    ژوئیه 15, 2013

    بسیار زیبا و به مانند چرخ دنده ها و زنجیری این چینش به هم ارتباط داده شد.دوست

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ورودی در ژوئیه 6, 2013 بدست در آلترناتیو فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: