آلترناتیو

ماتم نگیرید! سازماندهی کنید!

بی پای پوش می توان از کویر گذشت، بی ستاره هرگز… : شهدای خرداد

شهدای جنبش نوین کمونیستی در 3 خرداد

فرماندۀ چریک فدایی خلق، رفیق اسکندر صادقی‌نژاد

مهرنوش میرسعیدی

 eskandar

فرمانده چریک فدایی خلق، رفیق شهید اسکندر صادقی‌نژاد در سال 1319 در خانواده‌ای کارگری به دنیا آمد. از چهارده سالگی به عنوان شاگرد تراشکار به کار مشغول شد و در هفده سالگی اولین اعتصاب کارگری پس از کودتای 28 مرداد را در محل کارش سازماندهی کرد. او به همین دلیل دستگیر شد و پس از آزادی از محل کارش اخراج شد. رفیق اسکندر یکی از دبیران سندیکای کارگران فلزکار مکانیک بود. این سندیکا در سال 1323 تاسیس شده بود و از قدیمی‌ترین کانون‌های مبارزات پرولتری در ایران بود. رفیق اسکندر عضو گروه کوهنوردی سندیکا نیز بود و همین مساله اسباب آشنایی او با برخی رفقای دیگر را نیز فراهم ساخت. در تاریخچه‌ای که در سایت این سندیکا قرار داده شده است، در این مورد آمده است: «کارگران جوانی در جمع کارگران فلزکار و مکانیک حضور داشتند که با جدیت تمام مسائل صنفی را پی می‌گرفتند. از جملۀ این کارگران، شهید اسکندر صادقی‌نژاد بود که در آن زمان هفده ساله و کارگر میل لنگ‌تراش کارخانۀ بندار بود و بعدها به عنوان کادر سندیکایی در صنف فلزکار-مکانیک فعالیت‌های قابل توجهی داشت و طی نیمۀ دوم دهۀ چهل به همراه دیگر کارگران فلزکار مانند جلیل انفرادی به صف مبارزات ضد رژیم پیوستند و طی فعالیت‌های چریکی شهید شدند…» اسکندر از طریق رفیق فرمانده صفایی فراهانی در گروه موسوم به گروه جزنی-ضیاء ظریفی عضوگیری می‌شود و در تیم تدارکات گروه جنگل که خالق حماسۀ سیاهکل بود، دوشادوش رفیق شهید حمید اشرف مسئولیت‌های گوناگونی را بر عهده گرفت. اسکندر فرمانده تیمی بود که اقدام به اعدام انقلابی تیمسار فرسیو، رییس ادارۀ دادستانی ارتش، در 18 فروردین 1350 نمود. فرسیو کسی بود که باقیماندۀ رفقای سیاهکل را در دادگاه‌های دربستۀ نظامی به محاکمه کشید و حکم اعدام آنان را صادر نمود. این عملیات اعدام انقلابی تاثیر بسیار گسترده‌ای بر اقشار پیشرو جامعه داشت و شور و شوق بسیاری برانگیخت و ادامۀ حیات و تداوم فعالیت‌های گروه را به اطلاع همگان رساند. تیمسار فرسیو که سوار بر اتوموبیل در حال خروج از منزلش در قلهک تهران بود، توسط رفقا که خروج او را انتظار می‌کشیدند، به رگبار بسته شد. رفیق کبیر مسعود احمدزاده در جریان بازجویی‌های خود در مورد تاثیر این عملیات چنین می‌نویسد: «بعد از این عملیات مردم و به ویژه مردم آگاه که از شکست هستۀ چریکی در سیاهکل و سپس عده‌ای از رفقای ما سخت اندوهگین و افسرده‌دل شده بودند، سخت به شور و هیجان می‌آیند و دشمن هم که سخت وحشت‌زده و هراسان شده بود (علی‌رغم ادعاهای قبلیش که گروه ما را نابود کرده و فقط چند نفر فراری هستند) به دست و پا می‌افتد…» رژیم که از واکنش باقیماندۀ اعضای گروه جنگل سخت به هراس افتاده بود، عکس‌های نه نفر از رفقا و از جمله رفیق اسکندر را در روزنامه‌ها و معابر و اماکن عمومی منتشر ساخت و به گزارش خبرگزاری یونایتدپرس، برای اطلاعاتی که منجر به دستگیری هر یک از آنان شود، 13 هزار دلار جایزه تعیین کرد. پس از اتحاد دو گروه جزنی-ضیاء ظریفی و پویان-احمدزاده و تاسیس سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران، رفیق اسکندر در یک تیم چهار نفرۀ جدید با شرکت رفقا امیرپرویز پویان، رحمت پیرونذیری و سعید آریان سازماندهی می‌شود. اسکندر به خاطر تسلط و توانایی‌هایش در این تیم نیز سمت فرماندهی را بر عهده داشت. رفیق اسکندر در جریان چند عملیات مصادرۀ انقلابی جهت تامین منابع مالی مورد نیاز گروه شرکت داشت و در عملیات مصادرۀ انقلابی بانک ملی خیابان آیزنهاور (آزادی کنونی) در اردیبهشت 1350 که در جریان آن رفیق امیرپرویز پویان به سخنرانی و روشنگری پرداخت، فرماندهی عملیات را در صحنه بر عهده داشت. پس از مدتی یکی از اعضای تیم یعنی رفیق حمید توکلی دستگیر می‌شود. رفیق اسکندر طبق موازین سازمانی و به عنوان فرماندۀ تیم بلافاصله دستور تخلیۀ خانۀ پایگاهی را می‌دهد اما رفیق پویان به دلایلی از جمله اعتماد بسیار به مقاومت رفیق حمید توکلی در زیر شکنجه با این تصمیم مخالفت می‌کند. بعدها رفیق حمید اشرف در جمع‌بندی دو ساله از رفیق پویان انتقاد می‌کند که چرا برخلاف موازین سازمانی دستور فرمانده گروه را نپذیرفته و بلافاصله اقدام به تخلیه پایگاه نکرده است. به هر روی رفیق اسکندر بر تصمیم خود پافشاری می‌کند و تصمیم بر این می‌شود که او به همراه چهار رفیق دیگر برای پیدا کردن خانه‌ای جدید از خانۀ پایگاهی خارج می‌شوند. مالک بنگاهی که رفقا برای پیدا کردن خانه به آنجا مراجعه می‌کنند، با توجه به عجلۀ رفقا مشکوک می‌شود و در فاصله‌ای که رفقا برای آوردن اسباب و وسایل بر می‌گردند، پلیس را در جریان می‌گذارد. در حالی که رفقا مشغول انتقال اثاثیه به خانه هستند و رفیق اسکندر به همراه رفیق احمد زیبرم در جلوی در خانه ایستاده است و رفقا شهین توکلی و حمید آریان در داخل خانه هستند، ماموران شهربانی از راه می‌رسند و دستور ایست به رفقا می‌دهند. رفیق اسکندر با هوشیاری و عکس‌العمل سریع با بیرون آوردن اسلحه‌اش، اقدام به تیراندازی می‌نماید و در پناه آتش او رفیق زیبرم موفق به فرار می‌شود. رفیق اسکندر سنگر می‌گیرد و اقدام به تیراندازی متقابل با مامورین می‌کند که این مقاومت و نبرد نابرابر یک ساعت به طول می‌انجامد. در جریان نبرد رفیق اسکندر صادقی‌نژاد به شهادت می‌رسد و رفقا حمید آریان و شهین توکلی، زخمی و دستگیر می‌شوند. در همان روز در درگیری در خیابان نیروی هوایی در خانۀ پایگاهی رفیق پویان، او و رفیق رحمت پیرونذیری نیز به شهادت می‌رسند. بدین ترتیب زندگی این کارگر پیشرو که به یک فرمانده چریک فدایی تبدیل شد در جریان یک نبرد حماسی در خیابان طاووسی تهران به پایان می‌رسد. رفیق حمید اشرف که سابقۀ هم‌رزمی و رابطۀ نزدیک با رفیق اسکندر داشت، بعدها نام او یعنی «اسکندر» را به یاد صلابت و صداقت و قدرت فرماندهی و تسلط او به عنوان نام سازمانی برای رفیق شهید سیامک اسدیان بر می‌گزیند. رفیق سیامک اسدیان نیز در 13 مهر 1360 به عنوان یک فرمانده چریک فدایی در نبرد با ماموران رژیم اسلامی جان می‌بازد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ورودی در مه 28, 2013 بدست در آلترناتیو فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: