آلترناتیو

ماتم نگیرید! سازماندهی کنید!

استراتژی آلترناتیو: از جنگ نامنظم شهری تا سازماندهی شهری | مهیار بختیاری

از جنگ نامنظم شهری تا سازماندهی شهری
(بخش دوم)
مهیار بختیاری
  
”در اسرع وقت باید قلع و قمع یا دستگیر شوند و ضمناً هدف این عناصر مخرب به زارعین تفهیم شود که منظورشان خارج نمودن اراضی از دست آن­ها بوده و به نفع کمونیست­ها اقدام نموده­اند که به نفع آن­ها اراضی را تصاحب نمایند.“
تلگراف محمدرضا پهلوی به اویسی در جریان عملیات سیاهکل
ارنست مندل، ترسیم پروسه­ی فراشد وحدت توده­های پرولتر با پیشگام پرولتاریا و در نهایت حزب طبقه­ی کارگر، را در چنین نموداری منعکس     می­کند:
توده­های کارگر: عمل ← تجربه ← آگاهی
هسته­های انقلابی: آگاهی ← عمل ← تجربه
کارگران پیشرو: تجربه ← آگاهی ← عمل

او سپس با نقد موضع رزا لوگزامبورگ پیرامون مفهوم سازماندهی، و با بازگشت به ”نظریه لنینی سازماندهی“، به تبیین چگونگی قوام یافتن وجه دیالکتیکی مبارزه می­پردازد. مندل در این­ باره می­نویسد:
”در یک کلام سازمان حزب انقلابی طبقه عبارت است از پیوند آگاهی هسته­ی انقلابی با آگاهی کارگران پیشرو، آماده شدن برای اوضاع پیشاانقلابی (انفجاراتی بالقوه انقلابی)، و پیوند عمل توده­های کارگری با عمل کارگران پیشرو، اوضاع انقلابی ـ­یعنی امکان تسخیر انقلابی قدرت­ـ هم زمانی فرا می­رسد که عمل توده­ها و قشر پیشرو با آگاهی پیشگام و قشر انقلابی به هم جوش خورده باشند. نزد توده­های وسیع تنها مسائل و مشکلات روزمره و نیازهای فوری هستند که اشکال ابتدائی مبارزه طبقات را (که خود از تضادهای ذاتی وجه تولید سرمایه­داری بر می­خیزند) دامن می­زنند. این نکته در مورد کلیه مبارزات توده­ای و حتی مبارزات سیاسی هم صدق می­کند. از این رو فرا روییدن مبارزات   توده­های وسیع به یک مبارزه انقلابی تنها به یک عامل کمی وابسته نیست بلکه به عامل کیفی هم بستگی دارد. چنین فراشدی نیازمند آن است که در بین  توده­های وسیع و در درون جنبش به تعداد کافی از کارگران پیشرو وجود داشته باشد تا آنان با اتکاء به میزان بالای آگاهی طبقاتی­شان بتوانند در جریان مبارزه عملی، توده­های وسیع را حول چنان اهدافی بسیج کنند که تحقق آن­ها تداوم بقای جامعه بورژوایی و وجه تولید سرمایه­داری را زیر علامت سوال ببرند.“(1)
اعضای فعال در جنبش مسلحانه­ی کمونیستی ایران، ایجاد چنین ارتباطی را از نظر دور نمی­داشتند. اگر چه شرایط سخت اختناق و استبداد افسار گسیخته مجال لازم را در جهت کاربست عملی سازماندهی نمی­داد، و اگر چه در اثر همین فشار مضاعف و خفقان رخوت­آور، آن­ها سرانجام تصمیم گرفتند تا با ”فدا“ی خویش مقدمات سازماندهی طبقه کارگر را فراهم نمایند، اما هرگز نباید چنین پنداشت که اندیشه چنین ارتباط دیالکتیکی مابین آن­ها و قشرهای وسیع کارگران و دهقانان از میان آن­ها رخت بربست. بلکه ثابت­قدم­ترین چریک­ها، در بحبوحه انجام عملیات­های چریکی، به نتایج تصمیمات­شان از منظر سازماندهی نهایی طبقه کارگر علیه سرمایه­داریِ وابسته می­اندیشیدند.
رفیق بیژن جزنی در رابطه با اهمیت این فرمول در شناخت دیالکتیکی از آگاهی و خودانگیختگی می­نویسد: ”تعیین شعارهای روزانه جنبش انقلابی در اتخاذ تاکتیک­های موثر و پیشبرد برنامه انقلاب یعنی پیاده کردن استراتژی جنبش تاثیر اساسی دارد.“(2) به اعتقاد جزنی اگر سازمان انقلابی نسبت به این دو شناخت درک درستی نداشته باشد به سرعت در بین یکی از دو قطبِ تسلیم شدن به ”دنباله­روی از تمامیت توده­ها در دوران رکود جنبش“ و یا ”کشانده شدن به تمایلات انحرافی در توده­ها“ مانند شونیسم ناسسیونالیسم و یا حتی اپورتونیسم متمایل خواهد شد.
رفیق فقید جزنی در جزوه ”پیشاهنگ انقلابی و رهبری خلق“ می­نویسد:
”برای این­که هژمونی طبقه کارگر در انقلاب تامین شود لازم است، اولاً: پیشاهنگ انقلابی طبقه کارگر وجود داشته باشد. ثانیاً: این پیشاهنگ در جریان عمل بتواند شایستگی خود را برای پیشاهنگی و رهبری انقلاب اثبات کند. این شایستگی در شناخت درست شرایط اجتماعی­ـ­اقتصادی، موقعیت تاریخی، تعیین استراتژی و تاکتیک متناسب با این شرایط و موقعیت، و از همه مهم­تر  به­کار بستن صحیح این استراتژی و تاکتیک در جنبش انقلابی است.“(3)
شاید بتوان اهمیت این دیدگاه و در نظر داشتن آن­را در لحظه­ی عمل به مشی مسلحانه در دیدگاه­های فرمانده­ی جان­باخته صفایی فراهانی مورد خوانش قرار داد. رفیق جان­باخته علی­اکبر صفایی فراهانی در جزوه­ای تحت عنوان ”آن­چه یک انقلابی باید بداند“، به انعکاس برخی از مبادی پردازش نظری در باب اهمیت رابطه­ی پیشگام و طبقه­ی کار پرداخته است. آن­چه باعث می­شود تا در آغاز نگاهی به این جزوه داشته باشیم، از این روست که رفیق صفائی را می­توان فرمانده عملیات سیاهکل نیز دانست. بنابراین تامل بیش­تر بر این­که وی در اساس از چه منظری به مساله سازماندهی می­اندیشیده است حائز اعتبار است.
رفیق صفائی، ضمن ارائه شِمایی مختصر و مفید از ماهیت بورژوازی وابسته در ایران و سازوکارهای فرهنگی و ابزار تبیلغاتی مترتب بر آن در جهت بازتولید بستر مساعد برای استثمار و در جهت ممانعت از هر گونه خیزش مردمی، تاکید می­کند که ”جنبش انقلابی توده­ای فقط می­تواند در دامان اکثریت ملت یعنی زحمتکشان شهر و ده پرورش یافته با سازمان دادن این نیروها قدرت   منهدم­کننده و سازنده خود را تامین نماید. بنابراین تردیدی نیست که نیروی اصلی انقلاب دموکراتیک ایران زحمتکشان شهر و ده اند.“ صفائی ضمن وارد کردن نقدهایی جدی به برخی خصایل منحط روشنفکران خرده­بورژوا، اما با تاکید بر نقش پیشرو یا ”روشنفکران“ اذعان می­کند که ”روشنفکران جوان بالفعل­ترین نیروی جنبش­اند.“ وی نشان می­دهد که جنبش نوین کمونیستی ایران سعی دارد تا با جذب قشری از روشنفکران جوان خرده­بورژوازی شهری و تقویت خصایل انقلابی و سازش­ناپذیرانه در وی ”بار تربیت غلط سیاسی گذشته“ را از دوش وی بردارد. صفائی به درستی می­نویسد که ”کارگران و زحمتکشان شهر باید مطمئن شوند که جنبش روشنفکران هدفی جز رهائی  آن­ها و حاکمیت زحمتکشان ندارد.“(4)
به اعتقاد صفائی:
”انقلاب بدون طرز تفکر انقلابی ممکن نیست. انتقاد کردن، مخالفت ورزیدن و اعتراض با جنبش انقلابی تفاوت دارد. گرچه دستگاه حاکمه برای کوچک­ترین انتقاد سیاسی از خود شکیبایی نشان نمی­دهد. فرد انقلابی باید هدف­های روشن و معین را مقابل خود ببیند. باید خطوط مبارزه را به روشنی ترسیم کند و با آگاهی از همه امکانات برای آغاز و ادامه راه خود بهره­برداری کند. فرد انقلابی باید نسبت به مسائل طبقاتی عقیده­ی صریح داشته باشد. باید بین مصالح صاحبان سرمایه و استثمارگران و زحمتکشان حد و مرز قطعی قائل باشد و ایده­آل­های آزادی­خواهانه خود را کاملاً منطبق بر عقاید عدالت­خواهانه سازد. امروز در جامعه­ی ما هیچ مبارزی نمی­تواند از آزادی و دموکراسی دفاع کند مگر آن­که دیدگاه­اش دارای هسته­ای از سوسیالیسم باشد.“
او در بخش بسیار مهمی از این جزوه می­نویسد:
”هسته­ی انقلابی باید تئوری انقلابی داشته باشد و از سردرگمی سیاسی کاملاً آسوده و برکنار باشد. بی­توجهی به تئوری انقلابی باعث می­شود که به جای هسته­ی انقلابی دستجات ماجراجوئی و گانگستری تشکیل شده و با فروکش تمایلات زودگذر ماجراجویانه گروه از ادامه مبارزه خسته شده و حتی بدون ضربات پلیس به رکود و انحلال کشیده شود.“
اگر­چه حتی همین بینش نیز به موفقیت اساسی در طرح عملیات سیاهکل کمکی نمی­کند و جنبش چریکی از رهگذر عدم توقیت عامل ذهنی یا آگاهی در بین دهقانان متحمل ضرباتی به مراتب سنگین­تر از هجوم همه­ جانبه نیروهای نظامی رژیم می­گردد، اما همین نوشته­ها حاکی از آن­ است که پرسش بنیادین از ماهیت ارتباط و چیستی و چرائی سازماندهی پویا مورد غفلت واقع نشده­است. اگرچه عدم تحقق عینی این پرسش و ناکامی جنبش در سازماندهی وسیع توده­ای بزرگ­ترین عامل ضعف و ورود ضربه­های پیاپی به رهبری و کادرهای اصلی جنبش مسلحانه بوده است، اما با رجوع دوباره به تاملات ایشان، می­تواند از نخستین تلاش­های توامان نظری و عملی جنبش مسلحانه ایران در راستای درانداختن طرحی استوار از سازماندهی رمزگشایی کرده و نوعی سنت مبارزاتی را پیش رویمان قرار دهد تا دریابیم قرار نیست، از نقطه صفر بیاغازیم و     هم­چنان به تجربه­های کودکانه دست یازیم. برماست که با تفکر در تجارب رفقای خود، از آن­ها درس بگیریم و با درنگ در نقاط ضعف و قوت آن­ها، گام­های استوارتری را به سوی آینده برداریم.
از همین روی بر آن خواهیم بود تا دو سطح از فعالیت­های مطالعاتی ایشان را در این باره، مورد بازخوانی قرار دهیم و در پایان به ترسیم خطوطی که آن­ها را به سمت تحول نهایی در اندیشه و عمل سازماندهی وسیع طبقه کارگر رهنمون کرد، نزدیک شویم. ما خطوط را در دو سطح مطالعات روستایی و مطالعات شهری پی خواهیم گرفت و در این بخش، سعی خواهیم کرد گوشه­هایی از تلاش­های نظری در سطح مطالعات روستایی را ارائه نمائیم.

*****
”دولت ایران اساسی­ترین قدم را برای جلوگیری از شورش داخلی و به منظور مبارزه با کمونیسم در این کشور برداشت، بدین معنی که قانون اصلاحات ارضی را از قوه به فعل درآورد.“
خبرگزاری یونایتد پرس؛ پانزدهم ژانویه 1962
تا پیش از انجام اصلاحات ارضی چیزی قریب به 67 درصد از مردم کشور را ساکنان روستاها تشکیل می­داده­اند. ”بر اساس یک تخمین ساده تنها 37 خانواده، مالک 19 هزار ده یعنی در حدود 38 درصد از کل روستاهای ایران بودند. در حالی که گروهی دیگر از مالکان متوسط که هر کدام مالک 105 روستا بودند،  7 هزار آبادی یا 14 درصد از مجموع آبادی­ها را در اختیار خود داشتند.“ چنین جمعیت بزرگی که در گوشه و کنار کشور پراکنده بودند، می­توانست توان فوق­العاده­ای را برای جنبش­های اجتماعی فراهم آورد. با این وجود از جنبش مشروطیت تا آستانه­ی اصلاحات ارضی، سر روستائیان از تحولات اجتماعی بی­کلاه مانده بود.(5)
اگر چه پس از شهریور 1320 و علیه تحکیم موقعیت دوباره­ی فئودال­ها قوانینی توسط محمد مصدق به تصویب رسیده و در مقابل بسیاری از عوارض و مالیت­های بی­رحمانه­ی اربابان زمیندار موانعی را موجب شده بود، اما تحول بنیادینی پای به عرصه روستا نگذاشته بود. همین توان عظیم بالقوه و نیز تجربه انقلابات دهقانی چین و به خصوص کوبا، زنگ خطر خیزشی نه چندان دور از انتظار را در روستاها و در میان دهقانان بینوا به صدا درآورده بود. زنگی که بار دیگر توسط اربابان آمریکایی در بیخ گوش محمدرضا پهلوی و دار و دسته­اش به صدا درآمد و در نهایت آن­ها را به انجام چنین تحولی مجاب نمود.
زمانی حضرت آریامهر طی نطقی در بین دانشجویان ایرانی تحصیلکرده در آمریکا گفته بود:
این­جا کوبا نیست.“
اشاره­ای که نشان از آن دارد، شاه شاهان، عزم خویش را جزم کرده تا شاهی  سر به­راه و پند شنو بوده و حائلی در سر راه هر گونه خیزش کمونیستی در ایران و متعاقباً در تمام منطقه باشد. چنان­که وزیر کشاورزی رژیم نیز در خرداد 43 در تبریز اذعان می­کند:
”باید خود را با تحول زمان هماهنگ سازیم زیرا جبر تاریخ ایجاب می­کند. اگر خود عمال آن باشیم آسان می­گذرد ولی اگر قرار باشد چرخ زمان آن را علی­رغم ما انجام بدهد ما را زیر دندانه­های خود خواهد گرفت.“(6)
این دندانه­ها تمثیلی از نگرانی­های عمیق حکومت و موسسات تحقیقات استراتژیک آمریکایی، از نفوذ جنبش کمونیستی در بستر مساعد جامعه دهقانی است.
جمعیت بزرگ روستائیان از یک سوی و اختناق شدید حاکم بر شهرهای صنعتی از سوی دیگر باعث می­شد تا اعضای جنبش کمونیستی ایران هم­چنان به مساله شروع یا گسترش جنبش مسلحانه­ی انقلابی از روستاها بیاندیشند. به خصوص که اصلاحات ارضی زمینه­ساز ورود تمام عیار کشور به حیطه­ی مناسبات سرمایه­دارانه بود. از همین روست که طی این سال­ها مساله ارتباط با توده­های وسیع دهقانی به یکی از ارکان ثابت تلاش­های نظری آن­ها تبدیل  می­گردد.
کتاب ”درباره مبارزات کردستان“ نوشته­ی فدایی فقید حمید مومنی، یکی از جدی­ترین تلاش­ها در جهت ارائه تصویری دقیق از وضعیت روستاهای کردستان در قبل و بعد از اصلاحات ارضی است. او با تقسیم جغرافیایی کردستان به دو منطقه شرقی و غربی، اطلاعات وسیعی را پیرامون، نحوه­ی تقسیم آب، ابزار کار، نوع، کمیت و کیفیت محصولات کشاورزی، وضعیت  راه­های ارتباطی و تجاری و نیز ترکیب طبقاتی روستاها ارائه می­کند.(7)
به گمان ما رفیق مومنی در اثنای همین تقسیم­بندی یکی از موجزترین و   دقیق­ترین تعاریف را درباره ”خوش­نشین“ها که در تحولات آتی هنگامه انقلاب و نیز تشکیل یک قشر عمیقاً فرودست در ذیل طبقه کارگر نقش بی­بدیلی ایفا می­کنند، ارائه می­نماید. درنگ ما بر این تعریف هم­چنین مدلل از این روست که در مطالعات آتی جنبش کمونیستی، ورود گزاره ”ساکنان خارج محدوده“ جایگاهی بنیادین خواهد داشت و سرانجام نیز ما را به تحولات عمیق حول رابطه انقلابیون و طبقه کارگر سوق خواهد داد.
خوش­نشین در این تعریف:
”فردی است که نسبت به زمین و آب، مالکیت یا حق نسق ندارد. قشر بالایی آن را می­توان برزگر دانست که بدون داشتن حق نسق عرفاً هر ساله زمینی را در اختیار داشتند. سایر خوش­نشین­ها به­طور کلی به دو دسته عمله و خدمه تقسیم می­شدند. عمله­ی ده به کارگری مشغول شده، دروگری و علف­چینی می­کردند و یا به عملگی ساختمان می­پرداختند. (مزد دروگری 10-15 تومان با خرج، دو ماه کار در سال … و مزد کار ساختمانی 5-10 تومان) و خدمه شامل چوگانان و نوکرها بودند. گاهی خوش­نشین­ها در جوار کار اصلی خود به صنعت نیز روی آورده به نجاری یا حلبی­سازی و پنبه­دوزی می­پرداختند.“(صفحه 6)
رفیق با دقت و درستی در صفحات بعدی و ذیل عنوان قاچاق، اشاره می­کند که این راه درآمدی نیز از عمده کار ویژه­های اقتصادی خوش­نشینان است. در واقع با توجه به بهره­های مالکانه اربابی و عوارض متعددی که ناباورانه از مالیات بر برف و آفتاب تا مالیات بر موش­خورانه و تاپاله را در بر میگرند ”بیش­تر خوش­نشینان و رعایای فقیر و عده­ای از خرده­مالکان غرب کردستان از عراق چای و منسوجات و چینی­آلات آورده و در شهرها یا دکان­های ده به فروش می­رساند و یا بنا به سفارش اهالی برایشان اثاثیه می­آورند. گاهی اوقات اسلحه نیز آورده می­شود.“(صفحه 9)
رفیق مومنی در ادامه و با ذکر جزئیات نشان می­دهد که چگونه بعد از اصلاحات ارضی و ورود مناسبات جدید به روستا (که اغلب صوری و تنها برای یافتن مفرهایی جهت از دست ندادن سودهای هنگفت پیشین بوده است) مسائلی تازه از قبیل وام و مکانیزه کردن زمین­های زیر کشت و شیوع نوعی مصرف تجملی در روستاها پایه­های تولید سست و بخش­های فاقد ابزار تولید در آستانه نابودی قرار می­گیرند و نمی­توانند از پس هزینه­های جدید برآیند. به عنوان نمونه:
”فشار به رعایا یا خوش­نشینان در غرب کردستان بیش­تر شده است و منابع درآمد اضافی آن­ها را تقریباً قطع کرده­اند. جنگلبانی نمی­گذارد زغال بسازند (یعنی جای درآمد فروش زغال را خرج نفت گرفته است) و به­عنوان حفظ مراتع، پرورش بز را محدود کرده و بر سایر دام­ها عوارض بسته است.“ این در حالی است که دولت به قول رفیق ”برای به دست آوردن دل مالکان“ به آن­ها تراکتور و پمپ آب می­دهد. رویکردی که در شکلی جدید وابستگی دهقان را به مالک مضاعف می­کند و باید هم­چنان در قبال بهره­گیری از این امکانات جدید به ارباب مالیات بدهد و خدمت­گزاری او را بکند.(صفحه 13 تا 17)
مساله بسیار با اهمیتی که رفیق مومنی به آن اشاره می­کند به وجود آوردن نوعی ”چریک دولتی“ در منطقه است.
”در همین کردستان غربی به برخی مالکان یا خرده­مالکان که زمین­هایشان تقسیم نشده یا سرسپردگی به دولت دارند تفنگ داده می­شود که بین وفاداران خود تقسیم کنند و آن­ها را چریک دولتی می­نامند. البته دولت عده­ای از رعایا را تعلیم داده، تفنگ می­دهد. با حقوق 450 الی 600 تومان و این­ها را نیز چریک دولتی می­نامد. اما در محل آن­ها را ”جاش“ می­گویند.(یعنی اصطلاحاً به­ معنی مزدور می­نماید) جاش­ها مانند ژاندارم­ها نگهبانی و کشیک می­دهند و در دستگیری قاچاقچی­ها کمک می­کنند. سابقه تاریخی و علت وجودی جاش­ها جنگ 46 و 47 کردستان بود. علاوه بر جاش­پروری، ساواک به کمک سازمان مقاومت ملی از روستاییانی که سربازی داده­اند و یا از بچه­های رعایا و از خوش­نشین­ها عده­ای را با مزد کم استخدام کرده (صد تومان تا دویست تومان) که جاسوس ده محسوب می­شوند. البته در بعضی نواحی غرب با اجبار، روستاییان را برای یکی دو ماه تعلیم اجباری می­دهند ولی به­طور عمده کدخداها و آخوندها و روسای انجمن­های ده به اجبار یا دواطلبانه به خدمت ساواک درآمده و هر فرد خارجی را که به دهات می­رود از او تحقیق می­کنند و با گزارش به ژاندارمری می­دهند و اخبار ده را گزارش می­کنند.“(صفحه 18)
از طرف دیگر شهرها نیز حال خوشی ندارند و مناسبات سرمایه­داری به مرور به تضعیف صنایع بومی مانند تولید کفش، ابزارآلات کشاورزی و پارچه و جاجیم می­انجامد. و برخی از همین بیکار شدگان با جذب شدن مشاغلی مانند لاربری و کارهای ساختمانی و اخراج­های فصلی از کار، به مرور در کسوت لمپن­های شهری در می­آیند.(صفحه 19 تا 21)
مومنی در این کتاب به صورتی فشرده ولی مفید به بازخوانی تاریخ مبارزات سیاسی در کردستان از اوایل قاجار تا زمان حال می­پردازد. نگاه سیاسی و تسلط رفیق بر رویدادهای این منطقه و تکامل نهایی احزاب و گروه­ها در کردستان، باعث می­شود کتاب او از این حیث نیز منبعی دست اول در راستای مطالعات سیاسی معاصر به ویژه در جهت شناخت کردستان محسوب شود. در خلال همین تحلیل­هاست که او اشاره می­کند ”عمده­ترین تضاد کردستان تضاد خلق کرد با رژیم مرکزی است. ستم ملی و ستم مذهبی در کردستان تضاد طبقاتی را تحت­الشعاع قرار داده است. با این ترتیب هر حرکت سیاسی نظامی با توجه به این شناخت آغاز شده و تضاد طبقاتی از کانال تضاد ملی عمل خواهد کرد.“(صفحه 21)
اما بین سال­های پایانی دهه­ی چهل تحقیق بسیار جامع و پر اهمیتی از سوی ”سازمان مجاهدین خلق ایران“ در همین ارتباط انجام شده است. کتاب ”روستا و انقلاب سفید“،(8) را می­توان یکی از جامع­ترین تحقیقات روستائی در این مقطع به شمار آورد که با چارچوب نظری مستدل و استخوان­بندی مستحکم در پی سنجش و بررسی امکان و نحوه انجام کار تبلیغی و در نهایت عملیات مسلحانه حساب شده در روستاها است. این کتاب نیز در ابتدا و ضمن ارائه تحلیلی جامع از وضعیت روستاهای ایران پیش و پس از اصلاحات ارضی در مقدمه یادآور می­شود که مطالب این رساله را می­توان ”به­عنوان ماده خام در طرح مسائل استراتژی و خط مشی“ در نظر گرفت. نویسندگان رساله هم­چنین اعتقاد دارند دلیل شکست اغلب تلاش­های روشنفکری و سازماندهی در روستاها به این علت مقرون به شکست بوده است که کسانی که در شهرها اقدام به سازماندهی می­کردند با همان منش و بینش نیز تصمیم به امر سازماندهی در روستاها می­گرفته­اند. آن­ها نیز اعتقاد دارند که در دوران حکومت ملی مصدق و در صورتی که احزاب یا جریانات سیاسی ارتباط مستمر و ابزارهای لازم را در جهت بسیج سیاسی دهقانان ایرانی می­داشتند، چشم­انداز تحولات سیاسی در ایران می­توانست چیزی به جز این باشد. به اعتقاد مجاهدین، با توجه به این­که 60 درصد جمعیت کشور را روستائیان تشکیل می­دادند غفلت از این موقعیت استراتژیکی بسیج نیروی انسانی گسترده­ای را از جنبش محروم کرد. در این دوران شهرها به شدت به اقتصاد روستایی وابسته بودند و همین امر می­توانست آن­ها را به این آگاهی رهنمون شود که زندگی شهرنشینان به وجود آن­ها وابسته است. ”سرنوشت بورژوازی و خرده­بورژوازی به ویژه در شهرهای کوچک با سرنوشت دهقانان گره خورده است و هر حرکت و تحولی در روستا خود    به­خود شهرستان­ها را نیز به دنبال خود می­کشاند.“
نویسندگان کتاب، به درستی تاکید می­کنند که در شناخت مسائل روستایی ایران نباید به اهمیت مسائل روبنایی بی­اهمیت بود. آن­ها در این باره توصیه می­کنند: ”در بازدید از روستاها تنها به شناخت روابط تولیدی روستا اکتفا نکنند بلکه توجه کنند که درک روابط اجتماعی روستا از نظر شناخت روستائیان که از نظر کار آینده­ی ما در روستا ضروری است نیز لازم می­باشد. به عنوان مثال    ترس­زدگی که یک خصلت ناشی از حاکمیت فئودالیسم است و در اکثر روستائیان وجود دارد ما را به این نکته واقف می­گرداند که در راه تشخیص   راه حل بسیج توده­ها علیه رژیم به این عامل نیز توجه داشته باشیم.“
نقطه قوت تحقیق منتشر شده از سوی سازمان مجاهدین در ارائه کلیات  روش­شناسانه­ی تحقیق میدانی توسط این سازمان است. بدین صورت که تعدادی سوال مشخص طراحی شده و در اختیار پرسشگران سازمان قرار گرفته است و از آن­ها خواسته شده تا به نسبت تسلط و شناخت خود از روستا و روستائی، این پرسش­ها را به فراخور فهم روستانشینان و در خلال گفتگوهای روزانه طرح نمایند. با توجه به اهمیت وجود چنین پرسشنامه­ای ما تمامی سوالات موجود در کتاب را در این­جا درج خواهیم کرد:
رژیم چرا اصلاحات ارضی کرد؟
هدف­های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، و نظامی اصلاحات ارضی در ایران را تحلیل کنید.
با توجه به حاکمیت دیرین سیستم ارباب رعیتی در روستاهای ایران چه نوع خصوصیاتی برای دهقانان ایرانی می­شناسید؟
در اجرای برنامه­هایی نظیر اصلاحات ارضی که می­توانند تحولی در زندگی مردم ایجاد کنند آن­چه بیش از هر چیز باید مورد توجه قرار گیرد چیست؟
آیا رژیم در تحقق هدف­های رفورم ارضی موفق شده؟ چرا؟
نقش فساد اداری را در اجرای برنامه­ی اصلاحات ارضی تحلیل کنید.
بهترین دستاورد برنامه رفورم ارضی در روستاها برای ما چیست؟
تضاد اصلی جامعه روستایی ایران را در حال حاضر تحلیل کنید.
عامل اصلی در روستاها که موجب عدم بهبود وضع اقتصادی زارعین می­باشد چیست؟
وابستگی شهری در جامعه روستائی را تحلیل کنید.
اصلاحات ارضی در حل کدام تضاد جامعه طبقاتی ایران موفق شد؟
با شکست برنامه­ی اصلاحات ارضی تنها راهی که برای جلوگیری از بروز انقلاب دهقانی برای رژیم باقی مانده است، چیست؟ آیا موفق به انجام آن خواهد شد؟
عوامل مثبتی را که در پیروزی نظامی انقلاب دهقانی موثر است تحلیل کنید.
چنان­که مشاهده می­کنید این پرسش­نامه بسیار جامع و کامل است که در عین حال به صورت ”باز“ طراحی شده تا دست پرسش­گر برای استفاده از  خلاقیت­های فردی گشوده بماند.
همین مولفه با اهمیت است که اجازه می­دهد تا یکی از رفقای سازمان مجاهدین در مراجعه به یکی از روستاهای غرب کشور، چنین جمع­بندی درخشانی را پیرامون چگونگی پر کردن خلاء ناشی از برافتادن مناسبات قهری ارباب و رعیت ارائه نماید:
”این بار با تکیه به ژاندارمری، اصلاحات ارضی، شرکت تعاونی، خانه انصاف، و به یاری ثروت و آگاهی خود خواهند توانست قدرت اربابان سابق را به خود اختصاص دهند. این تعویض قدرت اداری ارباب به رژیم بزرگ­ترین تحولی است که تا کنون در پهنه روستا رخ داده زیرا دهقان و رژیم را به­طور مستقیم در مقابل یکدیگر قرار داده است. اینک زارع هر گونه بدبختی و فقر و ظلم و جور و بیماری را در ده متوجه فساد و رشوه­خواری بیش از حد مامورین اصلاحات ارضی، ضرب و شتم ژاندارم، بی­خاصیت بودن شرکت تعاونی، سربار بودن سپاهی دانش، کاغذبازی دادگستری دستگاه می­داند.“(صفحه 31)
چنین دریافتی از آن رو مهم است که تا پیش از اصلاحات ارضی، ”مالک در حکم یک پایگاه طبقاتی دولت محسوب می­شد که هم استثمار می­کرد و هم امنیت لازم را جهت استثمار برقرار می­نمود. در حقیقت تضاد اصلی در ده عبارت بود از تضاد بین طبقه دهقان از یک طرف و طبقه مالک از طرف دیگر.“ اما با اضمحلال چنین رابطه­ای که بعضاً ضمن تحمیل یک­صد نوع عوارض و مالیات به فرد روستایی، راساً به تنبیه و محاکمه او نیز می­پرداخت، نوعی خلاء از این حیث در روستا به وجود می­آمد که به شیوه فوق­الذکر مرتفع می­گردد. و در عین حال قدرت مستقیم حکومت را تا دور افتاده­ترین روستاهای کشور بسط می­دهد. در واقع از این پس رابطه روستایی در تنظیم مناسبات حقوقی مستقیماً با نهادهای حکومتی و دولتی موجود در روستا خواهد بود. اینک نهادهایی هم­چون ژاندارمری پای به عرصه روستا گذاشته و کنترل سیاسی را روی دهقانان اعمال می­نمایند.
به یکی از برداشت­های جالب توجه سازمان در این ارتباط دقت کنید:
”عامل مهم دیگری که در رشد شرایط ذهنی روستا نقش بسیار موثری بازی کرده است رادیو می­باشد. رادیو در روستاها فراوان است و این موجبات تماس آن­ها را با موج جنبش­های انقلابی جهانی فراهم آورده و موضع توده­های دهقانی را در انقلاب به آنها شناسانیده است. زارعین برعکس شهری­ها به علت بیکار بودن دائماً به رادیو گوش می­دهند. تمام این عوامل موجب شده که روحیه مقاومت در آن­ها دمیده شود و برای احقاق حقوق خود به طور انفرادی دست به مقاومت بزنند.“(صفحه 34)
اما مطالعه­کنندگان از این نیز غافل نیستند که:
”در استراتژی جدید طرح جدیدی برای حفظ ارتباطات رادیویی روستاها  پیش­بینی شده و آن طرح میکروویو است. به این ترتیب در کلیه دهات تلفن عمومی خودکار ایجاد می­شود و از طریق این تلفن­ها می­­توان از ده با هر منطقه کشور که مورد نظر باشد تماس گرفت. تا اواسط سال 1351 مناطق جنوب و غرب کشور و هم­چنین کناره­های دریای مازنداران از لحاظ وسائل مخابراتی خودکار به کلی تامین خواهند شد.“(صفحه 42)
این یعنی امکان سازماندهی نیروی سرکوبگر نیز به شدت تسهیل شده است و امکان دارد کوچک­ترین تحرکی بلافاصله با پایتخت در میان گذاشته شود.
در عین حال نکته مناسب و مهم دیگری که با تحقیق ما نیز همراه است، نوع نگرش این رفقا به خوش­نشینان روستایی است. آن­ها ضمن این­که یادآور    می­شوند، یکی از مشخصه­های با اهمیت سیستم ارباب و رعیتی ”تفرقه و عدم یک­پارچگی روستائیان برای احقاق حقوق و رهائی از چنگال ارباب است.“ و اضافه می­کنند که ”فقر ناشی از استثمار به دهقان این روحیه را بخشیده که همواره باید گلیم خویش را از آب بیرون بکشد و او را به محافظه­کاری عادت داده است حاکمیتی که ارباب بر دهقان داشته او را مجبور ساخته برای حفظ منافع شخصی به بندگی و تملق و چاپلوسی تن در دهد و ارباب از این نقطه ضعف دهقان برای جلوگیری از نطفه هر گونه اتحاد علیه منافع خود در میان روستائیان به خوبی استفاده نموده است.“(9) اما متذکر می­شوند از دل شکستن همین مناسبات سنتی و افتادن ناخواسته­ی دهقان به روابط جدید اجتماعی (که بر پایه تنظیم مناسبات طبقاتی در روستا قابل بازتعریف است)، و چنان­که آمد، رفت و آمد روستائیان به شهر به مرور برخی خصلت­های محافظه­کارانه­ی آن­ها سلب و روحیات تازه­ای جایگزین آن خواهد شد. مثل این­که یکی از جوانان روستایی ساکن روستای ”برده“ از توابع شیراز به یکی از پرسشگران مجاهد می­گوید:
”حالا نسبت به جلوتر خوب شده و مردم مرتب به شهر می­روند و کم کم از شهر نمی­ترسند.“(صفحه 47)
در حالی­که تنها شخص محمدرضا پهلوی مالک بیش از دو هزار روستا بوده و آن­ها را به سهام کارخانجات بزرگ و سرمایه­گذاری در صنایع تبدیل می­کند، و در حالی­که چنین حجم وسیعی از نیروی کارِ فاقد ابزار تولید به سرعت در حال تبدیل شدن به یک نیروی کار شهری جدید هستند، باید نسبت به دغدغه­ها و دلیل تعجیل­های جنبش مسلحانه ایران، با متانت بیش­تری مواجه شد.
در شرایطی که حکومت با برنامه­ای مشخصاً آمریکایی و صرف هزینه­های مالی و تبلیغی فراوان، بزرگ­ترین جمعیت مولد کشور را به نفع خود ساماندهی کرده، و از طرفی نیز امکان هر گونه تنفس را برای نیروهای سیاسی در شهرها مسدود کرده است، این میزان اهتمام جنبش مسلحانه به طرح و تدوین برنامه مطالعاتی ژرف برای انجام تحرکات سیاسی بلند مدت، عمیقاً شایسته توجه و تقدیر است.
در قسمت­های آتی به پیگیری این مطالعات در سطح کارخانجات و مبارزات حومه­ی شهرها که عمده نیروی آن را همین اقشار خوش­نشین رانده شده از روستا تشکیل می­دهند، خواهیم پرداخت. و سرانجام به نقطه­ای خواهیم رسید که جنبش مسلحانه ایران پس از تحمل ضربات متعدد و تقدیم نخبه­ترین و مبارزترین نیروهای خود به پروسه انقلاب، در چه نقطه­ای و به چه ترتیبی تحولی شگفت و حیرت­انگیز را تدارک می­بیند. تحولی که از سویی در اثر فقدان همین رهبری و سکانداری تعدادی از خرده­بورژواهای متزلزل و از سوی دیگر در اثر هشیاری مثال زدنی ارتجاع، دچار انشعاب و در نهایت قلع و قمعی افسار گسیخته می­شود.
پانویس:
1 ارنست مندل؛ نظریه لنینیستی سازماندهی و ربط امروزی آن (بررسی انکشاف آگاهی طبقاتی نزد طبقه کارگر)، تهران، انتشارات طلیعه، 1359
2- بیژن جزنی؛ درباره آگاهی و خودانگیختگی (جبر تاریخ چگونه عمل می­کند)، متن نگاشته شده در زندان، تنظیم و بازانتشار، سازمان اتحاد فدائیان خلق 1382
3- بیژن جزنی؛ پیشاهنگ انقلابی و رهبری خلق، متن نگاشته شده در زندان (بهار 1353)، تنظیم و بازانتشار، سازمان اتحاد فدائیان خلق 1382
4- علی­اکبر صفائی فراهانی؛ آن­چه یک انقلابی باید بداند، تابستان 1349، بازتایپ و بازانتشار توسط سازمان فدائیان (اقلیت) دسامبر 2006
5- فاضل فیاض، گذری بر قانون اصلاحات ارضی، پروهش­نامه تاریخ، سال سوم، شماره یازدهم، 1387
6- زمینه‌های سیاسی­ـ­اجتماعی اصلاحات ارضی در ایران، شهرام شهرودی، پایگاه اینترنتی مرکز اسناد انقلاب اسلامی:
7- حمید مومنی، درباره مبارزات کردستان، چاپ دوم، 1358، بی­جا
8- روستا و انقلاب سفید؛ بررسی شرایط انقلابی روستاهای ایران، انتشارات سازمان مجاهدین خلق، آبان 1351
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ورودی در مارس 14, 2013 بدست در عمومی فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: