آلترناتیو

ماتم نگیرید! سازماندهی کنید!

هنر آلترناتیو: ميلونگاى تيرباران

ميلونگاى تيرباران شده
Milonga del fusilado
بهرام قدیمی

روز پنج شنبه ۱۷ فوریهء ۱۹۹۳ در روستاى گوارخيلا، در چالاته نانگوی السالوادور به من اطلاع دادند كه به مناسبت سالروز شهادت رفیقی از سرزمین باسک، به نزدیکی های ”لاس ووالتاس“ می رویم. طی هفتهء قبل سرم خیلی شلوغ بود: گاه نجاری، گاه تعمیر ماشین آلات و گاه برق کشی در روستا، دیگر مجال استراحت برایم نگذاشته بود.
در روزهای گذشته باید تدارکات لازم برای مراسم سالگرد بازسازی گوارخیلا آماده می شد، به خصوص نانوائی و قهوه خانهء روستا. دو روز مانده به جشن، درب تنور نانوائی پائین افتاد. لولای آن را با دوبل پلاستیکی محکم کرده بودند و همان اولین باری که تنور را روشن کردند، از جا در آمد. با کوبیدن یک میلهءآهنی به دیوار تنور، لولا را با هر زحمتی که بود به آن جوش دادم. هر چه بود به خاطر آن که درست از عینک جوشکاری استفاده نکرده بودم، چشمانم تا صبح ناراحت بود و نتوانستم درست بخوابم. با این حال ساعت ۲ بعد از ظهر همراه با گروهی از اهالی راهی شدیم. عصر آن روز برنامه با سخنرانی فرمانده دوگلاس آغاز شد. بعد موسیقی و استراحت بود.
فرداى آن روز، به همراه يك جمع با مقدارى ترتيا (نان ذرت) و موز حدود يك ساعت راه رفتيم. در راه گاهی یکی از ما سرودی را زمزمه می کرد. در کنار مزاری تک افتاده در کوهپایه ايستاديم. اول مادرش سخنانی گفت. به ياد مى آورم از جمله كسانى كه آن روز حضور داشتند، اينياكى گونزالو بود، سخنگوى ”هارى باتاسونا“ (اتحاد خلق) از سرزمین باسک -اسپانیا. او پس از پایان سخنانش سرود انترناسیونال خواند. گونزالو در حال حاضر، در زندان مورالخا (اسپانيا) اسیر است.


پنج شنبه ۲۱ ژانویهء ۱۹۹۳ با زنی آشنا شده بودم که از مدت ها پیش نامش را می شنیدم. برای تعمیر استارت موتور برق کارگاه نجاری گوارخیلا به سان سالوادر رفته بودیم. از آن جا همراه با بتینا و لورا برای استقبال از ویکتوریا به فرودگاه رفتیم. و این فرصتی بود تا بتوانم با او حرف بزنم. لورا چند سال مسئول تیم پزشکی اف پى ال، ”نيروهاى خلقى آزادي بخش ملى“ یكى از پنج سازمان تشكيل دهندهء ”جبههء آزادي بخش ملى فارابوندو مارتی“ (السالوادور) بود. پس از چندی جبهه او را به خارج فرستاده بود. ظاهراً هیچ کس نمی داند که او را برای چه کاری فرستاده بودند. این جا هیچ کس هم در این مورد سؤال نمی کند….
در زمان فرانکو، لورا دو سال و نیم در زندان فاشیست های اسپانیا بود. بعد از آزادی، کار سیاسی را بخصوص در کارخانه ها ادامه داد تا سرانجام به السالوادور آمد. زنی ست بسیار پرتجربه و خونگرم. او و همسرش از مدت ها پيش به  چريك ها پيوسته بودند. همسر او نخستین انترناسيوناليستى بود كه در السالوادور به خاك افتاد.
آن روز بر مزار پاکیتو آریاران، لورا در مورد آمدنشان به السالوادور و پیوستن به ”اف ام ال ان“ حرف زد.
حكومت نظامى فرانكو، پاكيتو را در نوزده سالگى در ۲۷ آوريل ۱۹۷۵ دستگير كرد. او تا زمستان همان سال، يك ماه پس از مرگ فرانكو در زندان ماند. پاكيتو از نوامبر سال ۱۹۷۸ پس از فرار از محاصرهء پليس، مخفى شد. چند سال بعد به ”نيروهاى خلقى آزادي بخش ملى“ پيوست. فرانسيسكو متزى دربارهء حملهء نوامبر سال ۱۹۸۲ و گلوله خوردن پاكيتو، چرك كردن پاى گلوله خوردهء او، و دست آخر قطع پايش با كمك يك چاقوى جيبى سوئيسى شرح مفصلى نوشته است. (ر.ك. به: پزشكى در خدمت مردم خاطراتى از جنبش آزادي بخش السالوادور ترجمه عليرضا ثقفى خراسانى) با وجود از دست دادن يك پا، وى مبارزه در صفوف جبهه را ادامه داد. سرانجام در روز ۳۰ سپتامبر ۱۹۸۴ در نبرد به خاك افتاد.
هفت سال پس از مرگ او، ما، در سكوت بر مزارش حلقه می زنيم. بعد همه با هم مى خوانند:
”نه از من بپرسيد كيستم،
و نه این که مرا مى شناختيد…“
از آن روز بارها اين ترانه را بر مزار رفقاى به خاك افتاده شنيدم. اين ترانه نه تنها در السالوادور نماد ادامهء مبارزه بود، بلکه در سراسر آمريكاى جنوبى، هر جا مبارزه اى در جريان است، گيتار هم حضور دارد و ترانه سرودهای انقلابى، و يكى از ترانه هاى اين جنبش ها، ”ميلونگاى تيرباران شده“ است.
شرايط زندگى و مبارزه در آمريكاى جنوبى، اين حياط خلوت قدرتمندترين كشور جهان، اين قارهء هميشه محكوم، هميشه داراى هزاران زندانى، شكنجه شده و اعدامى باعث شد که گيتاريست، خواننده و آهنگساز اروگوئه اى، خوزه لوييز گررا (معروف به په په گررا) اين ترانهء زيبا  را بیافریند. ترانه اى كه هنوز در سراسر این قاره در فضا طنین انداز است.
په په گررا در ۳۱ اكتبر ۱۹۴۴ در شهر ”ترينتا اى ترس“ در اروگوئه به دنيا آمد. او از ۱۳ سالگى آواز مى خواند. در سال ۱۹۶۲ همراه با براوليو لوپز، دوئت ”لوس اوليمارنيوس“ (اوليمارى ها، با اشاره به رودخانهء اوليمار در اروگوئه) را تأسيس كرد. اين دوئت در مجموع ۴۴ ديسك توليد كرده و جوائز هنرى زيادى را از آن خود ساخته است.
در دوران ديكتاتورى نظامى از سال ۱۹۷۳، ترانه هاى اين گروه در اروگوئه ممنوع شد. وى تا زمانى كه توانست در اروگوئه بماند به تنهايى فعاليت هنرى اش را ادامه داد. بعد كارش مانند بسيارى ديگر از هنرمندان آمريكاى جنوبى به تبعيد كشيده شد. در سال ۱۹۸۴، پس از پايان ديكتاتورى نظامى در اروگوئه، په په گررا از تبعيد (اسپانيا و مكزيك) به میهنش بازگشت و مجدداً فعاليت هنرى اش را همراه با دوست ديرينه اش، براوليو لوپز از سر گرفت و تا سال۱۹۹۰ ادامه داد. پس از آن اين دو هنرمند هر يك به تنهايى و يا با كمك نوازندگان ديگر فعاليت مى كنند.

ميلونگاى تيرباران شده
نه از من بپرسيد كيستم
و نه این كه مرا مى شناختيد.
رؤياهايى كه داشتم،
بال خواهند گشود، بی آن كه خودم باشم.

زنده نيستم، اما
در آن چه رؤيايش را مى پروراندم راه می سپارم.
و ديگرانى كه هم چنان پيكار مى كنند
گل هاى سرخ ديگری خواهند آفرید.
و همگان مرا به نام تمامى اين ها خواهند خواند

چهره ام،
را به خاطر نياوريد،
زیرا، چهره ام در جنگ بود،
تا زمانی که در سرزمینم
نفرت ضروری بود

آسمان كه باز شود،
پیشانیم را همگان خواهند شناخت.
صداى خنده ام را که كمتر كسى شنيده است،
اما قهقههء ناشناخته ام را
در سپيده دمان خواهند يافت،
در سپيده دمان روزى كه آمدنش حتمی ست

از سنم نپرسيد،
سال هاى عمر همه را دارم،
من از بين حالات گوناگون،
برگزيده ام كه از سنم پيرتر باشم.
و سال هاى عمر واقعى ام،
به شمار تيرهايى ست كه شليك كرده ام.

در هر تيرباران شده اى، از نو زاده می شوم
و هرچند تنم مرده باشد،
سن واقعى ام، سن كودكى ست كه آزادش كرده ام.

قبرم را نجوييد،
که نخواهید یافت.
دستان من همان دستانی ست
که هنوز شليك مى كنند،
صداى من، همان صدایی ست که دارد فرياد مى كشد.
رؤياى من، همان كه هنوز می جوشد.

بدانيد تنها آن گاه مى ميرم
كه شما مبارزه را رها کنید.
زیرا آن كس كه در نبرد بمیرد،
در وجود هر رفيقى زنده است.
***
میلونگای تیرباران شده با صدای په په گررا
میلونگا یک نوعی ریتم در موسیقی جنوب آمریکای جنوبی است. خوانندگان فلکوریک مانند خورخه کفرونه و مرسدس سوسا نیز با این ریتم ترانه های بسیاری را اجرا کرده اند.
فهرست اسامی:
Guarjila, Chalatenango, El Salvador
Duglas Santa María
Las Vueltas
Laura
Iñaki Gonzalo
Herri Batasuna
Centro Penitenciario La Moraleja
Herri Batasuna
La Moraleja
Fuerzas Populares de Liberación Farabundo Martí
Frente Farabundo Martí para la Liberación Naciónal
Pakito Arriaran
Francisco Metzi: Por Los Caminos De Chalatenango: Con La Salud En La Mochila
José Luis Guerra
Pepe Guerra
Treinta y Tres
Braulio López
Los Olimareños
برخی منابع:
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: