آلترناتیو

ماتم نگیرید! سازماندهی کنید!

تاریخ آلترناتیو: مرام ضدّ اشتراکی

مرام ضدّ اشتراکی
امیر آصفیان

در تمام تاریخ معاصر ایران و با رشد و قدرت یابی تفکر کمونیستی و مبارزات کارگری، حکومتها در برابر این کنشها و کوششها صف آرایی کرده اند و در بسیاری موارد، مقابله با گسترش چپ گرایی محملی در جهت ائتلاف  ارتجاعی ترین نیروهای جامعه ی ایران بوده است. نگرانی از رشد و استقرار این مبارزات و نهادهای مرتبط با آن چنان بنیادین است که در نخستین دهه ی قرن 13 شمسی، ضرورت برخورد نظام مند با کمونیسم، جنبه قانونی پیدا می کند. حکومت پهلوی که پس از تضعیف محاکم شرعی، دستگاه قوه قضائیه را در ایران مستقر کرده است، هم چنان دست اندرکار بازداشت های گسترده و قلع و قمع کمونیست ها در ایران است. این در حالی است که مورد کمونیست ها، از جمله مواردی است که روحانیت شیعه نیز مترصد فرصتی در جهت انتقام جویی از آن می باشد.
بنابراین شاید بتوان دو فرض را در جهت تسریع روند قانونی کردن مبارزه با کمونیسم مطرح ساخت. اول آن که رضاخان نمی خواهد روحانیت شیعه، گوی سبقت را از او برباید و با تنفیذ فتوایی علیه کمونیست ها بخش هایی از مردم را علیه آن ها بسیج کند و بدین وسیله مشروعیت متزلزل شده ی محاکم شرعی را بازسازی نماید، و از طرف دیگر می تواند با قانونی کردن سرکوب آن ها، پاسخی درخور به منتقدان مشروطه خواه خود که خواهان حکومت قانون هستند بدهد.


در واقع از لحظه ی استقرار این ”قانون ضد مرام اشتراکی ” در سال 1310 تا همین امروز نوعی ”رویه قضایی“ در جهت سرکوب منتقدان و مخالفان عموما و کمونیست ها خصوصا موجود بوده است. (1) چنان که می دانیم، ”رویه قضایی“ در نظام های حقوقی به منبعی نانوشته اطلاق می شود که به قانونگذار (مثلا در ایران به دیوان عالی کشور) این اجازه را می دهد تا به فراخور موضوعات و مشکلات و مسائل مشترک در دوران های متفاوت، ”روح مشترک“ حاکم بر  آن ها را اخذ و بر اساس استدلال خود، در رابطه نحوه برخورد با آن ها به  جمع بندی برسد.
اصطلاح ظاهرا مجعول ”روح مشترک حقوقی“، در رابطه با استمرار سرکوب کمونیست ها در ایران معاصر دارای کارکرد عینی است. اگر رضاخان پهلوی آغازکننده ی این رویه باشد اما این رویه هرگز مانند خود او و تمام دم و دستگاه مستبدانه اش، سقوط نکرده است.
فرزند او در تمام دوران طولانی حکومتش، ضمن آن که خود را مغز متفکر مدرنیسم و توسعه ایران می دانست، و با وجود انواع و اقسام ژست های بشردوستانه ای که برای خوشایند انواع رژیم های بین المللی به خود می گرفت، اما لحظه ای از ترس کمونیست ها خواب راحت نداشت و مجموعه تشکیلات عریض و طویل اطلاعاتی و نظامی خود را در وهله ی نخست در رابطه با سرکوب آن ها تجهیز می کرد.
محمد رضا پهلوی با تاکید بر این که تاریخ سه هزار ساله ی ایران، مدرنیته ی ایرانی را از مدل های دموکراسی غربی بی نیاز می کند می گوید:
”انقلاب ما خود را در چهار دیواری هیچ مرام اجنبی محبوس و مقید نکرده است. ما از هر تجربه‌ای در هر نقطه دنیا که نتایج بهتری داده باشد و با روح ملی و سنن ایرانی و مقتضیات اقلیمی و طبیعی ما سازگارتر باشد استفاده    می کنیم و در عین حال به عقل و تدبیر خود نیز آن قدر اتکا داریم که منافع واقعی مملکت و ملت خویش و طرق نیل به هدف های خود را در این راه از هر فرد خارجی یا از هر مرام خارجی بهتر تشخیص بدهیم و ابداعات مؤثرتری بکنیم.“ با توجه به این که او نارضایتی اجتماعی را به ” لابالی گری“ تعبیر و مخالفان را نیز به ”عده معدودي خيال‌پرور بي‌هدف“ تشبیه می کند، می توان دریافت که ”ابداعات موثر“ او چه می توانند باشند. ”ابداعاتی“ که به بارزترین شکلی در نحوه برخورد حکومت وی با نیروهای کمونیست نمایان می شود. ترس و واهمه ی شاه از کمونیست ها به میزانی است که می توان در اغلب سخنرانی ها و نوشته های وی که از مخالف، معترض، ناراضی، و … نام می برد، آن ها را مترادف با نیروهای چپ گرا دریافت. به ویژه پس از ورود جنبش کمونیستی ایران به فاز مسلحانه این عداوت به اوج می رسد. درست در      این جاست که باید با احتیاط بیشتری در دریافت او از دموکراسی و مخالف تامل کرد. (2)
سال ها بعد که خمینیست ها بر اریکه قدرت در ایران چنبره زدند، چنین ادعا می کردند که ”رشد“، ”توسعه“ و ”استقلال سیاسی و اقتصادی“ را به وسیله ذات مردم سالارانه ی اسلامی شیعی، تنومند خواهد کرد. خمینی طی مصاحبه ای و در رابطه با پرسش از دموکراسی در ایران بعد از شاه می گوید: ”رژیمی که به جای رژیم ظالمانة شاه خواهد نشست، رژیم عادلانه ای است که شبیه آن رژیم، در دموکراسی غربی نیست و پیدا نخواهد شد، ممکن است دموکراسی مطلوب ما با دموکراسی هایی که در غرب هست مشابه باشد، اما آن دموکراسی ای که ما   می خواهیم به وجود آوریم در غرب وجود ندارد. دموکراسی اسلامی، کامل تر از دموکراسی غربی است.“ (3)
این هر دو که با رویای گشودن خط سومی در نظام بین الملل که لزوما از خطوط مرسوم شرق و غرب متابعت نکند، به همان میزان که نشخوار واژه ”دموکراسی“ را حائز اخذ نوعی دیسیپلین می دانند، یکی دست در توبره ی باستان گرایی و دیگری چنگ در کیسه ی اسلام گرایی انداخته و می خواهند مدلی را ابداع کنند که گویا تا پیش از آن ها:
نه او خواندی و نه غیر او!
از همین روست که باید جدی ترین دشمنان خود، یعنی کمونیست ها را که از اساس مبنای تحول جامعه را نه بر کیش شخصیت، نه بر مذهب و نه بر قومیت و ملیت بلکه بر مبارزه طبقاتی گذاشته اند از سر راه خود بردارند. آن ها برای بازتولید دوآلیسم دورن ذات نظری خود، و نیز برای بسیج سیاسی، مرغ عزا و عروسی ای بهتر از کمونیسم نمی یابند. آن ها با سرکوب کمونیست ها می توانند هم چنان به خوانش رحمانی اسلامی و فخرفروشی به منشور حقوق بشر کوروش ادامه دهند. آئین های مذهبی باستانی چنین رهیافتی را پیش پای آن ها گذاشته اند! ساده ترین راه این است که کسانی از اساس از شمول ”شهروندی“ و سوژه ی برخورداری از ”حق“ بودن خارج شوند تا بتوان سرکوب شان را نیز مایه ی فربه تر کردن اصول انسانی و اسلامی برآورد کرد.
و جالب آن که قدرت های غربی نیز بارها و بارها با همین شیوه به سرکوب کمونیست ها در گوشه و کنار دنیا پرداخته اند بی آن که ذره ای در نیات بشردوستانه ی آن ها تردید روا شده باشد. پس چرا که نه؟؟؟
***

مصاحبه های اوریانا فالاچی با سه شخصیت ایرانی یعنی محمد رضا پهلوی، روح الله خمینی و مهدی بازرگان به بهترین شکلی می تواند سندی را در جهت تامل بر استمرار این رویه ظاهرا حقوقی به دست بدهد و نشان بدهد چگونه از اساس مدرنیته ی ایرانی از لحظه تاسیس نهادهایی مدرن مانند دانشگاه، دادگستری و صنعت تا به امروز خود را در تسویه حسابی دایمی با نیروهای کمونیست بازتعریف کرده است. می توانیم با کنار هم قرار دادن بخش های مربوط به ”دموکراسی“ و ” کمونیسم“ در این سه مصاحبه یک میز گرد خیالی را تصور کنیم. میز گردی بین کسانی که خصم همدیگر بوده اند. (حتی از مقطعی به بعد بازرگان و خمینی) با این حال زمانی که اظهارات این خصم را در رابطه با این دو موضع می شنویم، در خواهیم یافت که کمونیسم دقیقاً همان محملی است که از آن ها دوستان نزدیکی می سازد.
****

آقایان اجازه بدهید نظرات شما را درباره دموکراسی بدانیم. هر سه نفر شما همواره از سوی مخالفانتان را در مظان اتهام قرار گرفته اید که به دموکراسی اعتقادی ندارید؟ آیا واقعا این طور است؟
پهلوی:
”ایران از بسیاری جهات خیلی دموکرات تر از کشورهای شما در اروپاست.“ احزاب موجود در مجلس، ”ایدئولوژی انقلاب“ را پذیرفته اند و بنابراین آن ها برای توسعه کشور ” کافی“ بوده و ”اقلیت های سیاسی“ نیز ” کم اهمیت و مسخره هستند“.
خمینی:
”در مملکت ما آزادی اندیشه هست. آزادی قلم هست. آزادی بیان هست. ولی آزادی توطئه و آزادی فسادکاری نیست. شما اگر توقع دارید که ما بگذاریم علیه ما توطئه کنند و مملکت ما را به هرج و مرج بکشند به فساد بکشند و مقصودشان از آزادی این است، در هیچ جای دنیا هم چو آزادی نیست.“
بازرگان:
”این موضع را همیشه غربی ها عنوان می کنند. و خشم شما ناشی از مفهومی است که از دموکراسی دارید و از آزادی دارید و الزاما همانی نیست که ما شرقی ها استنباط می کنیم.“
کمونیست ها چطور؟ آن ها در این دموکراسی جایی دارند؟
پهلوی:
”کمونیست ها غیر قانونی هستند“. .. ”اجازه ی فعالیت دادن به آن ها دیوانگی است“ چرا که آن ها پایندی های لازم را نسبت به ”کشور و شاه خود“ ابراز  نمی کنند.
حضرت شاه چه تعداد زندانی سیاسی در زندانهای شما وجود دارد؟
”بستگی به این دارد که منظور شما از زندانی سیاسی چه باشد. مثلا اگر از کمونیست ها صحبت می کنید، من آن ها را زندانی سیاسی نمی دانم. زیرا کمونیست بودن به موجب قانون در ایران ممنوع است. در نتیجه به نظر من یک کمونیست زندانی سیاسی نیست بلکه مجرم است.“
چریک ها هم همین طور؟
”هرگز کم ترین ترحمی برای جنایتکارانی که شما نام چریک بر آن ها می گذارید، یا آن هایی که به کشورشان خیانت می کنند ندارم. زیرا این ها کسانی هستند که قادر به کشتن فرزندم و توطئه علیه امنیت کشور هستند. این ها کسانی هستند که باید از میان شان برداشت.“
حضرت امام شما در مورد کمونیست ها چطور فکر می کنید؟ چنان که می بینید جناب شاه اعتقاد دارند آن ها علیه سلطنت اقدامات خطری انجام داده اند؟
”امکان ندارد. حتی یک شان نه مبارزه کرده اند و نه رنج کشیده اند. همه از دولت و از رنج های این ملت ما استفاده برده اند و بر ضد ملت ما قلم فرسایی کرده اند.“
حضرت امام کمی دقت بفرمایند! منظورم چپ ها و فداییان و مجاهدین هستند …
”در این نهضت ما دخالتی نداشتند. در این نهضت ما هیچ یک از این ها بلکه مخالف هم بودند. همین چهارتا هم که الان برخلاف دارند فعالیت می کنند،  آن ها یک مسلک خاصی داشتند و روی مسلک خاص شان هستند. نهضت ما یک نهضت اسلامی بود که چپی با آن مخالف بود و مخالفت او هم با ما بیشتر از مخالفت با شاه.“
اما دیدیم که جناب شاه می گوید آن ها علیه حکومت او دشمنی های بسیار داشته اند:
”هرچه کرده اند کارشکنی و خلاف بوده است.“!
– آقای مهندس شما چیزی بگویید. ”شما هم حق موجودیت چپ ها را که سال ها مبارزه کرده اند نفی می کنید؟“
”اگر منظور شما آن هایی هستند که حقیقتا علیه رژیم شاه مبارزه کرده اند و زندان و شکنجه و حتی کشته شده اند، به شما می گویم آن ها را دشمن نمی دانم، انقلاب برای آن ها هم آزادی آورده است و تا جایی که از حد ابراز بیان و مرام ایدئولوژی به طور آرام نگذرد، هیچ کس کاری با کسی ندارد، ولی اگر منظور شما آن چپی است که باعث ناامنی است و و مسلحانه بر ضد دولت قیام     می کند، باید جواب دهم که کاملا با امام موافق هستم، و حرف های ایشان را که به شما گفته اند تائید می کنم، (…) در هر حال این ها خطرناک ترین دشمنان انقلاب ما هستند که کارگران را در کارخانه ها و کارمندان را در ادارات تحریک می کنند، شایعات اتهام آمیز دروغین را اشاعه می دهند، و تظاهرات مغرضانه برپا می کنند. مثلا تظاهرات ماه مارس بر علیه چادر!“
پس شما هم اعتقاد دارید که آن ها در شمول کسانی که در دایره دموکراسی شما قرار می گیرند نخواهند بود.
”یک موضوع بخصوص دیگر را هم باید روشن کنم که دشمنان داخلی و خارجی ما هنوز سرکوب نشده اند هر روز نیروهای به اصطلاح چپ یا   خراب کاری می کنند یا آتش می زنند…“
امیدوارم دست کم با عنایت به حرف های جناب پادشاه که تاکید می گویند چپی ها خواب را از چشمشان ربوده اند، همراه باشید.
–  ”انقلاب شروع شد درست از روزی که امام مبارزه را با شاه شروع کرد و تاریخ باید آن را ثبت کند.“
جناب پادشاه، شما  آن ها را اعدام می کنید؟
”یک تخم سیب را بردارید و در تهران بکارید. بعد یک تخم از همان سیب را در رم بکارید. درختی که در تهران پدید می آید به هیچ وجه شبیه درختی که در رم به وجود می آید، نخواهد بود. در این جا لازم و درست است که بعضی ها اعدام شوند. در این جا ترحم بیهوده است.“
می بینید حضرت امام! شخص پادشاه به شما اطمینان می دهند که در رابطه با اعدام کمونیست ها کم ترین اغماضی روا نداشته اند.
– ”ما الان مهلت نداریم ما الان در آشفتگی هستیم، و همه آشفتگی ها زیر سر همین هایی است که شما می گویید دموکرات هستند. و شما می گویید کمونیست هستند و این ها. همه گرفتاری مان این ها هستند. این گرفتاری که رد بشود احزاب آزاد هستند.“
آقای بازرگان با این وضعیت شما به سمت یک فاشیسم رهسپار نخواهید شد؟
– ”نمی شود یک خط مستقیم کشید و گفت اگر تو این طور رفتار کنی دموکرات هستی و اگر آن طور رفتار کنی فاشیست.“
حضرت امام شما آینده نگری بیشتری دارید! شما خطر فاشیسم را جدی   نمی گیرید؟
– ”ما وقتی خطردار هستیم که کمونیسم بتواند بر ما غلبه کند که آن وقت اول گرفتاری و دیکتاتوری می باشد.“ ”امکان این هست عقلا که این مملکت از اسلام برگردد و بشود کمونیست. اگر چنین شد همه مردم از اسلام برگشتند و کمونیست شدند، این خطر البته آن وقت هست برای اسلام.“

پانوشت:
این سوالات توسط فالاچی از سه شخصیت مذکور و طی مصاحبه های جداگانه پرسیده شده است. در متن حاضر و در جهت ترسیم فضای تخیلی گفتگوی هم زمان با این سه شخصیت، قدری در کاربرد صفت ها و نحوه ی پرسش ها، دستکاری گردیده است. تاکید می شود که هیچ دخل و تصرفی در مضمون اصلی پرسش ها انجام نشده است.
برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به:
گفتگوهای اوریانافالاچی، انتخاب و ترجمه غلامرضا امامی، نشر افق، تهران 1383
پانویس ها:
1- درباره قانون ضد مرام اشتراکی، مفاد و تبصره های آن، رجوع کنید به: صلاحیت دادگاه های نظامی از نظر دیوان عالی کشور، محمود لواسائی، نشریه کانون وکلا، شماره 91، مرداد و شهرویور 1343 در:

2- دیدگاه های محمدرضا شاه درباره دموکراسی، مشروطیت و حقوق سیاسی مردم ایران، مظفر شاهدی، http://www.khabaronline.ir/detail/108965/

3- مفهوم دموکراسی و شاخص های آن در اندیشه امام خمینی، محسن کبیری آستانجین:http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/0/5934/60986

***
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: