آلترناتیو

ماتم نگیرید! سازماندهی کنید!

سیاست روز آلترناتیو: سمير امين هشتاد ساله؛ جان بلامی فاستر


سمير امين هشتاد ساله1
جان بلامی فاستر2
برگردان: نیکو پورورزان

سمير امين در سال ١٩۳١ در شهر قاهره به دنيا آمد، و در سيستم آموزشی فرانسوی در مصر تحصيل کرد. وی سپس تحصيلات عالی را در انستيتوی مطالعات سياسی پاريس3 دنبال نمود، و سپس دکترای اقتصاد سياسی را از انستيتوی ملی آمار و مطالعات اقتصادی4 در سال ١٩۵٧ دريافت کرد. سمير در سازمان برنامه ريزی مصر از سال ١٩۵٧ تا سال ١٩٦٠ مشغول به کار شد و زمانی که رژيم ناصر سرکوب کمونيست ها را در برنامه ی کارش قرار داد، وی مجبور به ترک مصر گرديد. وی از ١٩٦٠ تا ١٩٦۳ با وزارت برنامه ريزی مالی، کشوری که تازه به استقلال دست يافته بود، کار کرد. وقتی که در سال ١٩٦٦ به مقام استادی دانشگاه رسيد، به کار آموزش در پاريس و داکار مشغول شد. وی از آن پس تا کنون و به مدت نزديک به چهل سال است که در داکار مستقر است.  او در اين جا به مدت ده سال مدير انستيتوی سازمان ملل برای توسعهء اقتصادی و برنامه ريزی آفريقا بود؛ و از ١٩٨٠ نيز مديريت ادارهء آفريقای فوروم جهان سوم را به عهده داشته است. در حال حاضر، وی مدير فوروم جهانی آلترناتيوها نيز هست.5
به باور من، کار گستردهء امين را می توان به طور فشرده در دو زمينهء قانون ارزش و ماترياليسم تاريخی توضيح داد.6 وی اشاره می کند که سرمايهء فکری مارکس به نظر می رسد که در دو زمينهء نوشته های اقتصادی و نوشته های سياسی تقسيم شده باشد.
”مجاورت صوری اين دو گفتمان ظاهراً تجزيه ناپذير به شيوهء معينی از تفسير مارکسيسم راه برده است که نه تنها در متن های درسی مقدماتی و جزوه های همگانی ديده می شود، بلکه حتا در روندهای غالب در ادبيات مارکسيستی نيز رسوخ کرده است. بر اساس اين تفسير، از يک سو علم واقعی اقتصاد، يعنی اقتصاد سياسی مارکسيستی را داريم…. و از سوی ديگر، علم جامعه شناسی (ماترياليسم تاريخی) را که بر اين فرضيهء بنيادين بنا شده است که مبارزهء طبقاتی نيروی محرکهء تاريخ است. اين دو ”فصل“ مارکسيسم به عنوان مکمل يکديگر ديده شده که وحدت شان از روشی به دست می آيد که هر دو از آن الهام می گيرند.“7
از نظر امين، اين تقسيم بندی بنيادين در تئوری مارکسيستی را نمی توان انکار نمود. با اين وجود، وی بر اين نکته پافشاری می کند که قوانين اقتصادی سرمايه داری که در قانون ارزش خلاصه می شود، ”تابع قوانين ماترياليسم تاريخی اند.“8 علم اقتصاد، اگرچه لازم است اما نمی تواند واقعيت سرمايه داری و امپرياليسم را به تمامی و به اعلا درجهء انتزاع، مثلاً در اشکال فرمول های رياضی، توضيح بدهد، زيرا که از بازشناسی منشاء تاريخی سيستم و يا سرشت مبارزهء طبقاتی ناتوان است. و نيز نمی تواند به شيوه ای تعيين کننده تجلی تاريخی معاصر قانون ارزش را تعريف نمايد که به عنوان تئوری ”جهانی ارزش“9 بيان شده است؛ تعريفی که نيازمند درک فاکتورهايی مانند قدرت انحصاری و مبادلهء نابرابر است.10 در بهترين شکل اش می توان ديد که روابط ارزش به لحاظ تاريخی ”تحول“ يافته و در مقايسه با مدل های انتزاعی که مبتنی بر اقتصاد رقابت آزادند از درجهء اهميت کم تری برخوردار است، اگرچه کماکان نيازمند آن است که مورد تحليل همه جانبهء سياسی-اقتصادی واقع شود.

امين در روند کارش به جست و جوی پديده های وسيع تری بر اساس تحليل ماترياليسم تاريخی برمی آيد، و به دنبال اين است که چگونه اين پديده ها توانسته اند قانون ارزش را در سيستم سرمايه داری هنگامی که به مرحلهء انحصارات وارد شد و پس از آن در مرحلهء کنونی اش که زير سلطهء سرمايهء چنددستانهء مالی جهانی قرار دارد، متحول نموده و تغييرشکل دهد.11 اين برتری ماترياليسم تاريخی بر قانون ارزش است که واکنش اجتماعیِ انقلابی زحمتکشان جهان در برابر سيستم سرمايه داری را در برمی گيرد که از متن کنش و واکنش طبقه و ملت برمی خيزد.12
بنا به تحليل امين، قانون ارزش و ماترياليسم تاريخی از وزن مساوی برخوردار نيستند، حتا اگر فقط به اين خاطر باشد که اولی، بر خلاف ماترياليسم تاريخی، نمی تواند راه خروج از وضعيت موجود را به خلق های جهان نشان دهد. با اين وجود، هرگونه درک درست و نقادانه از وضعيت حال سرمايه داری بدون درک چگونـگـی تحول قانون ارزش تحت سرمــايه داری انحصاری امپرياليستی      امکان ناپذير است.
قانون سراسرجهانی ارزش
به گفتهء خود وی، حاصل تحليل و بررسی اش از ”تاريخ سرمايه داری با نتايجی که باران13، سوييزی14، و مگداف15 پس از بررسی های دقيق شان از سرمايه داری انحصاری گرفته اند، هم سو است“.16  اين نتايج عبارتند از:
١) گرايش سرمايه داری به انباشت افزون در ارتباط با مشکل جذب ارزش اضافه؛
٢) تحت سرمايه داری معاصر، رکود اقتصادی قاعده بوده و رشد سريع اقتصادی استثناء می باشد؛
۳) نفی رقابت آزاد به واسطهء رشد سرمايهء انحصاری از اواخر قرن نوزدهم به اين سو؛
٤) مقابله با رکود اقتصادی بخشاً با توسل به توليداتی که در دست دولت متمرکز است17؛
۵) درک اين نکته که رشد سريع ١٩٧۵–١٩٤۵ صرفاً محصول شرايط تاريخی حاصل از جنگ جهانی دوم بود که نمی توانست برای هميشه دوام داشته باشد.
٦) تمرکز بر سرمايهء مالی به عنوان راه حلی بهتر برای برون رفت از رکود اقتصادی که از اواخر دههء هفتاد شروع شد ”بخشی جدايی ناپذير، از   نيازمندی های سيستم برای بقاء است“.18
اين درک از توسعهء اقتصادی در انديشهء امين با پذيرش شش تز ديگر گسترش می يابد:
١) سرمايه داری انحصاری در مسير رشدش از دو مرحلهء تاريخی عبور نموده است. اول، سرمايه داری انحصاری خالص تا مقطع ١٩٧١ و پس از آن سرمايه ی انحصاری-مالی جهانی.19
٢) سرمايهء انحصاری توانسته است خود را با دو بحران طولانی، اولی از  ١٩٤۵–١٨٧۳ و دومی از ١٩٧١ تا کنون، سازوار کند. اين سازواری با توسل به تمرکز و مرکزگرايی در مقياس جهانی، مالی گرايی، و ”جهانی سازی عميق“ امکان يافته است.
۳) در سطح جهانی دو مدل جداگانهء انباشت شکل گرفته است. اولی انباشت خودمدار در مرکز جهان سرمايه داری؛ و ديگری در جهان پيرامونی به طور پراکنده و برونگرا.
٤) تحول از دورهء کشمکش ميان امپرياليست ها که لنين به خوبی نشان اش داد، به دورهء جنگ سرد تحت هژمونی ايالات متحده، و سپس به دوران حاضر که امپرياليسم تعاونی ترياپوس به رهبری ايالات متحده است؛
۵) تقسيم بندی مرکز و پيرامون، تضاد عمدهء سيستم است که خود را به شکل سلسله ای از انقلاب ها در جهان سوم نشان داده است؛
٦) قانون ارزش به قانون سراسرجهانی ارزش تحول يافته است.20
تئوری سراسرجهانی ارزش سهم آشکار امين در علم اقتصاد است که به توضيح سيستم مبادلهء نابرابر/اجاره بهاء امپرياليستی می پردازد که جهان را به شمال و جنوب تقسيم کرده است. امروز، تمرکز و مرکزگرايی سرمايهء انحصاری در شکل رشد سرمايهء بين المللی انحصاری خود می نمايد. در حالی که شرکت های   غول آسا به طور فزاينده ای جهانی و مالی می شوند، سرمايه نيز به همراه تکنولوژی بيش از پيش سيال است. با اين وجود، اختلاف ميان کشورها بر سر جای اش باقی می ماند و هر حکومتی از منافع کمپانی های ”خودی“ در برابر کمپانی های کشورهای ديگر حمايت می کند، اما محدوديت ها و موانعی که بر سر راه سياليت نيروی کار قرار دارد از ميان برداشته نمی شود.21 حاصل امر يک سيستم مبادلهء نابرابر است که در آن اختلاف ميان سطح دستمزدها در کشورهای مختلف از اختلاف ميان سطح بازدهی توليد بيشتر است. اين نابرابری به نوبهء خود يک سيستم ”اجاره بهاء امپرياليستی“ را می آفريند که نصيب کمپانی های فراملّی در مرکز می شود.22 روند مشابهی که می توان برای مقايسه بدان اشاره نمود استخراج منابع طبيعی از کشورهای جنوب است. اين همه مبين فوق-استثمار کارگران در کشورهای پيرامونی است که در آن مزد کار بسا کم تر از ارزش نيروی کار است. البته، وجود ارتش ذخيرهء عظيمی که به طور عمده در کشورهای پيرامون متمرکز است ايجاد چنين شرايطی را بيش از پيش ممکن ساخته است. اين حقيقت که نيروی کار در مرکز و در پيرامون در ازاء کار معينی دستمزدهای کاملاً متقاوتی دريافت می کنند، و اين که اين امر مستقيماً به جهانی شدنِ سرمايهء انحصاری مرتبط است، اساس سيستم جهانی امپرياليستی را تشکيل می دهد. مانع اصلی در برابر اتحاد بين المللی طبقهء کارگر نيز وجود نرخ پايين استثمار در شمال و فوق-استثمار در جنوب است.
ماترياليسم تاريخی و نقد ”آپارتايد در مقياس جهانی“
از نقطه نظر امين، سيستم سراسرجهانی ارزش به معنای وجود يک سيستم جهانی امپرياليستی است که شمال و جنوب را در برمی گيرد و از سوی سرمايهء انحصاری بين المللی تقويت شده و از سوی ترياپوس پشتيبانی می گردد. اما، شرايط مبارزهء طبقاتی، ملی و ضد امپرياليستی (و هم چنين فرهنگ و سياست) به قلمرو وسيع تر ماترياليسم تاريخی تعلق داشته و نمی تواند به قانون ارزش، حتا در شکل سراسرجهانی اش، تقليل يابد. به علاوه، ماترياليسم تاريخی دغدغهء جامعه های پيشا و پساسرمايه داری را نيز دارد که قانون ارزش هيچ ارتباط مستقيمی با آن ها ندارد.
به راستی، هرگونه تلاشی برای تقليل امپرياليسم در تماميت اش به قوانين محدود اقتصاد سرمايه داری ناب و به اصطلاح به اصول عام فرهنگی مدرنيسم به اشتباهات مهلک می انجامد.  امين می نويسد:
”حتا واژهء امپرياليسم ممنوعه اعلام شده و ”غيرعلمی“ قلمداد گرديد. برای جايگزين ساختن اين واژه با واژگانی مانند ”سرمايهء بين المللی“ و يا ”سرمايهء فراملی“ به غلط اندازی های زيادی نياز است. گويا که جهان صرفاً با قوانين اقتصادی، تجلی نيازهای تکنيکی بازتوليد سرمايه، مزين شده است. گويا که دولت و سياست، ديپلماسی و ارتش ها به کلی از صحنه رخت بربسته اند!  امپرياليسم دقيقاً مجموعهء نيازها و قوانين بازتوليد سرمايه؛ پيمان های اجتماعی، ملی و بين المللی زمينه ساز آن؛ و   استراتژی های سياسی به کار گرفته شده از سوی اين پيمان ها است.“23
از نظر امين، اروپامحوری، ايدئولوژی ای است که صرفاً برای نفی وجود جهان دوبخشی متشکل از مرکز و پيرامون است، که با پيشنهاد خط واحدی از توسعهء فرهنگی طراحی شده است. از اين منظر، مدرنيسم ضربان ”طبيعی“ سرمايه داری بوده و اروپا، که گويا در اين زمينه نمونه است، واجد تنها فرهنگ قابل پذيرش جهانی است. در مقابل، امين تاريخ تمدنی را ارايه می دهد که بر اساس آن ”غرب“ در حالی که از فئوداليسم24 خارج می شد به طور تصادفی تحت شرايطی مساعدی قرار گرفت که به توسعهء نخستين سرمايه داری در اين جوامع انجاميد.  پس از آن بود که توسعه طلبی تجاوزکارانهء سرمايه داری و استعمار، شکافی را در سطح جهان ايجاد نمود.
عروج سرمايه داری انحصاری و امپرياليسم از اواخر قرون نوزدهم به بعد سيستمی از ”آپارتايد در مقياس جهانی“ را پی ريزی نمود که کشورهای فراخروز شمال را از کشورهای فقير جنوب جدا ساخت.25 بر خلاف ادعای تئوری پردازان مدرن گرایی، کشورهای پيرامون از پديدهء به اصطلاح توسعه نيافتگی اوليه رنج نمی برند، بلکه، همان گونه که تئوری کلاسيک وابستگی گرايی به روشنی نشان می دهد، اين کشورها ”رشد توسعه نيافتگی“ را تجربه نموده اند؛ تجربه ای که در طی آن ساختار شکل بندی های اجتماعی شان به زور تغيير داده شده و در موضع وابستگی قرار داده شدند.26 اگرچه برخی از کشورهای آسيا و آمريکای لاتين از اواخر قرن بيستم به شکل فزاينده ای در چرخهء توليدات صنعتی جهان هم بافته شده اند، اما، بسياری ديگر و به ويژه کشورهای آفريقايی جنوب صحراء به ”جهان چهارم“ سقوط کرده و در وضعيت فقرزدگی پايدار به سر می برند. به علاوه، حتا آن دسته از کشورهايی هم که به نظر می رسد به سرعت در حال رشدند، به شدت و به راه های مختلف به سرمايهء مرکز وابسته بوده و زيردست کشورهای ترياپوس و انحصارات بين المللی باقی مانده اند.27 از نظر امين، کشور چين، اما، به دليل پيشينهء انقلاب مائويستی مهم ترين استثناء بالقوه در اين گرايش در  سال های آغازين قرن بيست و يکم است.
سيستم سرمايه داری جهانی به لحاظ ساختار طبقاتی به طور عمده شش طبقهء مشخص را در سطح جهانی در برمی گيرد:
١) بورژوازی امپرياليستی مرکز، که بيشترين سهم از ارزش اضافه حاصل از کل فعاليت های اقتصادی جهان را به نفع خويش انباشت می کند.
٢) پرولتاريای مرکز، که تا همين اواخر از افزايش واقعی دستمزدها کم و بيش و به موازات افزايش فرآوری نيروی کار بهره می برده است.
۳) بورژوازی وابستهء کشورهای پيرامون، که در رابطهء کمپرادوری با سرمايهء بين المللی به سر می برد.
٤) پرولتاريای کشورهای پيرامونی، که به دليل عدم وجود ارتباط ميان دستمزدها و سطح فرآوری نيروی کار فوق استثمار می شود.
۵) دهقانان کشورهای پيرامونی، که مورد استثمار دوگانهء شيوه های توليد پيشاسرمايه داری و شيوهء توليد سرمايه داری قرار دارند.
٦) طبقات سرکوبگر، متعلق به شيوه های توليد غيرسرمايه داری (اليگارش های سنتی).
اين ساختار طبقاتی است که مجموعهء پيچيده ای از مبارزه و اتحاد را می آفريند.28  سيستم سياسی در کشورهای پيرامونی به واسطهء ترکيبی از نفوذ امپرياليسم و وجود فوق استثمار نوعاً به سمت اشکال گوناگون حاکميت استبدادی سوق يافته، و کليت ساختار متزلزل اين سيستم ها با مداخله های نظامی، مقدمتاً از سوی ايالات متحده، سرپا می ماند. قدرت های امپرياليستی برای حفظ کنترل شان بر دولت های پيرامون، به طور مرتب روابط اجتماعی واپسگرا بر اساس عناصر پوسيدهء اجتماعی را ترويج می کنند. در اين جا برای مثال از اسلام سياسی  می توان نام برد که از ديدگاه امين اساساً دست پروردهء امپرياليسم است.29 آوردن به اصطلاح دموکراسی به کشورهای جنوب بدون شکل گيری تغييرات بنيادين اجتماعی و يا بدون آن که امپرياليسم به چالش کشيده شود چيزی جز ”حقه بازی“ نيست.30
از ديدگاه امين، کنفرانس کشورهای نامتعهد در بندانگ در ١٩۵۵ و در طليعهء بحران جنگ سرد، تبلور خواست رهايی از حيطهء نفوذ شمال در کشورهای جنوب بود. اما، اين نکته به اثبات رسيد که گسستن شريان های وابستگی به امپرياليسم صرفاً از طريق مانورهای سياسی دولت ها امکان پذير نيست. از آن گذشته، از آغاز دههء نود و به دنبال فروپاشی اتحاد شوروی به عنوان يک نيروی جهانی آلترناتيو، ميدان مانور برای اين کشورها به شدت تنگ گشته است. تنها چشم اندازی که در برابر ملل جنوب قرار دارد همانا دست يازيدن به يک انقلاب واقعی، البته در شکل های گوناگون، بوده، و ايجاد فرماسيون های اجتماعی ای است که شيوه های توسعهء آلترناتيو را دنبال نموده، و به ميزان قابل ملاحظه ای از اقتصاد جهان سرمايه داری بريده، و بر رشد ائتلاف های ضد امپرياليستی جنوب-جنوب متکی باشد. آن چه که بيش از همه برای انقلاب اجتماعی جهان اهميت دارد، قيام طبقهء کارگر کشورهای شمال عليه امپرياليسم و سيستم سرمايه داری است؛ چشم اندازی که به موازات شقه شدن سيستم جهانی امکان وقوع اش بيشتر می شود. با اين حال، نيروی اصلی محرکهء انقلاب های قرن بيستم طبقات تحت ستم در کشورهای پيرامونی بوده اند، امری که می توان در یک سلسله از انقلاب ها، از جمله مکزيک، روسيه، چين، کوبا، الجزاير، ويتنام و غيره ديد و در فراخوان چه گوارا برای برپايی ”چندين ويتنام“ نمادينه می شود.  در قرن بيست و يکم نيز همين طبقات نيروی محرکهء اصلی انقلاب اند.31
برای امين و بالطبع برای تمامی خلق های جهان، در حال حاضر اين قيام های دراماتيک عصر حاضر از درجهء اهميت تاريخی بالايی برخوردار است؛     انقلاب هايی که در آسيا (نپال)، آمريکای لاتين (ونزوئلا و بوليوی)، در آفريقا و خاورميانه (مصر، تونس، يمن و بحرين) به وقوع پيوسته و مسئلهء ”بهار عرب“ را مطرح ساخته اند.
فاجعه ای که از سوی سرمايه داری در فاز سرمايهء چند دستانهء مالی-جهانی، کل سياره را تهديد می کند در تحليل امين کاملاً شفاف است و از نظر من مهم ترين پيام وی می باشد. او می نويسد:
[سرمايه داری] تنها به اضطرار مبارزات و تنش های جاری تن می دهد که   تاريخ اش را به بهای برجسته ساختن سرشت آن به مثابهء خود-ويرانگر ارکان ثروت اش -يعنی بشريت که به درجهء صرف نيروی کار/کالا سقوط کرده و طبيعت که به يکسان به شکل کالا درآمده است- رقم می زند. بحران اول سرمايه داری که از ١٨٧۳ شروع شد به قيمت سی سال جنگ و انقلاب (١٩٤۵-١٩١٤) به پايان رسيد.  بحران دوم اش که از ١٩٧١ آغاز گرديد، خود سيستم را وارد دومين مرحله اش، مرحله ای الزاماً آشوب خيز، ساخت که با بحران مالی سال ٢٠٠٨ عريان گرديد، و وحشت و تباهی را با خود به همراه آورد که برای کل نژاد بشری تهديدآميز است. سرمايه داری به يک سيستم مطلقه تبديل شده است.
پانویس ها
1. مقالهء حاضر که با عنوان Samir Amin at 80: An Introduction and Tribute در شمارهء ۵ از دورهء ٦۳ (اکتبر ٢٠١١) ماهنامهء مانتلی ری ويو چاپ شده است، از سوی سردبير ماهنامه به عنوان مقدمه ای بر دو مقاله از سمير امين نوشته شده که هر دو در همين شمارهء ماهنامه آمده است.  مقالهء اول، با عنوان An Arab Springtime?  و مقالهء دوم زير عنوانThe Democratic Fraud & Universakist Alternative درج شده است.                                                                     لازم به يادآوری است که اسامی مکان ها و اشخاص از سوی مترجم به زيرنويس ها (اين مقدمه و مقالهء سمير امين) افزوده شده است. تمامی توضيحات ديگر که از سوی مترجم به متن در زيرنويس ها افزوده شده با (م) مشخص گرديده است. در برخی جاها و برای حفظ روانی ترجمه، جملات معترضهء نويسنده که در داخل پرانتز و يا دو خط تيره آمده بود، به زيرنويس ها منتقل شده است.
2. John Bellamy Foster
3. Institut d’Études Politiques de Paris
4. Institut national de la statistique et des etudes écomomiques
5. Samir Amin,“Samir Amin (born 1931)” (autobiography), in Philip Arestis and Malcolm Sawyer, The Biographical Dictionary of Dissenting Economists (Northampton, MA: Edward Elgar, 2000), 1-7, and Accumulation on a World Scale (New York: Monthly Review Press, 1974).  For a short summary of the early development of Amin’s theory of dependent accumulation and unequal exchange see John Bellamy Foster, The Theory of Monopoly Capitalism (New York: Monthly Review Press, 1986), 178-84.
6. عنوان يکی از کتاب هایش، که در ويرايش تازه با نام The Law of Worldwide Value چاپ شده است.
7. Samir Amin, The Law of Value and Historical Materialism (New York: Monthly Review Press, 1978), 1-2.
8. Amin, The Law of Value and Historical Materialism, 3.
9. Globalized value
10.  Samir Amin, The Law of Worldwide Value (New York: Monthly Review Press, 2010), 12-13.   
اگرچه امين از محدوديت های مدل سازی رياضی آگاه است، اما، اين باعث نمی شود که وی برای تشريح پارامترهای ارزش جهانی از آن به طور محدود استفاده ننمايد.  همان جا، ص ٨٧ـ٨٦.  بسياری از ابعاد تئوری ارزش جهانی وی در  دههء هفتاد نيز وجود داشت.  نگاه شود به:                                                              
     Samir Amin, Imperialism and Unequal Development  (New York: Monthly Review Press, 1977)                                       آن چه که تغيير کرده و مسايل را روشن نموده است بحران بزرگ مالی ٢٠٠٨ـ٢٠٠٧ است که ورود سرمايه داری به فاز جديد سرمايهء اليگاپلی–مالی را مشخص ساخته است.
11. Samir Amin, The Law of Worldwide Value, 14.
12. Samir Amin, Class and Nation, Historically and in the Current Crisis (New York: Monthly Review Press, 1980)
13. Paul Baran
14. Paul M. Sweezy
15. Harry Magdoff
16. Amin, The Law of Worldwide Value, 117.
17. امين به ويژه به تمرکز باران و سوييزی بر ”بخش ۳“ اشاره می کند (متمايز از بخش ١، سرمايه گذاری، و بخش ٢، مصرف)، که نشان می دهد که چگونه توليد اضافه تحت نظام سرمايه داری انحصاری به مصارف دولتی، مانند مصارف نظامی، می رسد که غالباً زايدند. در عين حال، به ازدياد هزينه های زايد و نامولد در اقتصاد به طور عام نيز اشاره دارد. امين به اين نکته اشاره می کند که باران برای پرداختن به چنين مسئلهء دشواری بود که ابتدا ايدهء ”اضافه“ را در تکميل محاسبهء ارزش اضافه سنتی مطرح می سازد.                                                         Amin, the Law of Worldwide Value, 27. See also John Bellamy Foster, “Marxian Economics and the State,” in Foster and Henryk Szlajfer, The Faltering Economy (New York: Monthly Review Press, 1984), 325- 49, and The Theory of Monopoly Capitalism, 24-50.
18. Amin, The Law of Worldwide Value, 118.
19. امين از واژهء ”سرمايهء چند دستانهء مالی“ جهانی برای تشريح آخرين مرحلهء سرمايه داری استفاده می کند. نگاه شود به؛                                         Samir Amin, “Market Economy or Oligopoly Finance Capital,” Monthly Review, 59, no. 11 (April 2008): 51-61.
20. Amin, The Law of Worldwide Value, 118-119, 89-90.
21. پذيرش تداوم اهميت وجودی اختلافات ميان دولت-ملت ها در تئوری امپرياليسم امين سهم مهمی دارد که تحليل وی را هم از ”تز گلوباليزاسيون“ که مدعی اضمحلال دولت-ملت است و هم از تئوری ”سرمايهء فراملی“ که در همين راستا بحث پيچيده تری را مطرح می سازد، جدا می سازد.  رجوع شود به:             Samir Amin, “Transnational Capitalism or Collective Imperialism,” Pambazuka News, 522, March 23 2011, http://www.pambazuka.org
22. در محافل اقتصادی بستر اصلی به اين پديده به طور نامستقيم و با عنوان ”خريد و فروش نيروی جهانی“ کار اشاره می شود.
23. Samir Amin, Eurocentrism (New York: Monthly Review Press, 1989), 141.
24. شکل به خصوص عقب مانده از شيوهء توليد خراج گزارانه که ويژگی نمای تمامی جوامع پيشين بوده است.
25. Amin, The Law of Worldwide Value, 53.
26. ژاپن بزرگ ترين استثناء در اين مورد است.
27. Samir Amin, Capitalism in the Age of Globalization, (London: Zed Books, 1997) 4-5.
28. Amin, The Law of Worldwide Value, 92-93.
29. Samie Amin, “Political Islam in the Service of Imperialism,” Monthly Review, 59. no. 7 (December 2007): 1-19. and Obsolescent Capitalism (London: Zed Books, 2003), 166-71.
30. به ويژه وقتی که محتوای پلوتوکراتيک (توانگرسالارانه) به اصطلاح دموکراسی های موفق در کشورهای شمال در نظر گرفته شود، اين حقيقت عريان تر رخ می نمايد.
31. Amin, The Law of Worldwide Value, 122-28.
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ورودی در دسامبر 4, 2012 بدست در نیکو پورورزان، آلترناتیو، جان بلامی فاستر، سمیر امین، سیاست روز، شماره پانزدهم فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: