آلترناتیو

ماتم نگیرید! سازماندهی کنید!

فرهنگ و هنر آلترناتیو: دیگر هرگز نگو…

دیگر هرگز نگو…
برگردان: بهرام قدیمی

یادداشت مترجم:
 مبارزه طبقاتی در هر گوشه از جهان اشکال و فرهنگ خاصی داشته است. در اروپا از قرن­ها پیش در کنار فرهنگ­های حاکم بر جوامع اروپایی، فرهنگ اقوام سینتی و رُما (»کولی­ها«)، مذاهب غیر مسیحی و جز آنان دوران حیات و شکوفایی خود را داشتند. در درون جنبش کارگری اروپا نیز تمام این فرهنگ­ها، نمایندگان و فعالین خود را داشته­اند. کافی­ست تاریخ »اتحادیه کارگران یهودی« (بوند) را به خاطر بیاوریم که از سال ۱۸۹۷ کوشید کارگران یهودی را در یک مبارزه سوسیالیستی سازماندهی کند؛ یا آنارشیست­ها و سوسیالیست­های پر شماری را که در انقلاب­های ۱۹۰۵ و ۱۹۰۷ فعالانه شرکت کردند، یا واحد »بوتوین« را که در صفوف بلشویک­ها رزمید؛ و بالاخره آن­ها را که در مبارزات خیابانی در لندن یا در جنگ داخلی اسپانیا جان بر کف در صفوف مبارزه پیکار کردند.

با وجود این، مردمانی که حامل این فرهنگ­ها و سنت­ها بودند، همواره مورد حملهء نژادپرستان بوده، قربانی محرومیت، سرکوب، پوگروم و قتل عام­های گوناگون شده­اند. کافی­ست به یاد بیاوریم که پنجاه درصد یهودیان و هشتاد درصد سینتی و رُماهای آلمان طی چند سال حکومت فاشیست­ها در این کشور نابود شدند.
اگر در دوران جنگ جهانی دوم »آژانس بین­المللی یهود« با قرارداد معروف ترانسفر با دولت هیتلر، اجازهء خروج فرزندان سرمایه­داران را از آلمان می­گرفت، نیروهای مختلف بوندیست که همیشه از مخالفین اصلی صهیونیسم بودند و بخش­های دیگری از کمونیست­ها و آنارشیست­های یهودی­تبار، پرچم مبارزه­ی رادیکال را برافراشتند. قیام­های مسلحانه در گتوهای مختلف، از جمله ویلنا، مینسک، ورشو، بیالیستوک و جنبش­های پارتیزانی که اغلب دوشادوش کمونیست­ها علیه فاشیسم می­رزمیدند، به خصوص در میان پارتیزان­های اتحاد شوروی، پس از پیروزی نیروهای متفقین یا به دست فراموشی سپرده شدند، یا تنها به عنوان »مقاومت یهود« معرفی گشتند تا تهی از محتوای طبقاتی خود مورد سوء استفادهء صهیونیست­ها قرار گیرند.
یکی از درگیری­های سیاسی در بین گروه­های مختلف یهودی­تبار، مسئلهء زبان یهودیان بود. »بوند« همیشه علیه طرح صهیونیستی بازسازی زبان عبری برای یهودیان بود و معتقد بود، ییدیش زبان یهودیان اروپایی­ست. بنا به نوشته بنیامین اورت مایر بیش از ۹۰ درصد از شش میلیون یهودی­ای که در آلمان به قتل رسیدند، به زبان ییدیش سخن می­گفتند. این زبان توده­ای یهودی­تباران در آلمان و بخش­هایی از اروپای شرقی بود. از این رو بسیاری از ترانه­سرودهای مبارزاتی به این زبان بود.
نه تنها گروه­های مختلف پارتیزانی در آلمان و بقیهء کشورهای اروپایی، به ویژه اسپانیا در صفوف انقلابیون پیکار کردند، بلکه در جبهه­های مختلف هنرمندان برجسته­ای نیز بودند که مبارزات را همراهی می­کردند. از کابارتیست­های برجسته گرفته تا نویسندگان، شعرا و هنرپیشگانی که در خدمت این مبارزات فعالیت کرده­اند، همه سرمایه­های جنبشی هستند که حافظه تاریخی نمی­تواند آن­ها را به فراموشی بسپارد.
یکی از این همراهان، هیرش گلیک، شاعر معروف است.
هیرش گلیک در ۲۴ آوریل سال ۱۹۲۰ در شهر ویلنای لهستان متولد شد و از عنفوان جوانی به جمع شاعران ییدیش­زبان پیوست که حول نشریهء »یونگه والد« فعال بودند. بعد در سال ۱۹۳۹ وارد گروه معروف »یونگه ویلنا« شد.
در دوران اشغال نازی­ها، وی ابتدا در اردوگاه کار اجباری »وایسه واکه«زندانی بود و بعد در دیگر اردوگاه­های کار اجباری. در همان دوران او مجموعه شعرهای برجسته­ای، مانند »یک شب در اردوگاه کار اجباری« را پدید آورد.
در سال ۱۹۴۲ اولین عملیات خرابکاری گروه­های پارتیزانی در پشت جبهه آلمانی­ها، با حمله به یک کاروان نظامی حمل اسلحه و مهمات آغاز شد.
در سال ۱۹۴۳ ارتش آلمان، تمام زندانیان یهودی اردوگاه را به گتوی ویلنا انتقال داد. هیرش گلیک، تحت تأثیر قیام گتوی ورشو، در همین گتو ترانهء »هرگز نگو« را بر اساس ملودی آهنگ­ساز روس، دیمیتری پوکارس، سرود که واحدهای پارتیزانی FPO (سازمان متحد پارتیزان­ها) آن را به عنوان»سرود پارتیزان­ها« اعلام کردند و به معروف­ترین ترانه­سرودهای جنبش مقاومت یهودیان بدل شد (آرنو لوستیگر).
پس از ویرانی این گتو، هیرش گلیک باز توسط گشتاپو دستگیر شد و به اردوگاه کار اجباری استلاند انتقال یافت. در سال ۱۹۴۴ او پس از فرار از آن­جا، همراه با چهل زندانی دیگر، به صفوف پارتیزان­ها در جنگل پیوست و چندی بعد، در سن ۲۳ سالگی، سلاح در دست، به خاک افتاد.
یادش گرامی…

*****     

دیگر هرگز نگو…

 Sog nit kejnmol
شعر: هاینریش گلیک
آهنگ: دیمیتری پوکارس
   دیگر هرگز نگو واپسین گامت را بر می­داری،

آن­گاه که طوفان، آبی آسمان را نیز می­روبد،
لحظه رؤیائی­مان فرا می­رسد،
دیگر نزدیک شده،
گام­هامان چون طبل می­کوبد:
اینجاییم!
از نخلستان­های سرسبز تا دوردست­ها،
سرزمین­های پوشیده از برف،
با رنج­هامان می­آییم، با دردهامان،
و هر کجا قطره­ای از خون­مان چکید،
نیروی تازه­ای جوانه زد، خشم تازه­ای.
خورشید پگاه که بدرخشد، روزی­ست دیگر، روزی برتر
و شب تیره همراه با دشمن محو می­شود،
و اگر خورشید هنوز در مشرق مردد باشد،
ترانهء ما ضمانت آمدن اوست.
این ترانه را با خون نوشته­ایم، نه با مداد،
این ترانه، ترانهء یک پرندهء شاد و آزاد نیست.
خلقی در میانهء دود و حریق،
سلاح به دست این ترانه را می­خواند.
پس: دیگر هرگز نگو واپسین گامت را بر می­داری،
آن­گاه که طوفان، آبی آسمان را نیز می­روبد،
لحظهء رؤیائی­مان فرا می­رسد،
دیگر نزدیک شده،
گام­هامان چون طبل می­کوبد:
اینجاییم!

*****

ترانه ”دیگر هرگز نگو…“ با اجرای گروه Zupfgeigenhansel
برخی منابع:
Arnold Lustiger :Sog nit kejmol…, Frankfurt 1980
Reuben Ainsztein: Jüdischer Widerstand im deutschbesetzten Osteuropa wären des Zweiten Weltkrieges,Universität Oldenburg   1993
Benjamin Ortmeyer :Jiddische Lieder gegen die Nazis, Frankfurt 1995

سایت:

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: