آلترناتیو

ماتم نگیرید! سازماندهی کنید!

زونکن آلترناتیو:

عامل لو رفتن خانۀ پایگاهی رفیق حمید اشرف در 8 تیر 1355 چه کسی بود و اکنون چه می‌کند؟
محمد کتابچی؛ از مزدوری ساواک تا ریاست کمپانی ساویون 
مهرنوش میرسعیدی

 

 
به یاد جانباختگان روز هشتم تیر ماه 1355
و سایر ”عمو“های‌مان؛
به امید آن‌که
دستان کوچک و جوان این نسل
در دستان بزرگ‌شان قرار گیرد
و به یادمان آورد که
در دنیایی که آلودگی غالب است و آلوده‌ها حاکم،
تنها می‌توان بی‌رحم و منتقم بود.
 
مدخل
بر آگاهان از مسائل تاریخ معاصر ایران روشن است که واقعۀ 8 تیر 1355 و جان‌باختن رفیق حمید اشرف و رفقای دیگر مرکزیت و عضو سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران چه ضربۀ سهمگینی بر پیگر جنبش انقلابی مسلحانه و جنبش کمونیستی در ایران به طور عام وارد ساخت. در آستانۀ سال 1355 جنبش انقلابی مسلحانه در تحقق نخستین مرحلۀ استراتژی خود که گردآوری، سازماندهی و تشکل نیروهای چپ انقلابی بود، به توفیق کامل دست یافته بود. جنبش از ضربه های مهلک نخستین مرحلۀ خود سالم‌تر و شاداب‌تر سر بر آورده بود و مرحلۀ بعدی، بزنگاه خطیر پیوند جنبش مسلحانه و طبقۀ کارگر و زحمتکش جامعه بود. اگر ضربه‌های اواخر سال 1354 و به طور مشخص ضربۀ 8 تیر 1355 فرود نمی‌آمد و جنبش انقلابی مسلحانه را با خطر نابودی مواجه نمی‌ساخت، می‌توانست در پی چاره‌اندیشی برای مسائل جدید برآید. در پی این ضربات، مارکسیست ها با وجود این که پس از اعلام مارکسیست ‌شدن سازمان مجاهدین خلق ایران در سال 1354، هژمونی کامل فکری و سیاسی را در بین فعالین سیاسی و مبارزین به دست آورده بودند، از دخالت گری در امواج  خیزش های توده‌ای 7-1356 بازماندند. بیراه نیست اگر بگوییم در صورت وارد نیامدن این ضربات، شاید انقلاب مردم ایران در سال 1357 و نقش کمونیست‌ها در بطن آن تفاوت و دگرگونی چشمگیری می‌یافت و ما با سرنوشتی متفاوت از تاریخ خونین و سیاه سه دهۀ اخیر خود مواجه می‌شدیم.

 

 لحاظ کردن این عوامل، اهمیت زیادی به واقعه‌ای مانند 8 تیر 1355 می‌بخشد. تا سال‌ها پس از انقلاب، فعالین سیاسی و اعضای گرایش‌های گوناگون فدایی خلق از دلایل و زمینه های ورود آمدن این ضربۀ هولناک و چند و چون آن بی خبر بودند. مجموعه اسناد موجود در این رابطه از ساواک سلطنتی به وزارات اطلاعات جمهوری اسلامی به ارث رسیده بود و دسترسی به آن‌ها برای پژوهشگران مستقل و حقیقت‌جویان ممکن نبوده و نیست. تا این که در سال 1387 کتابی تحت عنوان ”چریک‌های فدایی خلق؛ از نخستین کنش‌ها تا بهمن 1357“ توسط موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی (وابسته به وزارت اطلاعات) منتشر شد.  این کتاب دربرگیرندۀ مجموعه‌ای از اسناد دست کاری شده و اوراق بازجویی و تحلیل‌های مزدور نویسندۀ کتاب (با نام مستعار ”محمود نادری“) بود که با هدف ملکوک و لجن‌مال کردن چهرۀ تابناک زنان و مردان قهرمان چریک فدایی خلق تدوین و منتشر شده بود. انتشار کتاب‌هایی از این نوع را می توان بخشی از واکنش دستگاه‌های امنیتی رژیم به پاگیری مجدد اندیشه‌های انقلابی و مارکسیستی در بین نسل جوان در ایران ارزیابی کرد. محتویات کتاب به خوبی از جانب بسیاری از رفقایی که به طور زنده با وقابع تاریخی مربوط به آن دوره درگیر بودند، مورد نقد و بررسی قرار گرفت و دروغ‌های بزرگ و اهداف پلید مستتر در ظاهر محققانۀ آن مورد نقد، بررسی و افشاگری قرار گرفت. اما جنبه‌ای از کتاب که کمتر مورد توجه قرار گرفت، درز و انتشار برخی اطلاعات به جا مانده از ساواک شاهنشاهی توسط همکاران و جانشینان اطلاعاتی آنان در رژیم جمهوری اسلامی بود. یکی از این جریانات و بدون شک مهم‌ترین آن‌ها به مسائلی مرتبط می‌شد که منجر به کشف خانۀ پایگاهی مهرآباد جنوبی، محل برگزاری جلسۀ مرکزیت سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران در 8 تیر 1355 شده بود. در این قسمت است که قلم‌به‌دست مزدور جمهوری اسلامی، خواسته یا ناخواسته، اطلاعاتی در مورد سرنخ‌های جریان کشف خانۀ پایگاهی مهرآباد جنوبی توسط ساواک در اختیار خوانندگان می‌گذارد.
م.ک، مامور شمارۀ 10028 ساواک در سه پردۀ کوتاه
م.ک، ضد-قهرمان و چهرۀ پلید و کریه این جریان، برای نخستین بار در صفحۀ 681 کتاب معرفی می‌شود. رفیق جان‌باخته یوسف قانع خشک بیجاری که در حادثۀ 8 تیر 1355 در کنار رفقای دیگرش جان باخت، پس از ضربات در منطقۀ شمال به چریک ها، از آن جا می‌گریزد. ارتباط رفیق یوسف یا سازمان قطع شده بود و به همین خاطر او به سراغ یکی از سمپات‌هایش به نام منوچهر گلپور، دانشجوی دانشگاه پلی‌تکنیک می‌رود. توضیح آن‌که رفیق یوسف خود نیز   فارغ التحصیل این دانشگاه بود. منوچهر گلپور او را برای اختفاء به یکی از دوستانش معرفی می‌کند تا رفیق یوسف نسبت به تماس مجدد با سازمان اقدام کند. این به ظاهر دوست کسی نبود جز م.ک، مامور نفوذی ساواک با شمارۀ رمز 10028. طبق نوشتۀ کتاب وزارت اطلاعات اولین سند مربوط به این فرد مربوط است به ملاقات گلپور با وی در 12 دی‌ماه 1354.
رابطۀ م.ک با رفیق یوسف و گلپور ادامه می‌یابد. جمعه 27 فروردین 1355 گلپور به م.ک اطلاع می‌دهد که رفیق یوسف به سازمان وصل شده است.
در 8 تیر 1355 به خانۀ پایگاهی محل جلسۀ اعضای مرکزیت سازمان    چریک های فدایی خلق حمله می‌شود و رفیق یوسف نیز در این نبرد جان    می بازد. در گزارش و گردش کار ساواک پیرامون این واقعه، موفقیت ساواک به صراحت ناشی از ”نفوذ اطلاعاتی“ دانسته می‌شود.
محسن کتابچی؛ از مزدوری ساواک تا ”نابغۀ جهان نرم‌افزار“ !
رفیق یوسف، گلپور و م.ک هر سه فارغ‌التحصیلان دانشگاه پلی‌تکنیک بودند. گویا در همان مقطع انتشار کتاب، دانشجویان این دانشگاه در آن دوره و نزدیکان سازمان چریک‌های فدایی خلق از هویت م.ک مطلع می‌شوند. اما اعلام عمومی هویت او از طریق دیگری صورت می‌پذیرد. عبدالله شهبازی تواب ارشد و عضو سابق حزب توده و از همکاران اصلی وزارت اطلاعات و انتشارات وابسته به آن، در مجموعۀ مقالاتی که در روزهای زوج هفته تحت عنوان ”ساواک، موساد و ایران“ در سایت خبرآنلاین منتشر می‌شد، اقدام به معرفی کتاب در حال انتشارش با عنوان سرویس های اطلاعاتی و انقلاب اسلامی ایران می‌نمود. این مقالات در نیمۀ اول 1389 از طریق این سایت منتشر شدند. در مقالۀ سوم از مجموعۀ این مقالات (که در تاریخ 22 خرداد 1389) منتشر شد، شهبازی اقدام به اعلان عمومی نام واقعی م.ک می‌نماید:
انتشار کتاب چریک‌های فدائی خلق بسیاری از دانشجویان سال‌های 1345-1350 دانشکده پلی‌تکنیک را در بهت فرو برد. در این کتاب نام محمد کتابچی به عنوان منبع ساواک، با شماره رمز 10028، درج 2 و شرحی از اقدامات او بیان شده که به کشف خانه تیمی و قتل حمید اشرف، رهبر نامدار سازمان چریک‌های فدائی خلق از نیمه سال 1350 تا تیر 1355، انجامید. اشرف در این زمان سی ساله بود.
”محمد کتابچی اهل آستارا و اردبیلی‌تبار بود. دانشجوی پلی‌تکنیک بود. دستگیر شد و دو سال و چند ماه زندان کشید. به شدت شکنجه شد. دوستانش او را »باشخصیت، محکم و قوی« توصیف می‌کنند. او را نابغه نیز می‌دانند. امروزه، محمد کتابچی رئیس کمپانی بزرگ »ساویون« در آمریکا، از بنیان گذاران سیستم مولتی مدیا و دانشمندی سرشناس در سطح جهانی در حوزه نرم‌افزار و بسیار متمول است.  دوستان قدیمش، که تا دیروز به سابقه دوستی با او مفتخر بودند، اینک با انتشار کتاب ‌چریک‌های فدائی خلق حیران مانده اند. بسیاری برایش ایمیل زده و توضیح خواسته‌اند. برخی شخصاً در آمریکا به دفترش مراجعه کرده اند. به ایمیل‌ها پاسخ نداده و با مراجعین برخورد از سر قدرت کرده و بدانان اعتنا ننموده. رفتارش به سان کسی است که وجدانش او را آزار     نمی دهد و به آن‌چه کرده عمیقاً اعتقاد داشته. یکی از صمیمی ترین دوستانش، که خود دارای پیشینه مفصل فعالیت سیاسی و زندان در زمان شاه است، به من گفت:
”مدت‌هاست حیران مانده‌ام. یکی دو هفته پس از انتشار کتاب نادری خوابم نمی‌برد. شاید در زندان در زیر شکنجه شدید، که خود شاهد بودم و در سلول از او پرستاری می کردم، از ترس مرگ حاضر به همکاری شده. ولی اسناد کتاب نشان می دهد که با جان و دل همکاری می‌کرده. گویی اعتقاد داشته به آن‌چه می کند. گزارش‌هایش متعلق به یک فرد وازده و بریده نیست. بعدها هم در رفتارش هیچ نشانی از عذاب وجدان دیده نمی‌شد. کاملاً اعتماد به نفس داشت. هیچ کس نمی توانست حتی این فرض را به مخیله‌اش راه دهد که مأمور ساواک بوده. همکاری کتابچی با ساواک برایم علامت سئوال بزرگی است…“ 
یوسف قانع خشک بیجاری، ورودی سال 1345 دانشکده پلی‌تکنیک در رشته برق، پس از اتمام دوره سه ساله زندانش (تیر 1354) به سازمان چریک های فدائی خلق می‌پیوندند و مخفی می‌شود.  7 به دلیل ضربات وارده، ارتباط او با سازمان مختل می شود و به ناچار به سراغ یکی از سمپات‌هایش به‌نام منوچهر گلپور، دانشجوی پلی‌تکنیک، می‌رود. گلپور او را به ”م. ک.“ (محمد کتابچی)، منبع ساواک با شماره رمز 10028، وصل می‌کند.
”اوّلین سندی که مربوط به خبرچینی فرد مزبور می‌باشد و در پرونده یوسف قانع خشک بیجاری ضبط شده، مربوط است به ملاقات گلپور با وی  در 12/ 10/ 54…“
پیرو آگاهی ساواک از این ارتباط مهم، کارشناس مربوطه می‌نویسد:
”از دستگیری گلپور تا حصول نتیجه قطعی خودداری و از مراقبت به وسیله منبع 4120 فعلاً استفاده نشود. زیرا امکان دارد در جریان مراقبت از موضوع مطلع و دست به اقدامات غیرقابل پیش‌بینی و احتمالاً قطع ارتباط با شنبه [اصطلاح مورد استفاده ساواک برای نفوذی‌ها] نماید.“
پرویز ثابتی، مدیرکل اداره سوّم ساواک، ذیل خبر و نظریه کارشناس می‌نویسد:
”با پیشنهادات موافقت می‌شود. منبع باید از این طریق خود را در داخل چریک‌های فدائی خلق رخنه دهد.“ 
30 دی 1354 یوسف قانع با محمد کتابچی ملاقات می‌کند. کتابچی گزارش کامل را به ساواک می‌دهد. کارشناس مربوطه چنین پی‌نوشت می‌کند:
”آموزش لازم به شنبه [منبع] داده شده است. با توجه به گزارشات قبلی که تقدیم گردیده، اصلح است از هر گونه اقدام مستقیم خودداری تا نفوذ به‌طور کامل انجام گیرد.“
دیدارهای کتابچی با قانع و گلپور ادامه می‌یابد. رابطه قانع با سازمان قطع شده. کتابچی این را به ساواک اطلاع می‌دهد:
”مدتی است ارتباط وی با سازمان محدود شده و این به علت حوادثی است که اخیراً پیش آمده و همین امر تا حدودی موجب کندی ارتباط دوستش و گلپور با سازمان می‌گردد و اگر در طی مدتی که باید بگذرد تا ارتباط قانع و گلپور با سازمان به طور کامل برقرار شود و برای او پیشامدی رخ ندهد توسط خود او و در غیر این صورت از کانال‌های دیگر ارتباط دوستش و گلپور با سازمان برقرار خواهد شد و آن‌گاه بهتر و سریع‌تر خواهند توانست کار کنند.“
6 اسفند 1354 ثابتی ذیل گزارش فوق دستور می‌دهد:
”دستورالعمل های لازم جهت نفوذ هر چه سریع‌تر به منبع در هدف داده شود، به وسیله منبع می‌توانید یکی دو نفر دیگر به گروه معرفی نمائید.“
ملاقات بعدی قانع با کتابچی در 16 بهمن 1354 در خانه کتابچی است. به موازات قانع، منوچهر گلپور نیز با کتابچی در ارتباط است.
جمعه 27 فروردین 1355 گلپور به کتابچی اطلاع می‌دهد که قانع تماس تلفنی گرفته و اطلاع داده که به سازمان وصل شده.
در ساعت 2:30 صبح 8 تیر 1355 خانه تیمی حمید اشرف در منطقه مهرآباد جنوبی محاصره، در ساعت 4:30 با بلندگو اخطار و سپس حمله آغاز می‌شود. نتیجه چهار ساعت تیراندازی متقابل چریک‌ها و تیم‌های کمیته مشترک ضد خرابکاری ده کشته از چریک‌ها است. حمید اشرف و یوسف قانع      خشک بیجاری از کشته‌شدگان بودند. روشن است که ساواک از طریق تعقیب رضا یثربی یا قانع به خانه تیمی حمید اشرف دست یافت و دنبال کردن قانع و یافتن مخفیگاه رهبر سازمان چریک‌های فدائی از طریق قرارهای او با کتابچی ممکن بود. ساواک در گزارش ”گردش کار“ خود به رئیس دادرسی نیروهای مسلح درباره ضربه مهرآباد جنوبی و قتل حمید اشرف به صراحت این موفقیت را ناشی از ”نفوذ اطلاعاتی ساواک“ عنوان می‌کند:
”بر اساس نفوذ اطلاعاتی ساواک در گروه چریک‌های به اصطلاح فدائی خلق، یکی از مخفیگاه های قابل اهمیت گروه در منطقه مهرآباد جنوبی، بیست متری ولیعهد، خیابان پارس، کوچه رضاشاه کبیر، کشف و مدتی تحت مراقبت واقع و پس از کسب اطلاعات مورد نیاز به کمیته مشترک ضد خرابکاری مأموریت داده شد تا عملیات لازم را… به عمل آورد…“
افسانۀ نفوذ؛ آرزوی بر باد رفتۀ کتابچی، ساواک و وزارت اطلاعات
تلاش کتابچی و ساواک نفوذ تمام‌عیار در سازمان چریک‌هایی فدایی خلق بود که البته ناکام ماند. تمام تلاش محمود نادری و وزارت اطلاعات بر این است که با هر وسیله‌ای ثابت کنند که نفوذ ساواک در سازمان چریک‌های فدایی به گونه‌ای بوده است که اگر جریانات منجر به انقلاب 1357 پیش نمی‌آمد، ساواک کل تشکیلات سازمان‌چریک‌ها را مانند تشکیلات تهران حزب تودۀ ایران در دهۀ 1340 تحت کنترل می‌گرفت. البته رفیق اصغیر جیلو در این زمینه مقالۀ روشنگری را تحت عنوان افسانۀ نفوذ؛ کنکاشی در یک رویداد از تاریخ فدایی در سایت عصر نو به تاریخ 19 بهمن 1388 به نگارش درآورده است. چکیدۀ این مقاله به شرح زیر است:
در بهار ۱۳۸۷ کتاب  «چریک های فدایی خلق از نخستین کنش ها تا بهمن ۱۳۵۷ (جلد اول)« نوشته محمود نادری توسط موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی انتشار یافت. این موسسه یکی از نهادهای امنیتی رژیم جمهوری اسلامی است که به بایگانی »مرکز اسناد انقلاب اسلامی« و بازجوئی های زندانیان سیاسی در دوران رژیم گذشته دسترسی داشته و زیر نظر دفتر ولی فقیه است.
روشن است که مبالغ کلانی از بودجه عمومی کشور، صرف باز خوانی وارونه تاریخ حیات سیاسی ایران قبل از بهمن ۱۳۵۷ به نفع اهداف سیاسی و تبلیغاتی رژیم ولایت فقیه می شود. از همان آغاز حیات جمهوری اسلامی امر بر این مقرر گشته است که صحنه تاریخ مبارزات گذشته از وجود تمامی احزاب و    سازمان های مخالف استبداد و دیکتاتوری، به جز گرایشات وابسته به اسلام فقاهتی که قدرت را در دست دارند، با توسل به ابزارهای مختلف از جمله  تاریخ نگاری جعلی، پاک سازی شود.
نویسنده این کتاب مدعی می شود که فعالیت های »سازمان چریک های فدایی خلق ایران« طی بهمن ۱۳۴۹ تا بهمن ۱۳۵۷ فاقد هرگونه »اصالت و با خواست های مردم ایران در تضاد« بوده است. بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی که هر یک به نوعی با حیات سازمان چریک های فدایی خلق ایران طی آن سال ها آشنایی داشته به ادعاهای بی بنیاد مطروحه در این کتاب واکنش نشان داده و هر یک با دیدگاه خود اهداف وزارت اطلاعات رژیم از چاپ این کتاب را افشا کرده اند.
یکی از ادعاهایی که به طور ویژه و با فرومایگی و حسابگری رذیلانه در این کتاب مطرح شده، مساله »نفوذ ساواک« در درون سازمان است. کتاب می کوشد با درج »اسنادی« ثابت کند که ساواک در درون »سازمان چریک های فدایی خلق ایران« نفوذ کرده و بر کلیه فعالیت های آن »اشراف« داشته است. نگاهی موشکافانه به ادعاهای کتاب وزارت اطلاعات در مورد نفوذ و حضور ساواک در درون تشکیلات و رهبری سازمان چریک های فدایی خلق ایران، سنجش اعتبار اسناد و شواهد مدعیان، برای ما به منظور شفاف سازی حیات سازمان طی دوران مورد بحث یک امر مهم است.
بررسی های ما نشان می دهد که هم انگیزه و هم روش نویسندگان وزارت اطلاعات، در مدلل کردن ادعای خود ازهر نوع نرم و پرنسیپ شناخته شده و معتبر یک تحقیق بی طرفانه علمی- تاریخی تهی بوده و ادعای آنان در مورد حضور منابع ساواک در درون تشکیلات و رهبری آن از اساس بی بنیاد، و بر مجموعه ای مرکب از «روایت دلخواه نویسندگان از اسناد دست چین شده ساواک»، «اعتراف های تحت شکنجه و بازجویی« و »اسناد دست کاری شده« مبتنی بر نیمه حقیقت ها و جعل استوار است. بررسی های ما نشان می دهد که کوشش های مبتنی بر اهداف سیاسی، امنیتی و تبلیغاتی عوامل وابسته به هرم قدرت و ثروت در بازخوانی تاریخ سازمان چریک های فدایی خلق ایران طی سال های قبل از بهمن ۱۳۵۷ قادر به استتار حقیقت نبوده است.
در حیات سچفخا طی سال های قبل از بهمن ۱۳۵۷ ساواک تا آن جا که در حیطه قدرت و امکاناتش بود از طریق توسل به شکنجه، تعقیب و مراقبت، کنترل تلفنی وضربات خونین بسیاری را بر سازمان چریک های فدایی خلق ایران وارد کرد و چندین بار از طریق ضربه به مرکزیت سازمان توانست آن را تا آستانه نابودی کامل آن بکشاند. اما هیچ گاه و در هیچ لحظه ای نتوانست در میل و اراده صفوف شدیدا زخم خورده ی فعالان بخش باقیمانده آن برای بازسازی و احیای مجدد صفوف خود و ایجاد رهبری آن که در چندین مرحله از دست رفته بودند، خللی ایجاد کند. ادامه فعالیت واحدهای مختلف سازمان چریک های فدایی خلق ایران بعد از نابودی کامل شورای عالی رهبری آن در ۸ تیر ۱۳۵۵، روشن ترین دلیل بر بطلان حکم خودساخته نویسندگان وزارت اطلاعات در زمینه نفوذ ساواک در صفوف سازمان است.
طی سالهای ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ ساواک علی رغم همه ی تلاش هایش نتوانست در شبکه مخفی و علنی سازمان نفوذ کند. به بیان دیگر هیچ عضو خانه های تیمی و هیچ عضو مخفی و علنی سازمان طی سال های مورد بحث عنصر نفوذی ساواک نبوده است.
البته این مساله تغییری در این واقعیت که کتابچی مزدور ساواک بوده و نهایت تلاش خود برای پیشبرد اوامر اربابانش انجام داده است، نمی‌نماید.
محمد کتابچی، مزدور ساواک و عامل لو رفتن خانۀ پایگاهی حمید اشرف را بهتر بشناسیم
نام محمد کتابچی را می‌توانید در لیست نخبگان ایرانی در خارج از کشور در این لینک مشاهده کنید:
کتابچی پس از انجام کثیف‌ترین و ذی‌قیمت‌ترین خدمات برای دستگاه پلید و سرکوبگر رژیم دیکتاتوری سلطنتی سرمایه، خود به طبقه‌ای پیوسته است که کل زندگی خود را روزی در قالب یک مزدور نفوذی و روزی در قالب یک مدیر ”شیک“ کمپانی وقف خدمت به آن کرده است. مشخصات و آدرس شرکت ساویون که تحت مالکیت و مدیریت کتابچی قرار دارد و در سال 1373 تاسیس شده است، از این قرار است:
توضیحاتی پیرامون کتابچی مزدور در آینۀ سایت‌های تجاری:
r. M. A. Ketabchi,
CEO, President and Chairman
Savvion
Savvion was founding in 1994 by Dr. M.A. Ketabchi who put together a seasoned management team to build the business, develop the leading Business Process Management technology and grow a large and respected base of customers. Fostering an environment with a balance of academic strengths, technology leadership and business acumen the Savvion management team continues to propel Savvion into the e Business revolution.
Dr. M. A. Ketabchi, CEO, President and Chairman
Dr. Ketabchi was a Full Professor at Computer Engineering Department of Santa Clara University, and the director of the Object and Multimedia Technologies Research Laboratory when he founded Savvion in 1994. He is well known for his pioneering research in object-oriented database management systems and object-oriented application development technologies. He has published extensively in the various areas of object technology and its applications and has consulted with many companies including Computer Associates, Hewlett-Packard, IBM and Fujitsu. He received his Ph.D. degree in Computer and Information Sciences from the University of Minnesota, Minneapolis.
Dr. Mohammad Ketabchi
CEO, President, and Chairman
Savvion
Dr. Ketabchi was a Full Professor at the Computer Engineering Department of Santa Clara University, and the director of the Object and Multimedia Technologies Research Laboratory when he founded Savvion. He is well-known for his pioneering research in object-oriented database management systems and object-oriented application development technologies. He has published extensively in the various areas of object technology and its applications and has consulted with many companies including Computer Associates, Hewlett-Packard, IBM and Fujitsu. He received his Ph.D. degree in Computer and Information Sciences from the University of Minnesota, Minneapolis.
Mohammad Ketabchi
Chief Strategist at Progress Software
Current
Chief Strategist, Office of CTO, at Progress Software
Past
Founder, President & CEO at Savvion
Consultant at Hewlett-Packard
Education
University of Minnesota-Twin Cities
Connections
500+ connections
توضیحاتی پیرامون شرکت ساویون:
Business Description
By enabling companies to manage internal and external operations online, Savvion leads the industry in automating and managing business processes across the extended enterprise.
Savvion is a leading global provider of automated business management solutions. The companyÕs flagship product, Savvion BusinessManagerª, is a Java-based software platform that enables companies to quickly transform business processes into flexible, distributed Web applications accessed and managed over intranets, extranets, and the Internet.
Through integrated management tools, BusinessManager allows companies to monitor business processes and operations. Managers can proactively reassign resources or modify processes on the fly in response to changing business conditions. By making it possible to manage internal and external operations online, Savvion leads the industry in automating business processes across the extended enterprise.
Savvion has provided software development services, extensive product training, and business management research to Global 2000 companies such as Cisco, IBM, HP, Computer Associates, and Fujitsu.
The company’s corporate headquarters are located in Santa Clara, California. International offices are located in Europe, Japan, and India.
Since 1994, Savvion (formerly known as Technology Deployment International) has been building and implementing core strategic systems for enterprise customers. The companyÕs innovative solutions attracted leaders such as Computer Associates and Fujitsu, who have licensed and sold Savvion / TDI products.
In 1997, the company developed the worldÕs first Web-based business process automation and management system leveraging new Internet-based technologies such as Java, HTTP, and XML.
Recognizing the value of this system, Savvion released the first commercial version of BusinessManager in December 1999, then named EBMS. Many industry leaders such as Cisco Systems, Fujitsu, and Qualcomm now use BusinessManager in their daily operations.
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ورودی در ژوئیه 29, 2012 بدست در عمومی فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: