آلترناتیو

ماتم نگیرید! سازماندهی کنید!

ترجمه آلترناتیو:

کاپیتالیسم و میلیتاریسم
تونی کلیف
مهرنوش میرسعیدی

 

 
ترکیه نیمی از بودجه خود را به مسائل نظامی اختصاص می دهد و به یک قدرت نظامی عمده در منطقه تبدیل شده است. این روزها دولت سیاست کاهش دست مزدها و خصوصی سازی را در پیش گرفته است و از سوی دیگر مقادیر هنگفتی برای به دست آوردن تانک و هلیکوپتر خرج می کند.
در دو هفته گذشته هزینه های نظامی به یکی از موضوعات مهم مورد بحث حتی در نشریات روسا و کارفرمایان بدل شده است. یکی از این مقاله نویس ها نوشته است که : ”سهم هر شهروند ترکیه  نصف قرص آسپرین (یک داروی ارزان قیمت برای سردرد) و سه بمب دستی است. برای هر 10 هزار نفر یک مرکز بهداشت و دو تانک وجود دارد.“ ارتش ترکیه پس از ایالات متحده آمریکا بزرگ ترین بخش ناتو است اگرچه درآمد ملی ترکیه بسیار کمتر از درآمد ملی آلمان، فرانسه، بریتانیا یا ایتالیا می باشد.
تغییر نقش اقتصاد نظامی
در ادوار مختلف کاپیتالیسم صنعت جنگ نقش های متفاوتی را به عهده گرفته است. زمانی که سرمایه داری جوان و ترقی خواه بود ارتش نقشی فرعی را ایفا می کرد. اما با پا گذاردن سرمایه داری به دوران افول، اوضاع تغییر کرد. در سال 1933 در آلمان بیکاری به 8 میلیون نفر رسید. دو سال بعد سیاست تجدید تسلیحات نازی ها منجر به از بین رفتن بیکاری شد. پس از آن حوادث مشابهی نیز در آمریکا، بریتانیا و سایر کشورهای سرمایه داری روی داد.

پس از پایان جنگ جهانی دوم و فرا رسیدن دوران جنگ سرد، اهمیت ارتش بسیار بالاتر از سال های 1920 و 1930 و البته کمتر از دوران جنگ جهانی دوم بود. این همان چیزی بود که ما در آن زمان اقتصاد تسلیحاتی مداوم نامیدیم. این اقتصاد سطح اشتغال را بالا نگاه می دارد اما سرشار از تناقضات است. در سال 1956 و در مقاله ای با عنوان اقتصاد جنگی مداوم این تناقضات را توضیح دادم. صرف هزینه برای تسلیحات منجر به ایجاد اشتغال کامل می شود اما منجر به وضعیتی می شود که در آن کشوری که هزینه زیادی صرف تسلیحات می کند، توانایی کمتری برای تجهیز مجدد صنعت از کشورهایی دارد که هزینه کمتری به این کار اختصاص می دهند. صحت این نظر در دهه 1960 و اوایل 1970 آشکار شد. تدوام جنگ سرد و صرف هزینه برای تسلیحات سطح اشتغال را بالا نگه داشت اما کشورهایی مثل ژاپن و آلمان غربی که بودجه کمتری را به دفاع اختصاص می دادند، توانایی خود را در امر تجهیز مجدد صنعت بسیار بهتر و بیش تر از آمریکا و انگلستان نشان دادند. ژاپن و آلمان در رقابت در عرصه های صنعت اتوموبیل، صنایع الکترونیکی و حیطه های دیگر اقتصاد موفق شدند. سقوط دلار در کنار افزایش شدید قیمت نفت در سال 1973 باعث شد که آمریکا و انگلستان بودجه نظامی خود را شدیدا کاهش دهند.
رابطه ساده ای بین سرمایه داری و میلیتاریسم وجود ندارد
درست است که میلیتاریسم در خدمت سرمایه داری است اما این بدان معنا نیست که ژنرال ها منافع ویژه ای برای تحمیل به جامعه ندارند. اگر یک   سرمایه دار برای حفظ منافعش یک تبه کار را استخدام کند، این به این معنی نیست که تبه کار منافع خاص خودش را برای تحمیل به اربابش ندارد. اقتصاد زیربناست و سیاست و نظامی گری رو بنا هستند اما رو بنا هم تاثیرات خودش را بر زیربنا دارد. ژنرال های ترک برای ایجاد یک ارتش قدرتمند تلاش می کنند و این ممکن است بسیار فراتر از تمایلات تعداد زیادی از سرمایه دارهای ترک باشد. هنگامی که زلزله ای در جنوب شرقی ترکیه روی داد، ارتش خودش را به سرعت به صحنه رساند. البته ارتش با خودش بیل و بولدوزر نیاورده بود که آوارها را کنار بزند و کسانی را که زنده به گور شده بودند بیرون بکشد، بلکه با هدف برقراری نظم و قانون، سلاح و تانک همراه آورده بود . ژنرال ها دلایل خاص خودشان را برای مقابله با طبقه کارگر و ملیت های تحت ستم دارند. آن ها سعی می کنند منافع خود را به جامعه تحمیل کنند.
منابع برای مطالعه بیشتر :
بحث های مربوط به رابطه میلیتاریسم و سرمایه داری پس از حوادث 11 سپتامبر(2001) و حمله آمریکا به افغانستان و عراق و راه افتادن جنبش ضد جنگ در اروپا و آمریکا بالا گرفت و به یک مباحثه ثابت و دائم در عرصه سیاسی کشورهای خاورمیانه (از جمله ایران) تبدیل شد.
* نوشته زیر که می توان آن را یک مقاله بسیار ارزشمند آموزشی نیز محسوب داشت، ابتدا دسته‌بندى فشرده‌اى از ديدگاه هاى مختلف حامى جنگ و ضد جنگ ارائه می دهد و  ساختمان منطقى و اجزاء اصلى هر ديدگاه را برجسته می کند. چنين دسته‌بندى‌اى، با برجسته کردن استدلال هاى محورى ديدگاه های مختلف حاميان جنگ، مي تواند حتى در عرصه تبليغاتى براى مقابله با آن ها مفيد واقع شود؛ و همچنين، با وارسى مبانى اصلى ديدگاه هاى مختلف ضد جنگ، نقاط قوت و محدوديت هر يک را در خدمت اهداف جنبش ضد جنگ نشان دهد. اما هدف اصلى نوشته اين است که از طريق دسته‌بندى ديدگاه هاى مختلف ابزارى به دست دهد تا شناخت دقيق ترى از سياست هاى جنگى امريکا و ارزيابى همه‌‌جانبه‌ترى از مقاومت عليه جنگ را تسهيل کند. بخش اول و دوم مرورى انتقادى بر ديدگاه هاى مختلف طرفدار جنگ و ضد جنگ دارد، و بخش آخر ديدگاه مارکسيسم کلاسيک را در رابطه با گره گاه هاى ديدگاه هاى طرفدار و مخالف جنگ تشريح مي کند :
تئوری برای جنگ، تئوری برای مقاومت، ایرج آذرین، ماهنامه بارو، شماره 16، ژانویه 2003 (بهمن 1381)
* ژیلبرآشکار نظریه پرداز مارکسیست نزدیک به انترناسیونال چهارم و    صاحب نظر مسایل خاورمیانه (خود او در لبنان متولد شده است) نیز آثار متعددی در این رابطه دارد که این تعداد از آنها به فارسی ترجمه شده است:
تزهایی درباره دوره کنونی جنگ و جنبش ضد جنگ، ژیلبر آشکار، ترجمه تراب حق شناس، سایت پیکار و اندیشه
و همین طور این کتاب :
جدال دوتوحش (11 سپتامبر و نظم نوین بین المللی )، ژیلبرآشکار، ترجمه حسن مرتضوی، نشر اختران، چاپ اول 1384
* شکست امپریالیزم در ویتنام، ارنست مندل
* این مقاله کوتاه از مزاروش: میلیتاریسم و جنگ های آینده
توضیحات :
* نظریه ”اقتصاد جنگی مداوم“ (Permanent War Economy) یکی از تزهای اصلی تونی کلیف و درفزوده های او به تئوری مارکسیستی است. کلیف با استفاده از این تز توانست رونق طولانی پس از جنگ جهانی دوم که به پایه ای برای شکل گیری مدل کینزی اقتصاد و دولت رفاه شد را از منظری مارکسیستی تحلیل و تبیین کند. از آن جا که این دوره رونق طولانی باعث دست بالا پیدا کردن سوسیال دموکراسی در اروپای غربی شده بود و بسیاری به انحاء گوناگون از روند تحولات پس از جنگ جهانی دوم برای اثبات بی اعتباری مارکسیزم و بطلان پیش بینی هایش استفاده می کردند، تئوری کلیف، کفایت و توان تئوری و روش تحلیل مارکسیستی برای تبیین تحولات جدید را نشان داد. از سوی دیگر دلیلی بود بر بطلان نظریات تروتسکیست های ارتدوکس که قادر به تبیین رونق طولانی پس از جنگ نبودند و آن را انکار می کردند.
جمع بندی الکس کالینیکوس از رهبران و نظریه پردازان حزب کارگران سوسیالیست بریتانیا از این تئوری بدین شرح است:
در تحلیل کلیف از سرمایه داری دولتی، توضیح رونق اقتصادی پس از جنگ نیز به طور ضمنی گنجانده شده بود. در این تحلیل رقابت نظامی شرق و غرب به عنوان ساز و کار عمده ای که پویایی انباشت در ”اتحاد جماهیر شوروی“ را الزامی می کرد، شناسایی شده بود. بالا گرفتن جنگ سرد به ازدیاد غیر منتظره   هزینه های تسلیحاتی در دوران صلح انجامید، به خصوص در دو ابر قدرت آمریکا و شوروی. در سال 1962 هزینه های نظامی معادل با نیمی از تشکیل سرمایه ناخالص جهان بود. اینک تولید تسلیحات جایگاه جدیدی پیدا کرده و دارای خصوصیات و تاثیرات عجیبی شده بود. تولید تسلیحات نه باعث ایجاد وسایل تولید جدید شد و نه در میزان مصرف طبقه کارگر موثر افتاد. لذا بازده بخش تسلیحات موجب تحریک غیر مستقیم یا مستقیم تولید به مقدار بیش تر نشد. مصرف تسلیحات شکلی از مصرف غیر مولد است، مشابه مصرف کالاهای تجملی به وسیله خود سرمایه داران. کلیف تسلیحات را  ”مصرف جمعی طبقه    سرمایه دار“ می نامد که به آن طبقه امکان می دهد تا از طریق نظامی گری  ”سرمایه جدید و امکانات تازه انباشت سرمایه را فراهم کند“. تسلیحات بر خلاف سود سرمایه یا کالای مزدی دوباره وارد چرخه تولید نمی شود لذا می تواند نشان دهد که نرخ سود در بخش تسلیحات کمکی به نرخ عمومی سود نمی کند. نتیجه جبری بسیار مهمی که از وضعیت مزبور به وجود می آید این است که در صورت مساوی بودن سایر عوامل اقتصادی، تولید تسلیحات به این دلایل تاثیر تثبیت کننده ای در اقتصاد کاپیتالیستی دارد: اولا تغییر مسیر ارزش افزوده به سمت سرمایه گذاری در بخش نظامی گرایش به این دارد که نرخ انباشت سرمایه را کند کند و لذا گرایش به سوی ترکیب ارگانیک (نسبت سرمایه به کار افتاده در وسایل تولید به سرمایه به کار افتاده در نیروی کار) افزایش می یابد، زیرا به گفته مارکس فقط کار است که مولد سود است و نرخ عمومی سود را پایین می آورد. ثانیا ترکیب ارگانیک سرمایه در بخش تسلیحات که بالاتر از سطح معمول باشد، موجب افزایش نرخ سود نمی شود. ثالثا تولید تسلیحات با به کارگیری عوامل اقتصادی استفاده نشده باعث تحریک تقاضا می شود که همراه با همان نتایجی برای بازده تولیدی و اشتغال است که اقتصاد مبتنی بر نظریه کینز چشم انتظار آن است.
دلیل سوم، پایه اصلی تحلیل بعدی و مستقل کلیف در مورد دلایل رونق اقتصادی بلند مدت سرمایه داری شد: سطح بالای تولید تسلیحات پس از جنگ جهانی دوم موجب اشتغال کامل از طریق تاثیرگذاری آن در تحریک تقاضاست. مایکل کیدرون نزدیک ترین همکار کلیف در دهه های 50 و 60 میلادی یک تئوری بسیار دقیق تر را در باره ”اقتصاد جنگی مداوم“ عرضه کرد. او در تئوری خود به توجیه اصلی کلیف در زمینه ”هزینه های نظامی“ که متمرکز بر نقش تولید تسلیحات در متعادل کردن ”کاهش گرایش نرخ سود“ بود، وفادار ماند  ولی قوی ترین قاعده بندی این تئوری بعدها به وسیله کریس هارمن صورت گرفت.
این تئوری در عین حال به درستی و دقت پیش بینی کرد که کاپیتالیسم تنها یک ثبات موقت را تجربه می کند. کلیف یادآور شده بود که هزینه های تسلیحاتی با منحرف کردن ارزش افزوده از ورود به سرمایه گذاری مولد، متمایل به این هستند که با حفظ یک تمایل دراز مدت به سمت کسادی (Stagnation)، از رکودهای خفیف اقتصادی (Slump) جلوگیری کنند. آن اقتصادهایی که دارای سطح نسبتا بالای هزینه های تسلیحاتی بودند و خود را در یک وضع نامساعد رقابتی می دیدند، از طریق افزایش سهم سرمایه گذاری در صنایع غیرنظامی واکنش دادند و به این ترتیب به گرایش های متمایل به چرخه تجاری کلاسیک امکان دادند که از نو ابراز وجود کنند. لذا بر طبق تحلیل مذکور رقابت های فزاینده در درون بلوک غرب و بین ایالات متحده آمریکا از یک سو و ژاپن و آلمان غربی از سوی دیگر، یک نتیجه قابل پیش بینی توزیع نابرابر تسلیحاتی در درون ناتو بود که ثمره آن یعنی ”هزینه های نظامی کمتر“ فقط می توانست منجر به کاهش نرخ سود و رکودهای جهانی نظیر رکودهای سالهای 75-1972 و 82-1979 گردد.
(نک به تروتسکی و تروتسکیزم، الکس کالینیکوس، ترجمه محمد رفیعی مهرآبادی، انتشارات خجسته، چاپ اول 1381، صص 177-168)
 * خوشبختانه بخشی از تحلیل های اقتصادی کریس هارمن در قالب این کتاب به فارسی ترجمه شده اند:
تببین بحران سرمایه داری (بازنگری مارکسیستی تئوری بحران)، کریس هارمن، جمشید احمدپور، نشرنیکا، 1386
معرفی کتاب و چکیده ای از آن را می تواند در این نوشته بخوانید:
و هم چنین مقاله ”ازسقوط اعتبار بانکی تا شبح بحران جهانی“ در مورد بحران اخیر سرمایه داری از خود هارمن با ترجمه ح. ریاحی:
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ورودی در ژوئیه 29, 2012 بدست در عمومی فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: