آلترناتیو

ماتم نگیرید! سازماندهی کنید!

فرهنگ و هنر آلترناتیو:

اونیفرم
علی رسولی

دنیا را که دیدم،
خانه مون چکه میکرد.
چک چک چک.
چکه های آب به کلاه روی اونیفرم می خورد،
اونیفرم پدرم.
برروی فلز روی کلاه،
چک چک چک.
به فلز روی کلاه می خورد،
وبعد روی اونیفرم می پاشید،
چکه ها کوچیک تر می شدن.
چکه های کوچیک تر روی اونیفرم.
چک چک چک.
اونیفرمی دلداده به چکه ها.
و
چک چک چک.

دنیارا که دیدم،
برادرم سربازخانه بود،
سرباز بود.
پدرم که اونیفرم را برمی داشت،
چکه ها به کلاه برادرم می خورد.
چک چک چک.
کلاه برادرم بی فلز بود،
چکه ها مال کلاه بودن.
و
چک چک چک.

دنیارا که دیدم.
خواهرام شب ها چکه ها را با اونیفرم ها می شست،
همه ی اونیفرم های سربازخانه را می شست.
خواهرم پول می گرفت،
نه نه نه،
اونیفرم پدرم پول می گرفت.
و
روی دست های خواهرم،
باز،
چک چک چک.
خواهرم همه ی اونیفرم ها را می شست.
و
چک چک چک.

دنیا را که دیدم.
مادرم حامله بود.
مادرم گاهی از روی اونیفرم ها می گذشت،
گاهی چکه ها به شکمش می خورد.
چک چک چک.
مادرم سربازی در شکم داشت،
چکه ها به سرباز شکم مادرم می خورد.
چک چک چک.
چکه ها شکم مادرم را جبهه کرده بودن.
لباس های ناخواسته ی مادرم،
سیم خاردار جبهه بودن.
چک چک چک.
و
روسری مادرم پرچم جنگ تا همیشه بود.
چک چک چک.
و
همیشه، سوتین مادرم را کسی نمی دید،
دو سرباز با اونیفرم خیس شده،
شب های سوتین مادرم بودن.
سوتینی سفید.
سوتین سفید جنگی نمی خواست،
سوتین سفید،پرچم اتمام جنگ بود.
و
فردا در میدان جنگ،
چک چک چک.

و
روزی دیگر خواهرم تمام اونیفرم ها را شست.
چک چک…..

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ورودی در آوریل 28, 2012 بدست در عمومی فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: