آلترناتیو

ماتم نگیرید! سازماندهی کنید!

:فرهنگ آلترناتیو

گفتگو با قادر محمدی
به بهانه اجرای تئاتر خیابانی ”هزاران خورشید تابان“

مهرنوش میرسعیدی

آلترناتیو: رفیق عزیز، در روزهای گذشته، ویدئوی یک تئاتر خیابانی با عنوان ”هزاران خورشید تابان“ به نویسندگی شما و کارگردانی مشترک شما و بهره عارفی در شبکه های مجازی فیس بوک و یوتیوب منتشر شده است که با استقبال جالب توّجهی همراه بوده است. صرف نظر از مضمون این تئاتر که به دلیل نزدیک بودن به عینیّات زندگی اجتماعی در جامعه امروز ایران برای مخاطبان آن بسیار ملموس و فهم پذیر بوده، مسأله دیگری که آن را جذّاب نموده این است، که با توجّه به پیچیدگی فضای امنیتی که هرگونه کنش اجتماعی، سیاسی و هنری را دشوار کرده است این تئاتر اجرا شده و این بسیار شگفت انگیز است، چرا که هر کنشی در چنین فضایی بی واسطه سیاسی است و از سوی سیستم حاکم به شدّت سرکوب می شود. به عنوان نخستین سوال، درباره این انتخاب برای ما بگویید، چطور شد که به سراغ تئاتر خیابانی آمدید، و چرا با چنین مضمونی آن را به اجرا در آوردید؟ و چطورشرایط ویژه امنیتی تاثیری در تصمیم و انتخاب شما نداشت؟ درواقع خودتان را کمی معرفی کنید و از سوابق فعالیت هنری تان بگویید!

قادر محمدی: با سپاس از رفقای آلترناتیو که در راستای خدمت به حرکت های انقلابی و متعهّد گام برداشته و اینک فراسوی هر انگاره ای این فرصت را در اختیار من گذاشتند. محمدقادر محمدی، از بچه های کردستان هستم و نزدیک به ده سال هست که تئاتر را به عنوان هنری تأویل گرا و تأثیرگذار بر نهادینه کردن ارزش های انسانی و با خطّ مشی انتقادی انتخاب نموده ام. شغل اصلی من نویسندگی (فلسفه و فلسفه سیاسی) است، اما در حوزه تئاتر نمایش نامه نویس هستم. کارِ کارگردانی و بازیگری نیز انجام می دهم و نزدیک به 18 کار اجرا شده دارم. (البته اگر بشود نام هنرمند بر ما گذاشت چرا که هرکس را توان هنرمند بودن نیست). انتخاب با سرشت انسان ها به عنوان یک سوژه گره خورده و همراه می باشد. به نظر بنده زندگی، انتخاب کردن است. درست زندگی کردن، همان درست انتخاب کردن است. بایستی انتخاب کرد تا زنده ماند. پس درست انتخاب کن تا زیبا و جاودانه بمانی. (البته منظور از زنده ماندن به معنای واقعی کلمه است، چرا که همه آدم ها تا نفس دارند [از نظر بیولوژیک] زنده اند، اما حاشا حاشا آنان خفتگانند که ندانند [چه دردی است] زندگی در سرزمینی که مزد گورکن از بهای آزادی آدمی افزون است…) زنده بودن به معنای درک و فهم عینیت های پیرامون و توانِ خوانش [پیرامون] برای تغییر ناملایمات آن.

تئاتر خیابانی را با برگزاری جشنواره تئاتر خیابانی مریوان در سال 1382 که به همّت تئاتری های مریوان برپا گردیده بود شناختم وگرنه پیش تر روی صحنه اجرا می کردم. با معرفت یابی از مفاهیم تئاتر خیابانی و کنکاش در این ژانر نمایشی و رسیدن به لایه های معنایی زیرمتنی تئاتر خیابانی، به تئاتر خیابانی روی آوردم. از آن روز که فهمیدم خیابان یعنی جای توده، (در معنای سوسیالیستی آن، نه مانند کسانی نظیر بنیامین که آن را جای پاساژها و… می دانند) و تئاتر خیابانی یعنی تئاتر توده ای (البته از دید من غلط یا درست) بیش تر از پیش دوست دار آن شدم. در این گوشه نمایشی، بایستی مرد کارزار بود تا به معنای واقعی بشود شخصی را خیابانی کار نامید. سختی کار و لذّت آن به همراه هم جذّابیت خاصی را به تئاتر خیابانی می داد که ما هم مرد سختی و کار و لذّت بودیم.

کمی قبل تر انتخاب کردن را از منظرگاه خویش توضیح دادم. برای این کار یعنی هزاران خورشید تابان، که تحت تاثیر رمان خالد حسینی با همان نام اما با افزایش یک پسوند به هزار+/ ان/ نوشته شد، ضرورت و عینیت جامعه ایران دیدم. ستمی که هر روز بر زن ایرانی می رفت و کسی صدایش در نمی آمد و در این بین، زن کارگر نیز ستمی دو چندان را تحمّل می کرد. به نظر من، کار یک نویسنده، به تصویر کشیدن آن عینیات ملموسی است که او به عنوان یک تصویرگر در فرایندی ناخودآگاه با پردازشی هنری، بر ما نمایان می کند. البته شما در سوال جوّ را خیلی کلّی و قابل تعمیم بر تمام عرصه ها دانسته اید وگرنه یک هنرمند متعهّد، شرایط پلیسی را مبنای کار خود قرار  نمی دهد، بلکه می کوشد تا راهی برای اجرای خویش پیدا کند. البته شرایط کردستان برای اجرای کار هزاران خورشید تابان کمی فرق می کرد که بعداً به آن خواهم پرداخت.

آلترناتیو: آن طور که جسته و گریخته در     سال های گذشته دنبال کرده ایم و شنیده ایم، تئاتر خیابانی در کردستان رونق قابل ملاحظه ای دارد و طبیعتاً به لحاظ مضمونی و محتوایی هم تفاوت های قابل ملاحظه ای میان نمایش نامه هایی که برای این تئاترها تدارک دیده می شود، با دیگر نقاط کشور باید وجود داشته باشد. کمی در این باره برای ما توضیح دهید؟ تجربه کار تئاتر برای شما به چه شکل بوده است؟ آیا از ابتدا بنای کار را بر تئاتر خیابانی گذاشتید و یا از جای دیگری شروع کردید و در ادامه تئاتر خیابانی در دستور کارتان قرار گرفت؟ آیا این تجربه را صرفاً در مریوان و شهرهای کردستان داشتید؟ آیا مشابه این نمایش ها را در شهرهای بزرگی مثل تهران داشته اید؟ نمایشی که ما دیدیم به زبان فارسی بود، آیا به زبان بومی هم این تئاترها اجرا می شود؟

قادر محمدی: همان طور که اشاره کردم تئاتر خیابانی در کردستان مدیون برگزاری جشنواره بین المللی تئاتر خیابانی مریوان می باشد، و رونق آن از این امر سرچشمه می گیرد. البته من به شخصه مخالف اجرا به نیّت جشنواره هستم. اما جشنواره فی نفسه حرکتی انسجام مند و هدف دار است. مخالفت من برگرفته از سیاست گزاری هایی است که در دهه اخیر از طرف حاکمیت بر دستگاه های تئاتری و جشنواره ها تحمیل و هنرمند را ایزوله و جشنواره ای (به نیّت همسویی با مقاصد حکومت) نموده است. انکار ناپذیر است که جمهوری اسلامی ایران، فشار سیاسی را برای برقراری ثبات سیاسی خویش در تمامی نقاط ایران اعمال نموده، اما همان طور که شما نیز اشاره نموده اید در کردستان ما با اجراهای متفاوت (هرچند کم) هم از نظر مضمون و محتوا و [هم فُرم] رو به رو هستیم. نگاهی گذرا به جشنواره تئاتر کردی سقّز و تئاتر خیابانی مریوان (که بیشتر یادواره صحنه ای بود و اغلب کارها هم به کردی اجرا می شد) و دیگر اجراهای تئاتر در کردستان این تفاوت را آشکار می سازد. من به شخصه بر این نظر هستم که در کردستان حساسیّت رژیم اسلامی ایران [در سال های اخیر] بیشتر بر سر حرکت های قومی و ناسیونالیستی بوده است، فارغ از این واقعیت که امروزه بیشترین کنش های انقلابی از سوی توده آگاه (کارگر، دانشجو، روشنفکر، زنان و…) بدون هیچ وابستگی ناسیونالیستی صورت می پذیرد. به همین دلیل در خیال نظام کارهایی مثل هزاران خورشید تابان، آن تاثیری که کارهای قومی بر مخاطب می گذارند را ندارد. (اما من قضاوت را در این باره به مخاطب وا می گذارم!). پس بستر برای کارهایی مثل هزاران خورشید تابان در کردستان اندکی مساعدتر است، اما بدون شک با دریافت بازخورد مخاطب و اطلاع و درک نظام از تاثیر گذاری تئاتر هزاران خورشید تابان، آن را نیز بلوکه و ردّ صلاحیت می نماید. در سوال شما به زبان اشاره شده بود. در هنر تئاتر پر کاربرد ترین زبان، زبان تصویری است که با استفاده از بیان بدنی بازیگر و ایجاد موقعیت و فضای دراماتیک می توان به آن رسید. پس عملاً زبان به معنایی که شما مدّ نظر داشتید چندان تاثیری روی اجرا ندارد. پس فارسی یا کردی یا هر زبان دیگری عامل اساسی برای ارتباط با مخاطب نیست. هرچند در انتقال مفاهیم به مخاطب تسهیل ایجاد می کند. گروه تئاتر پیشرو، تا الان اجراهای زیادی به زبان فارسی، کردی و هورامی داشته است.

آلترناتیو: چرا در سال های اخیر، فعالیت تئاتری در شهرستان ها از سمت و سوی اجراهای صحنه ای و کافه ای به سوی اجراهای خیابانی گرایش یافته است؟ به نظر شما این بازخورد محدودیت های اجراهای صحنه ایست یا خواست مخاطبین برای مواجهه با نمایش در محل وقوع آن؟

قادر محمدی: گرایش هنرمندان تئاتری ایران به تئاتر خیابانی در شهرستان و تهران را بایستی از رویکرد تاثیرگذاری تئاتر و کارکرد آن در جامعه بررسی کرد. هرچند سیاست های فرهنگی و هنری وزارت ارشاد نیز در این عمل بسیار تاثیرگذار بوده است. همان طور که آگاه هستید، در تهران و شهرهای بزرگ، کسانی اجازه اجرا را، بدون قید و شرط دارا می باشند که پیش برنده سیاست های رژیم در امر هنر باشند. در این رویه، جایی برای ارائه کارهای تجربی و ساختارشکنانه وجود نخواهد داشت. به بیانی دیگر تئاتر حکومتی با مضامین مورد تایید جمهوری اسلامی ایران به منصه اجرا می رسد.

از نظر مالی نیز تمرکز هزینه ها در تهران و مراکز استان ها است و بخش عمده بودجه تئاتر در این مراکز خرج شده که این خود دست هنرمند شهرستانی را برای اجرا بسته است. البته هستند هنرمندان مستقلی که تسلیم این نوع از    سیاست گذاری های حکومت بر امر تئاتر نشده و متعّهد بر رسالت هنری خود مشغول به فعالیّت می باشند. اما به طور کلّ به دلیل نبود پشتوانه مالی، و حمایت های لازم برای یک اجرا (سالن و امکانات اجرا و…) بیشتر هنرمندان تسلیم این فشار رژیم شده اند.

از یک منظر دیگر، بنده تصور می کنم امروزه محتوا و مضامین تئاتر صحنه ای در ایران جوابگوی خواست و نیازهای مخاطب ایرانی نیست. اجراهای صحنه ای به گونه ای است که حتّی بسیاری از هنرمندان تئاتر نیز نمی توانند با آن ارتباط برقرار کنند. تئاتر ایران در دهه پیش، بیشتر به سوی صنعت تئاتر پیش می رفت تا تکنیک تئاتر. این امر باعث مکانیکی شدن و پرداختن بیش از اندازه هنرمندان تئاتر به مقوله های صرف زیبایی شناسانه گشت. (زیبایی بدون معنا و مفهوم)

از سوی دیگر جمهوری اسلامی ایران در امر فرهنگ و هنر در صدد تحمیل انگاره خود از هنر تئاتر می باشد. حاکمیت، هنری را مشروع می داند که با سیاست های حکومتی و مذهبی او منافات نداشته یا علیه او نباشد. لذا برگزاری جشنواره های مذهبی و تبلیغی را بیش تر از پیش تقویت نموده و بیشترین هزینه را در این راه صرف می نماید. جشنواره هایی نظیر: دفاع مقدس، آیین سنّتی، رضوی، انقلاب اسلامی و… از این روی هنرمندان مستقل و متعّهد که همچنین ژانرها و جشنواره های نانوشته در تئاتر را قبول ندارند، با عدم حضور خود، جای تئاتر واقعی را در صحنه و سالن های تئاتر خالی می گذارند، برای دوستداران هنر حکومتی!! مخاطب آگاه ایرانی نیز دیدن تئاتر را در همین سالن ها با چنین مضامینی نه تنها مورد پسند ندانسته، بلکه به نشانه اعتراض هم که بوده خالی خواهد گذاشت.

آلترناتیو: تئاتر خیابانی تجربه ویژه ای از تئاتر است. هم برای کارگردان و بازیگران، هم برای تماشاگران. صحنه اجرای نمایش محل زیست روزمره مردم است. از جنبه سیاسی-اجتماعی (سوسیو-پولتیک) خیابان یکی از مهم ترین عرصه ها و در واقع میدان مبارزه و رو در رو قرار گرفتن مردم و طبقه مسلّط است. در مورد این تجربه ویژه، در شهری نظیر مریوان که بافتار و ساختار سیاسی-اجتماعی   ویژه ای دارد بگویید؟ چطور با این عرصه متفاوت نمایش و تماشاچیان سیّال مواجه شدید؟

قادر محمدی: من نیز گفته شما را قبول دارم. در مورد مریوان بایستی گفت شهری است با   پیشینه ای درخشان در مبارزات و حرکت های سیاسی که این امر باعث گشته مردمی کنش گرا و حسّاس نسبت به امور و حوادث پیرامون خود داشته باشد و برگزاری چندین دوره از برگزاری تئاتر خیابانی در مریوان و اجراهای متعدّد هنرمندان مریوانی، در فصل های مختلف در تفهیم و ارتباط هرچه بیشتر مردم مریوان تاثیرگذار بوده است.

من جدای از هرگونه اغراقی، لذت بخش ترین اجراهای خود را در میان مخاطبین مریوانی  داشته ام، چرا که در طول اجراها با دخالت های آگاهانه و چالش های سازنده از طرف مخاطب ام رو به رو بوده ام.

 

 

آلترناتیو: به تقابل سبک ها هم می توانید بپردازید، یعنی از نظر متدُ و سبک تئاتر خیابانی هم از همان قواعد تئاتر صحنه ای پیروی می کند و آیا قائل به استفاده و  قرار دادن شیوه و سبک خاصی مثلاً استانیسلاوسکی در مقابل شیوه برشتی در تئاترخیابانی هستید یا خیر؟ و اگر بلی چرا؟

قادر محمدی: تئاتر خیابانی تئاتر لحظه ها و    ثانیه هاست. تأویل روشنفکرانه در متن، فضای پیچیده دراماتیک در اجرا، دکورهای نمادین و سمبلیک در طراحی و… باعث دیرفهم شدن تئاتر خیابانی می شوند. چرا که مخاطب در خیابان رهگذری است که اگر با اجرای شما ارتباط برقرار نکرد، گذر خواهد نمود. پس تئاتر خیابانی عریان از هرگونه پیچیدگی معنایی و الفاظی است. (نه به معنای بی معنا بودن) بلکه به معنی همه فهم بودن و این خود سخت ترین کار است.

در تئاتر خیابانی به نظر من سبک و متُد بهانه ای است برای انتقال پیام به مخاطب، پس از اهمیت بالایی برخوردار نیست (نه این که بی اهمیت باشد). در مورد استانیسلاوسکی و برشت اگر منظورتان در شیوه کار با بازیگر است، حتماً تفاوت قائل هستم و تکنیک اجرایی برشت را برای خیابان ترجیح    می دهم. چرا که تکنیک برشت، داریوفو، بوآل و… بیشتر ملموس و با مخاطب ارتباط برقرار می کنند. شیوه استانیسلاوسکی برای خیابان، پاپیون دار و ناملموس است.

آلترناتیو: نسبت تئاتر خیابانی با آن چه هنر متعّهد یا هنر مسلّح می نامیم چیست؟ در واقع آیا تئاتر خیابانی آن شکلی از هنر نیست که روشنفکری در شکل غیر ارگانیک اش طبقات تحت ستم و فرودست را به سخره می گیرد و هنر را حوزه زندگی و زیست مردم می برد؟

قادر محمدی: آژیتِیت و پروپاگاندا یا آژیت و پروپ، به معنای تئاتر ترویجی و تبلیغی و تهییجی، یا همان شکل امروزی تئاتر خیابانی است. از معنای لفظی این نوع تئاتر نیز کاملاً نمایان است که رسالت این شکل از تئاتر چیست. من تئاتر خیابانی را با کارکرد واقعی آن همان هنرمتعّهد می نامم.

آلترناتیو: سابقه تئاتر خیابانی در اوايل قرن بيستم، به جنگ جهاني اول و انقلاب اکتبر بر می گردد که به دنبال آن نمايش هاي خياباني در اروپا از رونق بسيار برخوردار شد. اين تئاتر با هدف تبليغ و ترويج اجرا مي شد و عموما مي خواست كه مواضع انقلاب را تبليغ كند. بعد از جنگ جهاني دوم و به خصوص در دهه 50 اين روند سير نزولي يافت تا جنبش دانشجويي فرانسه در اواخر سال هاي 60 و ظهور راديكاليسم دوباره در اروپا به آن جان تازه اي بخشيد. فرق رويكرد اين تئاتر با تئاترهاي قبلي اين بود كه اين بار بر ضد سرمايه داري جهانی سر برآورده بود. به خصوص بعد از جنگ ويتنام بسیاری از اين نمايش ها با هدف مخالفت با امپرياليزم جهانی شكل گرفت و بعد كم كم تاثيرات سياسی در اين نمايش ها كم شد و جای خود را به دفاع از حقوق سياهان، زنان و اكنون در مخالفت با جهاني سازی داده است. سابقه این شیوه از تئاتر در ایران چگونه بوده است؟ مثلاً ما در مورد تجربیات سعید سلطانپور به ویژه بعد از انقلاب 57        می شنویم، از نمایشنامه ”عباس آقا کارگر ایران ناسیونال“ که به کارخانه ها می برده و در بین کارگران اجرا می کرده است، کارهایی از این دست تا چه حد قابلیت باز اجرا شدن دارند؟

قادر محمدی: سابقه هنر خیابانی در ایران به معنای امروزی تئاتر خیابانی به انقلاب 57 بر می گردد و عملاً بعد از آن شکل گرفته است، وگرنه در معنای سنّتی و غیر مدرن آن اجراهای نقّالی، تخت حوضی، میدانی و… در ایران اجرا می شده است که این ها را می توان در ژانر خیابانی گنجاند. اما با قیام توده مردم در انقلاب 57 بستر برای این نوع از تئاتر فراهم شد. بیشتر اجراها در این سال ها از طرف دانشجویان و هنرمندان انقلابی با مضامین سیاسی و انتقادی اجرا می شد که شما نیز به آن اشاره نموده اید. اگر رفقا مطالعه ای گذرا بر این سال ها داشته باشند، بیشترین مفاهیم سوسیالیستی در خیابان ها به وسیله شارحان برای توده مردم توضیح و تشریح می گردید و تئاتر خیابانی بیش ترین کاربرد را در این حوزه از ترویج آگاهی بخشی داشت. گواه این گفته اجراهای سعید سلطان پور بود که هنوز هم طراوت و موثر بودن آن برای کارگران کارخانه ها پابرجاست و تاثیرگذاری آن را نمی توان منکر بود. سیاست گذاری های جمهوری اسلامی ایران در این سه دهه چنین بوده که هرگونه حرکتی از این دست را خفه و راهش را سد نموده است. اما در حال حاضر در ایران متعهّدترین تئاتر در حال شکل گیری است و تمام تلاش وزارت های مربوطه در جهت سرکوب آن است. این شاخه از تئاتر متعهّد همان تئاتر دانشگاهی یا تئاتر دانشجویی است. به شخصه از نزدیک با این قشر از هنرمندان تئاتر در ارتباط بوده و اجراهای فوق العاده محتوایی و تکنیکی آن ها را دیده ام. جمهوری اسلامی نیز با درک، به توان تاثیرگذاری این تئاترها بر مخاطبین، آن ها را محدود به دانشگاه ها و جشنواره های دانشگاهی نموده و از اجرای عمومی بسیاری از کارهای دانشجویی جلوگیری می نماید. اما هنرمندان متعهد دانشجو، همچنان به کار خود ادامه داده و خواهند داد.

آلترناتیو: و درباره آینده؟ تئاتر خیابانی چطور   می تواند هم پای مبارزه و مقاومت های جاری در موقعیت های مختلف و سطوح مختلف کار و زندگی اجتماعی پیش آید؟ طرح ویژه ای پیش روی این جلوه از هنر متعهّد هست؟ یا شما چیزی پیش چشم دارید؟

قادر محمدی: دشواری سوال من را بر آن داشت تا از پاسخ تشریحی آن در این لحظه خودداری نمایم و پاسخ سوأل را به آینده ای نه چندان دور واگذارم، اما به عنوان عضو کوچکی از خانواده تئاتر فکر  می کنم که می توان از تئاتر خیابانی به عنوان وسیله ای برای آگاهی بخشی به توده ها استفاده نمود و  آنان را نسبت به وظیفه حرکت انقلابی و نقش شان در انقلاب آگاه و هشیار نمود، هرچند که راه های زیادی برای آگاهی بخشی وجود دارد، اما تئاتر خیابانی به علت این که خود توده ای است، با توده ارتباط بیشتر و نزدیک تری برقرار می کند.

آلترناتیو: رفیق عزیز، بی نهایت ممنون هستیم که برای این مصاحبه زمان گذاشتید، دستتان را به گرمی می فشاریم و در انتظار دیدن اجراهای ارزشمند دیگری از شما و دیگر رفقای همراه تان هستیم.

*****

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ورودی در فوریه 26, 2012 بدست در عمومی فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: