آلترناتیو

ماتم نگیرید! سازماندهی کنید!

کمونیسم متشکل و خیزش می 1968 در فرانسه

مهرنوش  میرسعیدی

 

 
آلترناتیو: مباحث مربوط به آن‌چه جنبش های اجتماعی جدید خوانده می شود، در طی سال های اخیر مبنایی بوده است برای زیر سوال بردن سازماندهی و تشکل یابی به شیوۀ انقلابی و طرح اشکال جدید سازماندهی شبکه ای و دموکراتیک. منتها این نوع سازماندهی به اصطلاح دموکراتیک یا در خدمت به رسمیت شناختن یک باند کاملا غیردموکراتیک در سطوح بالای رهبری جنبش بوده است (مانند تجربۀ جنبش سبز) و یا در خدمت شعار مورد علاقۀ شاخه‌های مختلف چپ نو یعنی جنبش همه چیز، هدف هیچ چیز. جنبش می 1968 همواره به عنوان یکی از مراجع اصلی این مباحث مطرح بوده است. در این‌جا نگاهی دقیق و جزیی خواهیم داشت بر گوشۀ مهمی از این جنبش و به شکل غیر مستقیم مباحث این چنینی را بوتۀ آزمایش تجربه و تاریخ می‌گذاریم.

*****

بنیان گذاران جریان جوانان کمونیست انقلابی (JCR)(Jeuneese Communiste Revolutionnarie) (از این به بعد JCR) از درون بازوی دانشجویی حزب کمونیست فرانسه یعنی اتحادیۀ دانشجویان کمونیست (UEC) برخاستند. آلن کریوین (Alain Krivine)، برجسته ترین چهرۀ این جمع، در سال 1956 به حزب کمونیست فرانسه پیوسته بود و در سال‌های 65-1958 عضو کمیتۀ ملی (مرکزی) اتحادیۀ دانشجویان کمونیست بود. او در سال های نخست دهۀ 1960 در شبکۀ حمایت از جبهۀ آزادی‌بخش ملی الجزایر (FLN) فعالیت داشت و با موضع حزب در مورد الجزایر مشکل پیدا کرد. سپس تروتسکیست شد اما موضع جدید خود را مخفی نگاه داشت و به تدریج رفقایی همفکر را که با سیاست های محافظه کارانۀ حزب سر سازگاری نداشتند، حول خود گرد آورد. در آوریل 1961 کمونیست‌های جوان اقدام به تاسیس جبهه ای تحت عنوان جبهۀ دانشگاهی ضد فاشیست (FUA) نمودند که در مقابل جریان فاشیستی مخوف موسوم به ارتش سری (OAS) در فرانسه قد علم کرد. جوانان انقلابی با انجام تاکتیک های عمل مستقیم (direct action) بر علیه فاشیست ها و تجمعاتشان، سیاست را به شکل رادیکال، انقلابی و توده ای در سطح خیابان ها و به دور از پارلمان و احزاب نهادینۀ رسمی معنا کردند. در ژانویۀ سال 1966 کریوین و همفکرانش دیگر حاضر نشدند با موضع انتخاباتی حزب کمونیست در حمایت از فرانسوا میتران، کاندیدای حزب سوسیالیست، کنار بیایند و بالاخره انشعاب کرده و JCR را تشکیل دادند. هستۀ اولیۀ JCR نخست از طریق شرکت در فعالیت‌های کمیته‌های ضد جنگ ویتنام، مبارزات ضد فاشیستی و کمیته‌های عمل دانش آموزان دبیرستانی شروع به تمرین     دخالت گری توده‌ای به شکل مستقل نمودند. آن ها از طریق مشارکت فعالانه در این کمپین ها و به ویژه مبارزه بر علیه جنگ در ویتنام توانست افراد بسیاری را جذب کند و یا حول خود گرد آورد. در این زمینه، JCR توانست عملکرد بسیار بهتر و موفق‌تری نسبت به سایر گروه های چپ از خود نشان دهد. در پاییز 1966 JCR همراه دو جریان دیگر جبهه ای برای مبارزه بر علیه جنگ ویتنام تشکیل دادند تا بتوانند در این رابطه در مقیاسی گسترده تر دست به عمل بزنند. این جبهه، کمیتۀ ملی ویتنام (CVN) نام نهاده شد. این کمیته در سراسر فرانسه شعبات و کمیته هایی تاسیس کرد که بتوانند اعتراضات را سازماندهی کنند.    کمیته های کوچک تری از CVN در مدارس تشکیل شدند که مخالفت مقامات مدرسه را به دنبال داشت. این کمیته ها توانستند در رقابت با شاخه های دانش‌آموزی احزاب به نحوی قدرتمندتر عمل کنند و توانایی زیادی در بسیج تودۀ دانشجویی از خود نشان دادند. در جریان خیزش می 68 از این توان و تجربه به بهترین نحو استفاده شد. سیستم ارتباطی این کمیته‌ها، شبکه‌ای بود که با عنوان کمیتۀ اجرایی مدارس (CAL) شناخته می‌شد. در حقیقت جوانان کمونیست و انقلابی در سال های نخست و میانی دهۀ 1960 از طریق شرکت در فعالیت‌های اجتماعی از قبیل مخالفت با جنگ الجزایر و سپس جنگ ویتنام توانستند عضلات سیاسی و تشکیلاتی خود را تقویت کنند و بعدا از آن به عنوان تجربه ای برای خیزش می 68 استفاده کنند.
در آن مقطع آنان با شرایط دشواری دست و پنجه نرم می‌کردند چرا که از یک سو با فقدان یک حزب کمونیست انقلابی قابل‌توجه در سطح فرانسه که بتوانند به آن ملحق شوند، مواجه بودند و از سویی دیگر حزب کمونیست فرانسه با تمام تاریخ و افتخارات و نفوذ گستردۀ توده ای خود و با زرق و برق و ظواهر کمونیستی و انقلابی‌ و سیاست های راست روانه‌اش در مقابل آنان قرار داشت. سرانجام این خیزش می 1968 و دخالتگری و خط صحیح آن ها در جریان این خیزش بود که آن ها را بر این موج انقلابی بلند کرد اما آن‌ها در فاصلۀ دو سالی که از زمان تاسیس تا می 1968 فرصت داشتند، بیکار ننشسته بودند. در حقیقت مقدمات و ابزارهای دخالت‌گری در می 68 در همین فاصلۀ دو سال فراهم آورده شده بود.
پاتریک سیل و مورین مک کانویل، دو روزنامه‌نگار غیرکمونیست، که گزارش جالب، جزیی و دقیقی از قیام می 1968 در فرانسه تهیه کرده اند (خوشبختانه این کتاب به فارسی ترجمه شده است و ما مطالعۀ آن را به رفقا پیشنهاد می‌کنیم)، تصویر جالبی از جلسۀ تشکیل JCR  ارائه می‌دهند:
در آوریل 1966، 120 مرد و زن جوان از 16 شهر فرانسه در سالن کنفرانسی در پاریس جلسه ای تشکیل دادند. طی این کنفرانس ایجاد جوانان کمونیست انقلابی (JCR) را اعلام کردند. بر در و دیوار محل جلسه عکس ها و پلاکاردهایی از مارکس، انگلس، لنین، تروتسکی و لوکزامبورگ نصب شده بود. این تشکل که متشکل از تروتسکیست های مصمم و دو آتشه بود، بعدها در جنبش می 1968 بیشترین نقش را بر عهده داشت. این گروه سرسخت ترین، هولناک ترین و قوی‌ترین گروه چپ افراطی بود. از زمان تشکیل در سال 1966 تا زمان آزمایش در سال 1968 این تشکل دو سال تمام وقت داشت تا به سازماندهی بپردازد. آن‌ها در این‌که باید تبدیل به یک حزب توده ای شوند، کوچک‌ترین شک و ابهامی نداشتند. در این حال افراد زبده‌ای را به عنوان کادرهای انقلابی تربیت می کردند که در اقصی نقاط کشور پخش شده بودند و نقاط حساس را زیر نظر داشتند. اولین هدف سری آن‌ها تشکیل هسته‌هایی بود که هر هسته اعضای بسیاری را آماده کند.
جزء اصلی و پایه‌ای JCR، حلقه بود. عضویت کامل پس از یک دوره حداقل سه ماهه عضو ناظر بودن صورت تحقق به خود می‌گرفت. ظرف این مدت فرد باید بر احساسات و عواطف خود پیروز می‌شد و آن‌ها را تحت کنترل در آورده بود. او نه تنها باید نظرات و تفکرات JCR را خوب می‌فهمید بلکه در دفاع از آن ها خبره می‌شد و از پس دفاع از آن‌ها بر می‌آمد. یک فرد عضو باید در عین حال مبلغ و پیام‌آور خوبی نیز برای عقاید و افکار JCR  می‌بود. در مقایسه با دیگر تشکل ها، مشاهده می شد که JCR بر هوش و توانایی اجرایی اعضای خود خیلی تاکید داشت و آن ها را به دقت زیر نظر می گرفت. دیسیپلین وجود داشت و لازم‌الاجرا بود اما در عین حال بر خود-نظم‌دهی نیز تاکید می شد. یک عضو خاطی خود را تحت مراقبت حلقۀ خود می‌دید و چه بسا به عضو ناظر تنزل داده می‌شد و یا حتی در برخی موارد به سبب خطاها و اشتباهات بزرگ و جدی از تشکل اخراج می‌شد.
هدف JCR، ایجاد یک سازمان پیشتاز انقلابی در فرانسه بود که پایه‌ای برای شکل‌گیری حزب توده‌ای انقلابی قرار می‌گرفت… {برای آشنایی با این مفاهیم و تفاوت آن‌ها نک به مقالۀ احزاب پیشتاز از ارنست مندل در همین شمارۀ نشریه}“
تصویری که سیل و مک کانویل از آلن کریوین و خصوصیات و وجوه تمایز شخصیتی او به عنوان یک انقلابی ارائه می‌دهند هم بسیار جالب است:
بیشتر اعتبار و موفقیت JCR در رسیدن به اهدافش مرهون مرد جوان خونسرد و باهوشی به نام آلن کریوین بود… کریوین 27 ساله یک دانشجوی برجسته و ممتاز تاریخ در سوربن بود که در یک انتشاراتی کتب تاریخی موسوم به هَچِت کار می‌کرد که انقلاب به سراغ او آمد و مجبور شد زندگی زیرزمینی را انتخاب کند. او جوانی بلند قد با پوستی تیره، خیلی خونسرد و به شدت تاثیرگذار بود. مهم ترین توانایی و خصوصیت او شفافیت زیاد، فصاحت و بلاغت فوق‌العاده و نوعی از رئالیسم بود که به ندرت نزد سیاست‌مداران افراطی یافت می‌شود…
در 19 اکتبر 1967 و پس از جان باختن چه‌گوارا در بولیوی، JCR مراسم بزرگداشتی برای او در پاریس برگزار کرد. از پوسترهای چه‌گوارا در میتینگ‌های JCR به نحو گسترده ای استفاده می‌شد و از سوی اعضا به عنوان نمونه و الگوی یک شخصیت انقلابی شناخته می‌شد.
با آغاز خیزش می 68، JCR مشتاقانه از آن استقبال کردند و با تمام نیرو در آن دخالت کردند. در این جا قصد ما به هیچ وجه بررسی وقایع این خیزش نیست بلکه منحصرا قصد خم شدن روی عملکرد  JCR را داریم که متاسفانه در این زمینه نیز با کمبود شدید منابع حتی به انگلیسی مواجه هستیم. در غالب نوشته‌هایی که در مورد می 68 نوشته می‌شوند، دانیل کوهن بندیت را به عنوان رهبر اصلی جنبش معرفی می‌کنند. این، غلط نیست اما مشاهدۀ ناقصی است چرا که مشارکت‌کنندگان در جنبش می 68 را به کوهن بندیت از یک سو و تودۀ دانشجو از سوی دیگر فرو می کاهد که ابدا دقیق نیست. این عدم دقت ممکن است برای برخی منافع سیاسی یا تئوریک مشخصی داشته باشد اما برای ما اتفاقا ورود به جزییات و ترسیم تصویری هر چه دقیق‌تر، جزیی‌تر و جامع‌تر است که متضمن تامین مصالح سیاسی و نظری ماست. در حقیقت کوهن بندیت یک آنارشیست فوق‌العاده هوشمند و با استعداد و جسور بود که حتی اطرافیانش نیز از این که او به شکل فرا-سازمانی و هیاتی فعالیت سیاسی می کند گله داشتند. او از عنوان رهبر برای خود استفاده نمی کرد و کلمۀ سخن گو را ترجیح می داد. او اعتقاد راسخ داشت که جنبش نباید هیچ‌گونه برنامۀ مدون، ساختار، سازمان، سیستم هدایتی و سلسله مراتبی داشته باشد.
اما آیا واقعا با این سیستم سازماندهی و رهبری بود که خیزش می 68 به آن جایگاهی رسید که اکنون رسیده است؟ به باور ما نه و اتفاقا برعکس. در  این جاست که به ارتباط کوهن بندیت با JCR  می رسیم که موضوعی است که به طور مشخص مدنظر است. و به علاوه در این جاست که دقت موشکافانه در جزییات و دقائق، منجر به تغییر مسیر از پیش تعیین شده برای ما در بررسی خیزش می 68 می گردند. JCR  اولین تشکل سیاسی بود که قدرت و توانایی کوهن بندیت برای اقدامات انقلابی را تشخیص داد و با درک موقعیت و محبوبیت او، نیروهای آموزش‌دیده  و ساختار سازمانی منظم‌اش را در اختیار او قرار داد. JCR  با هوشمندی تمام و با به رسمیت شناختن نفوذ و محبوبیتی که برای کوهن بندیت ایجاد شده بود، نشان داد که پیشروی جنبش در مسیر صحیح بیش از هر چیز برایش اهمیت دارد و قصد تحمیل عقاید و نظرات خود ندارد و مرز دقیق با سکتاریسم رایج دارد. بدین ترتیب اعتماد کوهن بندیت و اطرافیانش به آن‌ها جلب شد و توانایی‌های فردی و محبوبیت کوهن بندیت با هوشمندی سیاسی و قدرت سازمانی JCR پیوند خورد و ترکیب بسیار مناسبی برای سازماندهی و رهبری فعالیت های جنبش ایجاد نمایند. اما باز مساله به اینجا ختم نشد. برای هماهنگی و کنترل و رهبری جنبش شورایی تشکیل شد که از آوریل تا اوایل ماه می کار خود را آغاز کرد. این جنبش از چه نیروهایی تشکیل می شد؟ چند نیروی سازمانی یعنی    گروه های سیاسی-ایدئولوژیک شامل ج.ک.ا و اتحادیۀ مائوئیست های انقلابی یا همان UJC(M-L) و چند نیروی جبهه ای شامل جنبش 22 مارس، سازمان دانشجویی MAU، نیروهای دانش‌آموزی  CAL و کمیتۀ ملی ویتنام (CVN). نکتۀ قابل توجه این جاست که دو سازمان کمونیست فوق‌الذکر، همان گونه که پیشتر هم اشاراتی شد، شکل‌دهندۀ ساختار اصلی سازمانی و تشکیلاتی جنبش 22 مارس و کمیته های    دانش آموزی جنگ ویتنام نیز بودند و در این تشکل‌های جبهه ای کاملا ذی‌نفوذ بودند. به علاوه JCR ، همان گونه که دونکان میردینگ اشاره می‌کند، در اتحادیۀ ملی مشهور دانشجویان فرانسه (UNEF) نیز به لطف خط صحیح و سازماندهی منظم به گرایش اصلی و غالب تبدیل شده بود. JCR در جنبش 22 مارس که یکی از اصلی ترین جبهه های جنبش می 68 شمرده می شد، دارای نفوذ گسترده‌ای بود. تنها MAU از افرادی دارای افکاری شبیه به اندیشه‌های کوهن بندیت تشکیل می‌شد. اعضای این شورای رهبری انقلاب به وسیلۀ تلفن و پیک با هم ارتباطات مستمر و منظمی داشتند و اموری نظیر برگزاری تجمعات، مذاکره با مسئولین، سخنرانی در جمع دانشجویان،     برنامه ریزی نحوۀ اعتراضات،  مقابله با گروه های دست راستی و فاشیستی نظیر اکسیدنت (Occident) و … از جمله اموری بود که آن ها  می بایست بدان ها بپردازند. کریوین نیز یکی از اعضای کلیدی این شورا محسوب می‌شد. با رشد و پیشروی یک جنبش، شکل‌گیری چنین ساختارها و فونکسیون هایی طبیعی و از آن بالاتر لازم و ضروری است هر چند کسانی در ادبیات سیاسی‌شان آن را بوروکراسی، آمریت از بالا و … بنامند. 
در یک مقطع تعیین‌کننده و قبل از رسیدن جنبش به اوج و در حالی که چند تن از رهبران دانشجویی بازداشت شده بودند، JCR  با یک ابتکار عمل به موقع برای برگزاری یک تجمع اعتراضی فراخوانی صادر کرد و حلقۀ واسطه‌ای برای تبدیل مطالبات تا آن زمان صنفی دانشجویان به مطالبات سیاسی تدارک دید. بیش از سه هزار دانشجو به این فراخوان پاسخ گفتند و در محل تجمع حاضر شدند. هم چنین به ابتکار JCR  نمایندگانی از تشکل های دانشجویی چپ در کشورهای دیگر و به نشانۀ همبستگی با دانشجویان فرانسوی در محل حاضر شدند. کوهن بندیت در این تجمع سخنرانی و اعلام کرد که دانشجویان تا آزادی تمام رفقایشان از پای نخواهند نشست. از سوی دیگر جبهۀ  دانش آموزی ضد جنگ ویتنام CAL که تحت نفوذ ج.ک.ا قرار داشت نیز با اعلام مطالبات خود و شور و هیجان بسیار به این اعتراضات پیوستند. اعتراضات آن شب به سنگربندی و مقابله با پلیس انجامید. به گزارش سیل و مک کانویل، موقعیت JCR به عنوان مهم‌ترین گروه (سازمان) سیاسی رهبری کنندۀ جنبش در شب‌های 10 و 11 ماه می 1968 که به نام شب سنگرها (Night of Brricades) شهرت یافت، تثبیت شد:
نشریۀ آن ها به نام سرویس اردر که به مسئولیت یووس نیارو و یک رفیق مصری به نام ژان لبیب منتشر می‌شد، دست به دست بین تجمع‌کنندگان پخش می شد. رهبران آن ها یعنی آلن کریوین، هنری وبر و دانیل بن سعید به کادرهای اصلی خود دستور داده بودند که به چندین گروه تقسیم شوند و هر گروه حفاظت یکی از سنگرها را به دست بگیرند.
پس از این‌که دانشجویان اشغال دانشگاه‌ها را آغاز کردند و کوهن بندیت برای ادامۀ جنبش، خواهان تشکیل کمیته‌های اجرایی در تمام نواحی شهر شد،
آن‌هایی که می‌دانستند به کجا نظر کنند، می‌دیدند که JCR و نیروها و کادرهای آن‌ها با رهبری آلن کریوین بازوی اصلی جنبش بودند. کادرهای JCR انتظامات دانشجویی را بر عهده می‌گرفتند و نشریات آن‌ها تظاهرات و تجمعات را خط دهی و سازماندهی می‌کرد. آن ها در طول راهپیمایی و عبور از مسیرهای مختلف، هدایت و کنترل ترافیک شهری را بر عهده داشتند و وقتی کارگران از رهبران‌شان نا امید می‌شدند، آن‌ها بودند که دانشجویان و کارگران را برای تجمع متمرکز در فضای باز و در پای برج ایفل جمع کردند. این عمل، نمادی از انقلاب کبیر 1789 بود. در آن موقع شهروندان پراکنده، غیر تشکیلاتی و غیر منسجم پای این برج جمع و سازماندهی می‌شدند. در انقلاب 1968 نیز JCR از همین ایده استفاده کردند. ابتدا همۀ نیروهای پراکنده را پای برج ایفل جمع کرده و آن وقت بود که همه شعار پیش به سوی سوربن سر دادند.
پس از سخنرانی 30 می دوگل، JCR در تاریخ 1 ژوئن اقدام به برگزاری راهپیمایی با شرکت 30 هزار نفر، در حالی که همگی سرود انترناسیونال می‌خواندند، نمودند. JCR در طول خیزش توانست اعضای خود را در پاریس دو برابر افزایش دهد. در جریان جنبش ترکیب اجتماعی JCR رو به تغییر گذاشت چرا که کارگران جوان نیز به جنبش می‌پیوستند. کمیته‌های محلات که در ابتدا تنها از دانشجوبان تشکیل می‌شد، بعدتر کارگران را نیز در بر گرفت. در بعضی نقاط مانند لِمان، کلوب‌های JCR تنها از کارگران تشکیل می‌شد.
ارنست مندل که در چارچوب رهبری انترناسیونال چهارم ارتباط بسیار نزدیکی با JCR داشت در جمع‌بندی خیزش می 68 به نکته‌ای اشاره می کند که حضور تجربۀ JCR در خیزش در آن احساس می‌شود. مندل می‌نویسد:
تصرف قدرت، نیازمند پیشگامی انقلابی است که از پیش، اکثریت مزدبگیران و حقوق بگیران را نسبت به این حقیقت مجاب ساخته که دست‌یافتن به سوسیالیسم با استفاده از شیوۀ پارلمانتاریستی محال است. چنین پیشگامی قادر خواهد بود تا اکثریت پرولتاریا را تحت لوای خویش بسیج کند. اگر حزب کمونیست فرانسه حقیقتا یک حزب انقلابی بود -یعنی حتی اگر در دورانی که انقلاب مستقیما در دستور کار قرار نداشت (یا همان‌گونه که لنین خاطر نشان می‌سازد، در مرحلۀ ضد-انقلاب) کارگران را با روحیه‌ای انقلابی پرورش می‌داد، آن‌گاه یک چنین تصرف قدرتی، به لحاظ نظری، در می 1968 ممکن می‌شد… بنابراین می 1968 به این دلیل نتوانست به شکلی از تصرف قدرت بیانجامد که اولا حزب کمونیست فرانسه حزبی انقلابی نبود و ثانیا هیچ‌کدام از گروه‌های پیشرو تا آن زمان بین طبقۀ کارگر مخاطب کافی در اختیار نداشتند. اما اعتصابی سراسری همراه با اشغال کارخانه ها می تواند و باید با تحقق مطالبات انتقالی -یا به بیان دیگر ایجاد نوعی قدرت دوگانه، یعنی قدرت تجربی توده ها در مقابل قدرت قانونی سرمایه- به پیروزی اصلاحات ساختاری ضد-سرمایه‌داری بیانجامد. به منظور فهم بهتر چنین قدرت دوگانه ای، وجود یک حزب انقلابی توده ای الزامی نیست؛ تمام آن‌چه لازم است، حملۀ ضربتی خودجوش و نیرومندی از سوی کارگرانی است که توسط یک گروه سازمان یافتۀ انقلابی پیشرو تهییج شده، توانمند گشته و تا حدی هماهنگ شده باشند. گروه انقلابی مذکور با وجود این‌که هنوز به این توانایی نرسیده که بر سر رهبری جنبش گارگران با سازماندهی های سنتی به مبارزه بپردازد اما از پیش به قدر کافی قدرتمند است که حداقل بتواند عملا این سازماندهی های سنتی را دور بزند. این گروه انقلابی سازمان یلفته هنوز به یک حزب بذل نشده اما حزبی در حال تکوین یا به بیان دیگر، هستۀ اصلی حزبی است که در آینده تحقق خواهد یافت…
در ژوئن 1969 JCR به همراه سایر گروه های شرکت‌کننده در قیام 1968 از سوی دولت فرانسه غیرقانونی اعلام شد و برخی از رهبران آن از جمله آلن کریوین دستگیر شدند. اعضای حزب سپس اقدام به تاسیس اتحادیۀ کمونیست نمودند. این اتحادیه نیز در سال 1974 و در پی حملۀ  سازمان یافته اعضای آن به تجمع فاشیست ها در پاریس بر علیه پناهندگان و ایجاد درگیری های گسترده غیرقانونی اعلام شد. سپس اعضای گروه در ائتلاف با چند گروه انقلابی دیگر این بار اتحادیۀ کمونیستی انقلابی (LCR) را تشکیل دادند که در طول بیش از سه دهه فعالیت به اصلی‌ترین جریان چپ انقلابی در فرانسه تبدیل شد. شاخۀ جوانان اتحادیه به یاد تشکل مادر و سلف پرافتخار قدیمی، جوانان کمونیست انقلابی (JCR) نامیده شد. در سال 2010 ، اتحادیه رسما انحلال داوطلبانۀ خویش و تشکیل حزب نوین ضد سرمایه‌داری (NPA) را اعلام نمود که هم اکنون در فرانسه به فعالیت مشغول است. آلن کریوین هنوز یکی از اعضای رهبری این حزب محسوب می‌شود.
منابع:
· پاتریک سیل و مورین مک کانویل، انقلاب 1968 فرانسه، مترجم حسین بخشنده، نشر سرایی، چاپ اول 1381
· می 68 در فرانسه (مجموعه مقالات)، ترجمۀ سمیرا رشید پور و محمد مهدی اردبیلی، صص 119-53، درس‌های می 68، ارنست مندل
· The May-June Revolt in France and its influence today, Duncan Meerding
· 1968: The general strike and student revolt in france, Peter Schwarz, 5th July 2008
· در آرشیو جهانی مارکسیست‌ها (www.marx.org) و در صفحۀ مربوط به می 1968 چند بیانیه از JCR آمده است که ما لینک‌های آن‌ها را در اینجا در اختیار خوانندگان قرار می‌دهیم:
· پیش به سوی یک چپ توده‌ای!
· دانشجویان! کارگران!
· نبرد ادامه دارد!
· سرمقالۀ شمارۀ یک نشریه
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ورودی در اکتبر 25, 2011 بدست در عمومی فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: