آلترناتیو

ماتم نگیرید! سازماندهی کنید!


سنگرها خیابان را می‌بندند اما راه را باز می‌کنند
(شعارها و دیوار نوشته‌های می 1968 فرانسه؛ خطوط یک فرهنگ سیاسی نوین)
ترجمه: علی عطارپور


· انسانیت خلاص نخواهد شد مگر وقتی که آخرین سرمایه‌دار را از روده های آخرین بوروکرات دار بزنیم!
· تنها در یک آخر هفتۀ غیر انقلابی خون به مراتب بیشتری ریخته می‌شود تا یک ماه انقلابی.
· ما نمی‌پذیریم که تربیت بشویم، دیپلمه بشویم، لیسانسه بشویم، صورت‌برداری بشویم، ثبت‌نام بشویم،  باشخصیت بشویم، مدنی بشویم، موعظه بشویم، کتک‌کاری بشویم، از گاز اشک آور مسموم بشویم، توقیف بشویم،
· ما همۀ نخواستنی‌ها هستیم،
· ما باید ناسازگار باقی بمانیم.
· هنر مرده است. باید زندگی روزمره را آزاد کرد.
· هنر مرده است. لاشه‌اش را نخورید!
· زیباترین مجسمه، سنگی است که سرِ یک پلیس را نشانه رفته باشد.
· شعر، امروز در خیابان‌ها سروده می‌شود.
· آن‌هایی که از انقلاب و مبارزۀ طبقاتی بدون ارجاع به واقعیات زندگی روزمره دم می‌زنند، یک مشت آشغال در دهان خود نشخوار می‌کنند.
· بدون وقتِ مرده و تلف شده زندگی کن!
· شادی، یک اندیشۀ نوین است.
· وقتی مردم از کسالت خود آگاه شوند، دیگر کِسِل نخواهند بود.
· نه به انقلابِ اتو کشیده‌ها!
· محافظه کاری علامت فساد و زشتی است.
· جنگل از انسان پیشی می‌گیرد، بیابان او را دنبال می‌کند.
· لغو کپی رایت لطفا، ساختارهای صوتی به عموم تعلق دارند.
· انقلاب، I Love You !
· مارکس را مصرف نکنید. زندگی اش کنید.
· من رویاهایم را با واقعیت اشتباه می‌گیرم چرا که به واقعی بودن رویاهایم ایمان دارم.
· تفکر آرمان‌خواهانه را تمرین کنید.
· بیایید واقع‌بین باشیم. ناممکن را طلب کنیم.
· زنده باد قدرت تخیل!
· آن‌ها که نمی‌توانند تخیل کند، از کاستی‌ها هم بی‌خبرند.
· عمل باید ابتکار باشد و نه واکنش.
· عمل، امکان غلبه بر تفرقه و پبدا کردن راه‌حل را فراهم می‌آورد.
· هر آن‌چه تا کنون آموخته ای، به فراموشی بسپار! از رویا شروع کن! کمیته‌های رویا را در همه‌جا تشکیل دهید.
· جسارت؛ این کلمه دربرگیرنده تمام مسائل سیاسی در لحظۀ کنونی است.
· استادها باعث و بانی پیری زودرس‌اند.
· دانشگاه را لغو کنید! دانشگاهت را به گا بده!
· اساتید محترم! از خودتان هم به اندازۀ فرهنگ‌تان بوی نا برخاسته است. مدرنیسمی که شما از آن دم می‌زنید، چیزی جز مدرنیزه کردن پلیس نیست.
· ما نقشی را که به ما سپرده‌اید، قبول نمی‌کنیم؛ ما نه سگ پلیس هستیم نه نوکر کاپیتالیسم.
· امتحان = نوکرصفتی + امتیازات اجتماعی + جامعۀ سلسله‌مراتبی
· در امتحان، جواب سوال را با سوال بدهید.
· گستاخی، سلاح جدید انقلابی است.
· به نظر می‌رسد موش کور پیر تاریخ در زیر سوربن یک ریز نقب می زند. (تلگرافی از کارل مارکس، 13 می 1968)
· معنای دیگر انقلاب، پاره کردن زنجیرهای درونی است.
· درون هر کدام از ماها، یک پلیس وجود دارد. بیایید او را بکشیم.
· مذهب دشمن مطلق است.
· نه خدا نه آقا بالا سر.
· اگر خدا وجود هم داشت، الغای آن از ضروریات بود.
· آخر چطور می‌توانی در زیر سایۀ کلیسا آزادانه بیاندیشی؟
· ما یک جا برای شاشیدن می‌خو‌اهیم نه برای عبادت کردن.
· لذت بورژوازی، به فساد کشیدن همۀ لذات است.
· بر علیه وابستگی‌های احساسی مبارزه کنید که موتورتان را از کار می‌اندازند. (کمیتۀ زنان در راه آزادی)
· مرزهای محدود کنندۀ لذات ما را تحریک می‌کنند که لذت زندگی بدون مرز و محدوده را طلب کنیم.
· رفقا، پنج ساعت خواب روزانه ضروری فراموش نشود. به شما برای انقلاب نیاز داریم.
· زنان انقلابی زیباترند.
· جوان‌ها عشق‌بازی می‌کنند. پیرها رو تُرش می‌کنند.
· مرگ بر جامعۀ مصرفی! هر چه بیشتر مصرف کنید، کمتر زندگی می‌کنید.
· کالاها افیون توده‌ها هستند، کالاها را بسوزانید!
· خوشبختی خریدنی نیست، دزدیدنی است.
· دلیل وجودی همۀ جنگ‌ها، شورش‌ها و بی‌عدالتی‌ها وجود مالکیت است. (سنت آگوستین)
· شادی حقیقی یعنی به دار کشیدن صاحب‌خانه!
· بیگانگی را لغو کنید.
· اقتصاد زخم بدی برداشته، امیدوارم بمیرد!
· زنده باد ارتباطات، مرگ بر مخابرات!
· نظافت را رعایت کنید چون این جا مستخدمی وجود ندارد.
· با همسایه هایت حرف بزن، فریاد بزن، بساز!
· در نمایش مخالف‌ها متوقف نمان، با بساط نمایش مخالفت کن!
· مرگ بر جامعۀ کالایی نمایش!
· ممنوع، ممنوع است.
· آزادی دیگران آزادی مرا تا بی‌کران می‌گسترد.
· به دشمنان آزادی، آزادی نمی‌دهیم.
· آن‌گاه که یک بار اتفاقی چشمت را بگشایی، با خواب راحت وداع خواهی کرد.
· سنگرها خیابان را می‌بندند اما راه را باز می‌کنند.
· آینده تنها آن‌ چیزهایی را خواهد داشت که امروز در آن جاسازی کنیم.
· در صحنۀ نمایش چشم فقط کالاها و قیمت‌ها را می‌بیند.
· همه می‌خواهند تنفس کنند و کسی نمی تواند. بسیاری می گویند: بعدا فرصت برای تنفس هست و غالبا نمی‌میرند چون قبلا مرده‌اند.
· خستگی، ضد انقلابی است.
· برای حق زندگی التماس نکن، بقاپش!
· در جامعه‌ای که هر گونه ماجراجویی را ملغا کرده است، تنها ماجراجویی الغای جامعه است.
· رهایی انسان؛ یا همه یا هیچ.
· آنانی که نیمه‌تمام انقلاب می‌کنند، با دست خود گورشان را حفر می‌کنند. (سن ژوست)
· پالان را عوض نکنید، ساختار فاسد است.
· بشتاب رفیق، جهان کهن پشت سر تُست.
· نه چیزی می‌پرسم نه چیزی می‌خواهم؛ می‌گیرم، فتح می‌کنم.
· وقتی مجلس شورای ملی به یک تئاتر بورژوایی تبدیل شود، تمام تئاترهای بورژوایی باید به مجلس شورای ملی تبدیل بشوند!  (شعار روی در یک نئاتر اشغال شده)
· رفراندوم؛ چه  بگویی بله چه خیر، بازنده‌ای.
· تسلیم شدن و به روسا دردناک است اما انتخاب آن‌ها احمقانه است.
· رییس را عوض نکن، زندگی را عوض کن!
· لطفا من را  آزاد نکنید، خودم ترتیبش را خواهم داد.
· جامعۀ طبقاتی را لغو کنید!
· همه به شکل طبیعی نه ارباب ‌اند نه نوکر.
· ارباب خوب یعنی ارباب خود.
· فریب بازی‌های کثیف سیاست‌مداران را نخواهیم خورد. ما به نیروی خودمان اتکا داریم.
· انسان تحت استثمار خشن است، انسان آزاد، مودب.
· با روسا کنار نیایید. دخل‌شان را بیاورید.
· با متوقف کردن هم‌زمان تمام ماشین‌های‌مان ضعف‌ آن‌ها را نشان می‌دهیم.
· پرولتاریا کسی است که تسلطی بر زندگی‌اش ندارد و به این آگاه است.
· در میان سنگ‌های کنده‌شده از کف خیابان به ارگاسم می‌رسم.
· هر چیز مقدس، دشمن است.
· من شرکت می‌کنم، تو شرکت می‌کنی، او شرکت می‌کند،آن‌ها سودش را می‌برند.
· بیایید بی‌رحم باشیم.
· انسان‌ها به احمق‌ها و باهوش‌ها تقسیم نمی‌شوند، به اسیر و آزاد تقسیم می‌شوند.
· بیایید با شکنجه گران خود دیالوگ نداشته باشیم.
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ورودی در اکتبر 25, 2011 بدست در عمومی فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: