آلترناتیو

ماتم نگیرید! سازماندهی کنید!

بیانیۀ حزب کارگران سوسیالیست بریتانیا
در مورد شورش‌های اخیر

چرا مردم شورش می‌کنند؟
شورش­هایی که شب گذشته بخش‌های بزرگی از لندن، بیرمنگام، لیورپول و بریستول را درنوردید، انفجاری از تلخ‌کامی و خشم بود.
این است محصول جامعه‌ای که با نابرابری عمیق و فزاینده شناخته می­شود؛ جایی که حفره­های عمیقی از فقر و بیکاری وجود دارد، جایی که آزار و نژادپرستی سیستماتیک بر پلیس آن حاکم است و جایی که بسیاری از جوانان احساس می­کنند که آینده‌ای ندارند.
همان‌گونه که اعتراضات دانشجویی سال گذشته نشان داد، این همان «نسل گمشده‌«ای است که مخلوق سیاست‌های محافظه‌کارانی است که امروز به اصلی­ترین آماج این مبارزات بدل شده‌اند. هر چند که بسیاری از افراد مُسن­تر نیز در این اعتراضات شرکت دارند.
عواملی که باعث شورش می‌شود، میلیون‌ها نفر را تحت تاثیر قرار می‌دهد. شورش‌ها ربطی به جرم و خشونت دیوانه‌وار ندارند. شعارهایی سیاسی‌ای نظیر خیابان‌ها از آن کیست؟ از آن ماست، مطالبۀ عدالت و هم‌چنین توقف خشونت پلیس را که در تمام اعتراضات آشکار می‌شود را مطرح می‌کنند.
بستر شکل­گیری اعتراضات اخیر، تعمیق بحران سرمایه­داری است. اغتشاش و آنارشی بازار بسیار مخرب‌تر از چیزی است که تحت عنوان هرج و مرج در خیابان‌ها از آن یاد می‌شود. بانک­داران و تجار که حتی به بهای کاهش دستمزد کارگران به سوداندوزی مشغول‌اند، بیش از هر غارت‌گر دیگری جیب‌های خود را پر می‌کنند.
نژادپرستی و توحش پلیس
در تاتنهام، جرقۀ اعتراضات با کشته شدن یک سیاه­پوست به نام مارک دوگان به دست پلیس و دروغ‌گویی و وحشی­گری در مواجهه با پیگیری خانواده و دوستان او زده شد. این، تنها یک نمونه از توحش و نژادپرستی پلیس در این منطقه بوده است.
اگر چه میانگین قتل به دست پلیس در این سال‌ها، یک مورد در هر هفته بوده است، هیچ افسر پلیسی در چهل سال گذشته به خاطر مسئولیت در قتل، زندانی نشده است. در اوایل سال جاری، هزاران نفر در جنوب لندن به خاطر قتل یک آوازه‌خوان سیاه‌پوست به نام اسمایلی کالچر تظاهرات کردند که پلیس ادعا می‌کرد که پس از این که او خودکشی کرده، به منزل او رسیده‌اند.
این وقایع نهایت نژادپرستی پلیس را به نمایش می­گذارد. اما آزار و اذیت جوانان سیاه­پوست و آسیایی‌ها به یکی از وجوه ثابت زندگی در انگلیس تبدیل شده است. میزان متوقف ساختن و گشتن سیاهان توسط پلیس، 26 برابر سفیدپوستان بوده است.
در جریان این شورش‌ها، هزاران نفر بازداشت شدند. به زودی فریادهای انتقام­جویانۀ رسانه­ها و سیاسیون برخواهد خواست که خواهان برخورد شدید با بازداشت­شدگان و اعطای قدرت و اختیارات بیشتری به پلیس هستند. ما مخالفت شدید خود را با چنین روش‌هایی اعلام می‌کنیم. تا همین حالا هم به این بهانه‌ها بسیاری از حقوق ما را پایمال کرده‌اند.
افتضاحی که دستگاه رسانه‌ای ریچارد مرداک به بار آورد، میزان فساد پلیس بریتانیا را آشکار ساخت. خشونت و نژادپرستی این پلیس بر هیچ‌کس پوشیده نیست. در چنین شرایطی برخی خواهان قدرت‌گیری بیشتر چنین نهادی هستند.
حملات محافظه‌کاران
اگر دولت محافظه­کار این‌چنین بر علیه حقوق کارگران و جوانان حمله نمی­کرد، چنین     شورش­هایی نیز اتفاق نمی­افتاد. در هارینگی، منطقه‌ای از لندن که تاتنهام را نیز شامل می‌شود، 54 نفر بر سر هر جایگاه شغلی رقابت می‌کنند و 8 مرکز از 13 مرکز جوانان به خاطر قطع حمایت‌های دولت تعطیل شده‌اند.
سال گذشته دولت کمک هزینۀ تحصیلی 630 هزار نفر از جوانان را قطع کرد و هزینه‌های تحصیل را 3 برابر کرد و به این ترتیب تابلوی آموزش ممنوع را در مقابل بسیاری از جوانان گرفت.
بریتانیا از سال 1930 تا کنون چنین نابرابری و تبعیضی را به خود ندیده است. در حالی که کسانی که در ماه گذشته دورۀ مدرسه را تمام کرده‌اند، با آینده‌ای بدون امید مواجه هستند، میزان دارایی 1000 نفر از ثروتمندترین افراد جامعۀ بریتانیا در سال 2011 از 60 بیلیون پوند به چیزی در حدود 400 بیلیون پوند رسیده است.
دولت محافظه­کار دیوید کامران قرار است 81 بیلیون پوند از هزینه‌های دولت را کاهش دهد که به معنای کاهش صدها شغل، نابود ساختن اجتماعات و ویران کردن خدمات عمومی خواهد بود.
در برخی مواقع، مردمی که با سر به دیوار       می­خورند، بر می­گردند و با نبرد متقابل پاسخ می‌دهند. این، آن چیزی است که اکنون در حال وقوع است؛ همان­گونه که در زمان مارگارت تاچر در دهۀ 1980 هم شاهد چنین شورش‌هایی بودیم و همان‌طور که در هنگام رکود بزرگ دهۀ 1930 و کسادی عظیم دهۀ 1880 هم طغیان‌های مردمی به وقوع پیوست.
این شورش‌ها هم‌چنین به منزلۀ یک حکم عمومی مبتنی بر شکست مطلق حزب کارگر میلی‌بند در ارائه یک آلترناتیو در مقابل محافظه­کاران بود. تمامی احزاب سیاسی برنامه‌های اساسا مشابهی در این زمینه دارند که این بدان معناست که راه­حل آن­ها چیزی جز تانکرهای آب، احکام زندان و گسیل ارتش به خیابان‌ها نیست.
پاسخ، مقاومت است
شورش‌ها بیان خشم عمومی و به تعبیر مارتین لوتر کینگ، «زبانِ ناشنیده‌ها« است. اما برای متوقف ساختن محافظه‌کاران، به چیزی بیشتر از این نیاز داریم.
ما به تظاهرات‌های بیشتری از نوع تظاهرات 26 مارس و اعتصاب 750 هزار نفری کارگران در 30 ژوئن نیاز داریم. چنین مبارزاتی می­تواند جوانان ناامید و از جان گذشته و کارگرانی که با خطر بیکار شدن، کاهش مقرری بازنشستگی و کاهش شدید دستمزدها و شرایط بدتر کار مواجه هستند را با هم متحد کند.
ما  TUC، اتحادیه­های کارگری و کمپین­های گوناگون را فرا می‌خوانیم که خود را به درون امواج مبارزه بر علیه کاهش دستمزدها و مقرری‌ها، فقر و نژادپرستی پرتاب کنند. ما آن­ها را به خلق رویدادهایی از جنس  تظاهرات بر علیه اتحادیه دفاع از انگلیس در شرق لندن فرا می‌خوانیم و به اعتراض بر علیه کنفرانس محافظه‌کار در 2 اکتبر در منچستر و به هم‌بستگی با اعتصاب میلیون‌ها کارگری که برای نوامبر برنامه‌ریزی شده است.
راه­حل واقعی برای ناامیدی­ای که منجر به  شورش­ها شده است، گونۀ دیگری از جامعه است که در آن، منافع اکثریت وسیع مردم بر منافع یک قشر کوچک مقدم باشد.  
به نقل از نشریۀ کارگر سوسیالیست، ش 2264، 13 آگوست 2011
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: