آلترناتیو

ماتم نگیرید! سازماندهی کنید!

جوانان؛ بخشی محوری برای          جنبش ضد سرمایه‌داری

مترجم: یعقوب بهداروند


  
اشاره:
در ماه­های اخیر چند بحث جالب پیرامون مقولۀ راهبردی جنبش جوانان، ماهیت و نحوۀ پیشبرد فعالیت کمونیستی در آن و … از سوی بعضی رفقا ارائه شده است. آلترناتیو برای کمک به پیشبرد مباحثات در این عرصه، در این­جا ترجمه‌ای از یکی از اسناد مصوب کنگرۀ شانزدهم انترناسیونال چهارم (2010) در این رابطه ارائه می­کند. بدیهی است ترجمه و انتشار این سند به معنای وابستگی سازمانی به این جریان و یا تایید همۀ مواضع آن نیست بلکه صرفا به منظور روشنگری در این زمینه و آشنایی با  موضع­گیری و تحلیل مارکسیستی و استفاده از تجارب بین‌المللی جنبش کمونیستی در این زمینه صورت می‌گیرد.
در پایان مقاله لینک­های مربوط به نظرات سایر رفقا در این زمینه نیز درج می­گردد تا خوانندگان در صورت تمایل به تصویر جامع‌تری از مباحثات در این زمینه دست یابند.

  
نقش و جایگاه جوانان در مبارزات و در سازمان‌های ما
1- ایفای نقشی ویژه در مبارزۀ طبقاتی
الف) خیزش‌های توده‌ای متناوب
جنبش­های جوانان یونان در سالیان اخیر، انقلاب جوانان حاشیۀ شهرها در فرانسه در سال 2005 و هم‌چنین خیزش علیه لایحۀ ”نخستین قرارداد استخدام“ (CPE)، این واقعیت را فراتر از تمامی این کشمکش‌ها نشان داد که جوانان نقشی ویژه در مبارزۀ طبقاتی در سطحی بین‌المللی ایفا می‌کنند.
با این وجود که جوانان ابزاری برای متوقف‌ساختن چرخ اقتصاد ندارند، طبقۀ حاکم از جوانان وحشت دارد. چنان‌که دیدیم، پس از خیز‌ش­های یونان، هراسی از این بابت به دل دولت‌مردان افتاد که نکند این موج به جوانان کشورهای خودشان نیز سرایت کند. این­چنین بود که دولت فرانسه اجرای ”اصلاحات“ در دبیرستان­ها را به تعویق انداخت. حتی در دورۀ قیام جوانان حاشیۀ شهرها در فرانسه، دولت اقدام به اعلام شرایط ویژه و برقراری مقررات منع عبور و مرور نمود.
آن­ها از چه وحشت دارند؟ بدون شک از تناوب و توده­ای و فراگیر بودن خیزش­های جوانان، در سال­های اخیر، خیزش­های توده­ای جوانان تقریبا در تمام کشورهای اروپایی رخ داد و در هر کدام از آن­ها به تناوب تکرار شد. جنبش بر علیه جنگ در عراق، ضدجهانی­سازی، بر علیه اشغال فلسطین، مبارزه برای حقوق دموکراتیک، اعتصاب بر علیه اصلاحات آموزشی و دانشگاهی (تنها در سال گذشته (2009) در ایتالیا، کرواسی، بریتانیا، فرانسه و اسپانیا روی داد). ما حتی شاهد تعامل بین این‌جنبش­ها در سطحی بین­المللی نیز بودیم. خیزش در فرانسه علیه لایحۀ ”نخستین قرارداد استخدام“ (CPE) اعتماد به نفس و همین‌طور یک الگوی مشخص مبارزه را به جوانان یونانی بخشید که منجر به راه افتادن یک اعتصاب وسیع در دانشگاه‌ها در سال بعد شد. سال گذشته، بسیاری از جوانان اروپایی خود را با قیام جوانان یونان تداعی می‌کردند.
رادیکال بودن نیز یکی دیگر از خود-ویژگی‌های این جنبش‌هاست. در یک جامعۀ مبتنی بر مناسبات ظالمانه که افق و آینده­ای را در مقابل آنان قرار نمی­دهد، جوانان چیزی برای از دست دادن ندارند. به همین خاطر آنان باکی از مواجهه با دولت، پلیس و سایر نهادها ندارند. آرزوی رها شدن از شر این نظام ظالمانه در این بخش قوی است. جوانان آسان­تر با اندیشه­های ضدسرمایه­دارانه و انقلابی پیوند برقرار می‌کنند.
در بسیاری اوقات، خیزش­های جوانان سمپاتی وسیعی را در بین کارگران و سایر اقشار جامعه برمی‌انگیزد، گویی‌که جوانان آن­چه را که اکثریت جامعه از بیان آن ناتوان است، با صدای بلند فریاد می­زنند. به همین خاطر، در بسیاری موارد، خیزش­های جوانان اعتماد به نفس و توان مقاومت را در اردوی اجتماعی ما زنده می­کند. و در برخی موارد، سایر بخش­های کارکُن جامعه به دنبال جوانان پا به میدان مبارزه می‌گذارند.
البته این تحرکات غالبا در بین جوانان دانشجو و دانش­آموز در دانشگاه­ها و دبیرستان­ها به وقوع می‌پیوندد. اما این رادیکالیته و این خودانگیختگی و این انگیزۀ مبارزاتی را در میان کارگران جوان نیز می­توان سراغ گرفت. در اعتصابات کارگری سال‌های اخیر، کارگران جوان اغلب در صف نخست مبارزه حاضر می‌شدند.
ب) خصائل خاص جوانان این خود-ویژگی‌ها را توضیح می‌دهد
دو مولفۀ اصلی به جوان تعین می­بخشد: سطح معینی از استقلال از موسسات تولیدی و موقعیت انتقالی به سوی تقسیم اجتماعی کار. جوانان یک گروه اجتماعی همگن نیستند و از بخش­های گوناگون با منشاءها و جهت­گیری­های طبقاتی گوناگون تشکیل می‌شوند و به همین خاطر منافع متضادی را در برمی‌گیرند. به همین دلیل است که جنبش دانشجویی در اغلب مواقع اشکال سازمانی‌ای را برمی‌گزیند که متنوع و خودانگیخته است و از انسجام کمتری در مقایسه با سازمان‌های کارگری (مانند اتحادیه‌ها، کنفدراسیون‌ها و …) برخوردار هستند.
به هر روی اگر چه جوانان اقشار گوناگونی نظیر دانشجویان، جوانان بیکار حاشیه‌ای، کارگران جوان دارای کار موقت و … را در برمی­گیرند، یک قشر اجتماعی همگن را تشکیل نمی‌دهند و واقعیت‌های اجتماعی متفاوتی را می­زیند، اما می‌توان خصائل مشترکی را در میان آنان تشخیص داد: موقعیت انتقالی، در حال گذار و تعین‌نایافته از حیث اجتماعی و طبقاتی، ارتباط مشخص با نهادهایی نظیر خانواده، مدرسه، ارتش، پلیس و حتی محل کار. جوانان مورد نظارت و مراقبت قرار می­گیرند، اراده و تمایلی برای تحت سیطره درآوردن آنان وجود دارد، برای آن­ها امکان در پیش گرفتن انتخاب‌های خودشان وجود ندارد، در محیط کار از موقعیت مشابهی با دیگر کارگران برخوردار نیستند و … 
جوانان با جایگاه ویژه‌شان در تقسیم اجتماعی کار مشخص می­شوند: جوانان یا هنوز به سیستم تولیدی وارد نشده‌اند (جوانان دانشجو) و یا اگر به آن پا گذاشته‌اند، یا سابقۀ کمی دارند و یا به شکلی متزلزل با آن پیوند خورده­اند (مشاغل کوچک دوره­ای، همراه با دوره­های بیکاری، اختصاص دستمزد به هزینه­های تحصیلی و …). به همین خاطر جوانان به درجات کمتری تحت تاثیر مکانیزم‌های از خودبیگانگی ناشی از کار مزدی قرار می­گیرند. جوانان دانشجو وقت بیشتری برای اندیشیدن به نحوۀ عملکرد جامعه دارند و انجام تحرکات اعتراضی برای آنان آسان­تر است چرا که کاهش دستمزد و یا معلق شدن از کار را برای آن‌ها به دنبال ندارد.
جوانان هنوز آن‌چنان در زندگی ریشه ندوانده­اند و به همین خاطر در اثر تغییر جامعه چیزهای کمتری از دست خواهند داد. آنان نه ماشین دارند و نه خانه و نه بچه و شغل مناسب. ارادۀ قوی­تر آنان برای مبارزه هم‌چنین در این واقعیت دارد که آنان کمتر روحیۀ خود را در مقابل وضع موجود از دست داده­اند و خاطره­ای از شکست­های طبقۀ کارگر که باعث تنزل جایگاه آنان و عقب­نشینی از حقوق‌شان شده است، در ذهن ندارند. 
علاوه بر این، عامل مهم دیگر آن است که جوانان یک زندگی کامل برای زیستن و ساختن در جامعه­ای در مقابل خود دارند که هیچ چشم­انداز روشن و امید بخشی را به آنان نشان نمی­دهد. بدیهی است که فردی که حدود شصت سال زندگی را در مقابل خود می­بیند، انگیزه و ارادۀ قوی­تری برای دگرگون ساختن جامعه دارد تا فردی که بخش عمدۀ زندگی خود را پشت سر گذاشته است.
یک عامل وحدت‌بخش دیگر جوانان این است که آنان در شرایطی پا به فرایند تقسیم اجتماعی کار می­گذارند که با نسل‌های گذشته متفاوت است. به عنوان مثال نسل جوان کنونی در شرایط بحران جدی سرمایه­داری وارد این عرصه می­گردد که چشم‌اندازهای زندگی آیندۀ آنان را تخریب کرده است. از سوی دیگر این نسل شکست جهانی طبقۀ کارگر در دهۀ 1980 را تجربه نکرده است. به همین دلیل امکان رادیکالیزه شدن آنان در    سال­های آتی هم بیشتر است. در بسیاری کشورهای اروپایی تناقضاتی در زندگی جوانان وجود دارد. برای مثال شما در شانزده سالگی به آن حد از رشد و بلوغ دست یافته­اید که کار و تولید کنید اما هنوز حق رای و نیز حق تصمیم­گیری در مورد ازدواج و یا سلامتی خودتان (سقط جنین، عمل جراحی و …) ندارید. جوانان به عنوان تولید‌کننده امکان تصمیم‌گیری‌هایی دارند اما باز نه همۀ آن­ها. این تناقضات جوانان را به یک سوژه منفعل و محدود تبدیل می­کند: باید مورد آموزش قرار بگیرند، تنبیه شوند، تربیت شوند و … و تنها در جنبه­های محدودی به عنوان افرادی برابر و متساوی الحقوق نگریسته می‌شوند. این وضعیت، جوانان را در موقعیت طغیان قرار می‌دهد. (حتی با وجود تفاوت­های آنان به عنوان دانشجو، کارگر موقت و …)
به این دلیل است که آنان در همه جا روش­های مشابهی را برای دستیابی به استقلال در پیش  می­گیرند و انگیزۀ عصیان در مقابل نهادهایی که آنان را تحت نظارت می­گیرد و بر علیه نظم مستقر، در بین آنان قدرتمند است.
ج) جوانان در مرکز تهاجمات طبقۀ حاکم
جوانان در مرکز تناقضات قرار دارند: توانایی آنان در اعتراض، تهدیدی برای طبقۀ حاکم به شمار     می­روند اما در عین حال تهاجم به آنان یکی از بهترین روش­های حاکمان برای تهاجم به حقوق کارگران، پایین آوردن هزینۀ کار و بالابردن نرخ سود برای سرمایه­دارانی بوده است که از دهۀ 1970 در معرض بحران‌های دائم در این عرصه قرار داشته‌اند. بدین منظور، تهاجم به کارگرانی که هنوز پا به محیط کار نگذاشته‌اند، برای آن­ها راحت­تر است. همین مساله، جوانان را در مرکز تهاجمات حکومتی قرار داده است. اصلاحات آموزشی و ”فرایند بولونیا“ در دانشگاه‌ها در سطح اروپا با هدف کاهش ارزش مدارک تحصیلی در حال انجام است. با تهاجم به دانشگاه‌ها، طبقۀ حاکم کارگران آینده را برای ورود به شرایطی آماده می­کند که دیگر تضمینات جمعی وجود ندارد، دوره­های آموزشی فردی گسترش می‌یابد، دستمزدها پایین می‌آیند و مدارک تحصیلی در تنظیم قرارداد مدنظر قرار نمی­گیرند تا نیروی انسانی مطابق میل کارفرمایان و نیازهای ویژه موسسات اقتصادی تخصیص داده شود و هم‌زمان شراکت بخش‌های خصوصی/عمومی در دانشگاه‌ها رشد می‌یابد.
در اروپا، جوانان بیشتر از تبعات بحران اقتصادی آسیب می‌بینند. از سال 2008 تا 2009، نرخ بیکاری در اروپا 5/1% افزایش یافت (به 8/8% رسید) و نرخ بیکاری جوانان 7/3% افزایش داشت و به 4/18% رسید. اسپانیا از بیشترین نرخ بیکاری در بین کشورهای اروپایی برخوردار است (نرخ بیکاری در این کشور در سال گذشته 8% افزایش یافت و در بین جوانان نیز 12%) و ایتالیا در ردۀ بعدی قرار دارد (با تفاوت 17% بین بیکاری عمومی و بیکاری جوانان).
بیکاری توده­ای جوانان که به موازات بحران اقتصادی افزایش می­یابد، جوانان را به تحمل دشوارترین شرایط کار، دریافت کم‌ترین حقوق و متزلزل‌ترین مشاغل مجبور می‌کند. این وضعیت به عنوان زمینه­ای در اختیار دولت­ها قرار می­گیرد تا شرایط ویژه­ای را به کارگران جوان تحمیل کنند: قائل شدن معافیت مالیاتی برای کارفرمایانی که کارگران جوان را به کار می­گیرند و در عین حال بستن قراردادهای ویژۀ کار با حقوق کم­تر و دستمزد پایین‌تر و …
برای حل تناقض بین ظرفیت اعتراضی قدرتمند جوانان و نیاز به تهاجم به آنان به مثابه ضعیف‌ترین حلقۀ زنجیرۀ نیروی کار، طبقه حاکم چاره­ای جز دربرکردن جامۀ سرکوب برای خنثی کردن ظرفیت انفجاری آنان ندارد. کنترل پلیسی، مقررات مدرسه، جداول و برنامه­های کسالت­آور برای آموزش و زندگی روزمره، اعمال سرکوب وحشیانه در مقابل جنبش‌های اعتراضی (پلیس در دبیرستان‌ها، ارتش در دانشگاه­ها، برقراری شرایط ویژه در برخورد با شورش حاشیه­نشین­ها در فرانسه). اگر چه طبقۀ کارگر نیروی محوری در سرنگونی نظام      سرمایه­داری است، بدیهی است که جوانان عنصری قاطع هستند که نقش بسیار مهمی در مبارزۀ طبقاتی ایفا می­کنند و ما می‌بایست جذب آنان و تاثیرگذاری بر آنان را در برنامۀ سازمان­مان بگنجانیم. انترناسیونال چهارم باید مبارزان جدیدی را که در کشورهای مختلف پا به صحنه گذاشته‌اند، جذب و سازماندهی کند.
جایگاه جوانان در تشکیلات ما کجاست و چگونه می­بایست در این بخش سازماندهی کنیم؟
الف) جوانان؛ یک پیش فرض
برای رسیدن به این هدف، دخالت در مسائل مربوط به جوانان برای سازمان­های ما به صورت یک پیش‌فرض درآید که بدین معناست که باید فعالیت منتظمی را در مراکز تجمع و تراکم جوانان در در پیش بگیریم: دانشگاه‌ها، دبیرستان‌ها، کمپانی‌هایی که تعداد زیادی کارگر جوان در آن­جا به کار مشغولند (مانند مک دونالد). این مساله باید به دغدغۀ همیشگی و هر روزۀ ما تبدیل شود. حاضر بودن در تحرکات آنان و بسط فعالیت منظم در میان آن‌ها تنها وسیله‌ای است که با آن می‌توانیم مبارزات آنان را تحت تاثیر قرار دهیم و نسل­های جدید مبارزان را به سازمان‌هایمان جذب نماییم.
ب) به راه‌انداختن تشکیلاتی که خود-ویژگی­های جوانان را مد نظر و مورد پوشش قرار دهد
ما هم‌چنین باید قالب‌های مبارزاتی­ای را شکل دهیم که قادر باشند خود-ویژگی­های جوانان را مورد توجه قرار دهند: روش­ها و ابزارهای متفاوت سیاسی شدن، ریتم تندتر تحرک، درجۀ بالاتر رادیکالیسم. ما باید سازمان‌هایی برای اقدام و عمل بسازیم که در ارتباط مستقیم با تحرکات جوانان قرار دارند و در پیش‌برد آنان به کار این قشر می‌آیند. هم‌چنین لازم است به اشکال گوناگون، ضربآهنگ سریع‌تر تحرک و فعالیت را به وسیلۀ ایجاد قالب­ها و چارچوب­های مبارزاتی روزانه در بین خودمان به وجود بیاوریم. برای پاسخ دادن به این سطح از رادیکالیسم در بین جوانان، ما باید سیمای انقلابی و ضدسرمایه‌داری خود را به نمایش بگذاریم.
ج) در داخل تشکیلات، نیاز به چارچوب­های ویژه‌ای برای دخالت­گری هماهنگ در بین جوانان و هم­چنین قرار دادن این امکان در اختیار آنان است که تجربۀ ویژۀ خود را داشته باشند.
برای پاسخ به تمایل جوانان به استقلال،    سازمان­های ما باید چارچوب‌هایی را در مقابل آنان قرار دهند که امکان فعالیت در بین جوانان و کسب تجربیات مستقل را برای آنان فراهم می­سازد: سازمان­های جوانان، بخش­های ویژۀ جوانان در احزاب و سایر اشکال سازمانی در چارچوب حزب برای فعالیت در بین جوانان و … . با این روش‌ها، جوانان سریع‌تر به مبارزینی آگاه تبدیل می‌شوند. عرصۀ جوانان هم‌چنین به شکل محیطی برای جذب و تربیت مبارزینی از این دست در می‌آید. در این زمینه توجه به دغدغه­ها و توقعات خاص جوانان در تهیه تراکت، بروشور، پوستر، روزنامه و … و تنظیم رسانه‌های خودمان حیاتی است. 
د) تلاش سنگین در راه آموزش
تلاش و برنامه­ریزی ویژه برای آموزش تئوریک جوانانی که برای نخستین بار به عضویت    سازمان­های ما در می‌آیند،  لازم است تا به سرعت ابزارهایی را برای تحلیل و فعالیت و تبدیل شدن به یک مبارز و آشنایی با مارکسیسم انقلابی در اختیار آنان قرار دهد. انجام این وظیفه از آن رو الزامی به نظر می­رسد که فرایند سیاسی شدن و رادیکال شدن جوانان، شکننده و کم‌دوام و در بسیاری موارد کوتاه­مدت است. اجرای سیستماتیک یک برنامۀ آموزشی در مورد اقتصاد مارکسیستی و تاریخ جنبش­های اجتماعی و استراتژی انقلابی در این زمینه بسیار واجب است. آماده کردن متون تئوریک در قالب بروشورهای ارزان قیمت، برگزاری   کلاس­های سالانۀ آموزشی جوانان در یک ماه مشخص و … روش­هایی مناسب برای رسیدن به این اهداف هستند.
ه) برگزاری اردوهای جوانان
اردوی جوانان انترناسیونال چهارم محل مناسبی برای تبادل تجربیات بین مبارزین جوان و ارتقای پیوندهای انترناسیونالیستی آنان به معنای واقعی است.
] این بیانیه به امضای رفقای جوانی از حزب جدید ضدسرمایه­داری فرانسه، چپ انقلابی ایتالیا، چپ ضدسرمایه­داری اسپانیا، اسپارتاکیست­های یونان، کمیسیون جوانان آلمان و مقاومت سوسیالیستی انگلستان به عنوان نمایندگان جوان بخش­ها و شاخه­های گوناگون انترناسیونال چهارم در این کشورها رسیده ­است.[
دیگر مقالات:
جایگاه و اشکال مبارزات جوانان در فاز جاری جنبش توده‌ای (اتحادیه سوسیالیستی کارگری):
ضرورت چریک شهری (رفقای نشریۀ آژیر):
جنبش جوانان و جنبش توده‌ای ضد دیکتاتوری (رفیق بهرام آزاد):
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ورودی در اوت 23, 2011 بدست در آلترناتیو شماره پنجم-جنبش دانشجویی-جنبش جوانان فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: