آلترناتیو

ماتم نگیرید! سازماندهی کنید!

امید انقلاب و دگرگونی در سرتاسر جهان عرب
10 پرسش از ژیلبر آشکار

پرسشگر: علی مصطفی/ برگردان: ستاره وارش

علی مصطفی: خاورمیانه از دیرباز در زمره مناطقی بوده که کمترین احتمال وقوع رخدادهایی نظیر یک انقلاب مردمی در آن ها داده می­شده است. اعراب به ویژه سنتّاً به مثابه مردمانی به لحاظ سیاسی کم­بنیه، بی­تفاوت و اکنون ”ناآماده“ برای دموکراسی فهمیده شده­اند. شما فکر می­کنید این خصلت­نمایی­ها چقدر در فهم پایه­ای ما از این منطقه و مردمانش تعیین­کننده و تاثیرگذار است؟
ژیلبر آشکار: فکر می­کنم پاسخ اکنون کاملا روشن شده است. رخدادهای پیاپی خاورمیانه وشمال افریقا تمام تئوری­های مدعیان این مساله که دموکراسی جزئی از ارزش­های فرهنگی اعراب یا مسلمانان نیست، و درعوض آنان به لحاظ فرهنگی به نظام­های استبدادی خو گرفته­اند و مزخرفاتی از این دست را در هم کوبیده است. بیشتر اوقات آنان به سادگی نژادپرست، مستشرق یا اسلام-هراس هستند. این ادعّاها همچنین ممکن است از سوی حکمرانان غربی  به مثابه دستاویزی برای حمایت کردن از حکومت های استبدادی -که بهترین دوستانشان در منطقه هستند، بیان گردد. معهذا خیزش­های اخیر، برای تمام کسانی که چنین دیدگاه­های فرهنگ­گرایانه­ای را تصدیق نکردند و می­دانستند که اشتیاق برای دموکراسی و آزادی امری جهانی است، ابدا شگفت­آور نیست.
علی مصطفی: خیزش­هایی که در سرتاسر جهان عرب رخ داده است، در تونس، مصر، اردن و آن سوترها، عمدتا مردمی، سکولار و دربرگیرنده اقشار و طبقات مختلف جامعه بوده است. آیا به طور بالقوه ما شاهد عروج گونه­ای جدید از       پان­عربیسم هستیم، و یا فقط علل زمینه­ای مشابهی در آن نقش بازی می­کند؟ اگر چنین باشد، چگونه این ایده ”پان عربیسم جدید“، با تجسّم دوران ناصر [و مقایسه آن با شرایط کنونی] نقض می­شود؟
ژیلبر آشکار: نه، من فکر نمی­کنم که هیچ چیز شباهتی به آن قسم از ناسیونالیسم عرب که در دهه 50 و 60 میلادی موجود بود، داشته باشد. این ها دو دوره بسیار متفاوت هستند. البته، احساسات ملی عرب دوباره ”بارگذاری“ و تغذیه شده است، و اگر بشود چنین گفت، این موج در تمام منطقه نیز گسترش پیدا کرده است؛ این موج به طرز      فوق­العاده­ای حس تعلق به یک موقعیت ژئوپولتیکی و فرهنگی یکسان را دامن زده است. در این حس، آگاهی نسبت به تعلّق به یک سپهر ملّی-فرهنگی به واسطه رخدادهای پیاپی مذکور افزایش یافته است، اما این وضعیت با آرمان­های منتهی به اتحادیه عرب که در دهه 50 و 60 میلادی موجود بود -زمانی که باور به امکان متحّد کردن خلق­های عرب برای ایجاد یک کشور واحد و از پسِ ظهور جمال عبدالناصر به طور خاص، بسیار نیرومند بود – قابل مقایسه نیست.
اکنون، آنچه که ما با آن مواجهیم، مجددا یک حس تعلّق به موقعیت ژئوپولتیکی و فرهنگی یکسان است، اما این جنبش، جنبشی از پایین است، و حتی اگر مردم چشم انداز وحدت را در نظر داشته باشند، این بیشتر نزدیک به گونه اروپایی وحدت خواهد بود تا آن قسم دهه پنجاه و شصتی. این وحدت اول از همه، امرِ تغییر رژیم­های عرب به حکومت­هایی دموکراتیک را محقق می­کند، و سپس پروسه دموکراتیک شکل دادن تدریجی یک واحد فدرال میان کشورهای مختلف عرب، یا یک نهاد سیاسی کنفدراتیو. این البته محملی است برای اندیشیدن به آینده. در شرایط کنونی، آنچه که مردم نگران آن هستند، عبارت است از تغییرات دموکراتیک، و آنچه ما داریم مشاهده می­کنیم، تنها یک آغاز است؛ هنوز خیلی با به انجام رسیدن آن فاصله داریم.

علی مصطفی: حدس و گمانه­زنی­های بسیاری تا به امروز درباره پیامدهای دراز مدت انقلاب مصر درباره روابط دیپلماتیک مصر-اسرائیل وجود داشته، اما شما فکر می­کنید این رخدادها به طور خاص برای فلسطینیان چه نتایج خاصی در پی داشته باشد؟
ژیلبر آشکار: فقط می­تواند نتایجی مثبت به حال جنبش فلسطینیان به همراه داشته باشد. نظر به اینکه شما جمع بستید و گفتید ”فلسطینیان“، ما باید دقیقا مشخص کنیم که کدام فلسطینیان را منظور نظر داریم: آیا ما داریم صحبت از دولت خودگردان فلسطینِ محمود عباس و سلام فیّاض یا حماس می­کنیم، و یا خلق فلسطین در کلّیت آن؟ این­ها دو نظرگاه کاملا متفاوت از هم هستند. برای خلق فلسطین و جنبش فلسطینی علی­العموم، درست مانند دیگر مردمان عرب، آنچه که دارد در سرتاسر منطقه اتفاق می­افتد، بهترین اتفاق ممکن است.
موج بلند جنبش توده­ای در مصر به طور بالقوه شرایط بسیار بهتری را برای فلسطینیان فراهم آورده است. رژیم مصر، که در سرکوب فلسطینیان به ویژه در غزّه، با اسرائیل هم دستی و تبانی    می­کرد، توسط اعتراضات توده­ای بسیار ضعیف شده و در این شکی نیست که جنبش مردمی مصر احساس قرابت و همبستگی عمیقی با مردم فلسطین و به ویژه مردم غزّه که درنقاط متعددی به مصر گره خورده­اند، دارد؛ جنبش مردمی مصر در بلند مدت تنها می­تواند آن­ها را منتفع کند.
علی مصطفی: این موج انقلابی در جهان عرب در نهایت برای سیاست خارجی امریکا در خاورمیانه چه نتایجی را می­تواند در بر داشته باشد؟ آیا ما به طور بالقوه شاهد پایان یافتن هژمونی طولانی مدت ایالات متحّده در منطقه هستیم؟
ژیلبر آشکار: نتایج متضاد خواهد بود: تحت­الحمایه­های واشینگتون بیش از پیش به حمایت ایالات متحده وابسته خواهند شد، و این بیش از همه برای شورای همکاری کشورهای حوزه خلیج              -سلطنت­های مطلقه نفتی در حوزه خلیج- اتفاق خواهد افتاد. آن ها تا سر حد مرگ از این موج مبارزات هراسانند، که اکنون به دو کشور این حوزه یعنی بحرین و عمان هم رسیده است، و سلطنت سعودی را نیز متاثر کرده است. این حکومت­ها بیش از پیش به حمایت ایالات متحده تکیه خواهند کرد.
در میان کشورهایی که جنبش در آن ها به راه افتاده است -که این در برگیرنده مصر، به عنوان دومین کشور بزرگ گیرنده مساعدت­های خارجی ایالات متحده در جهان بعد از دولت اسرائیل هم هست- همه چیز به پیامدها و نتایج مبارزات جاری بین حکومت نظامیان از یک سو، و جنبش توده­ای از سوی دیگر بستگی دارد. ارتش کاملا به واشنگتون وابسته است، البته در حالی که جنبش توده­ای نظر خصومت­آمیزی نسبت به این وابستگی و سیاست خارجی ایالات متحده در منطقه دارد. در هر حال، رخدادهای پیش رونده جاری، ضربه شدید وارده به منافع استراتژیک ایالات متحده در خاورمیانه را باز می­نمایاند، حقیقت این است که این رخدادها، موقعیت تحت­الحمایه­گان و موکلین واشینگتون در یکی از حیاتی­ترین مناطق جهان را بی­ثبات کرده­اند؛ این کاملا واضح است.
علی مصطفی: رژیم مصر از سال 1952 عملا به مثابه یک دیکتاتوری نظامی حکومت کرده است، و اکنون ارتش، به عنوان دولت موقت تا زمان انتخابات آزاد و عادلانه­ای که در سپتامبر برگزار می­شود، عمل می­کند. اکنون دقیقا ارتش چه نقشی را ایفا می­نماید، و آیا ارتش نهایتا می­تواند چنان قابل اعتماد باشد که قدرت تماماً به آن واگذار شود، یا این که آن­ها صرفا دیکتاتور را قربانی کردند تا دیکتاتوری را نجات دهند؟
ژیلبر آشکار: آن­ها در واقع مانند تعداد معینی فیوز هستند که می­توانند به منظور خنثی کردن جنبش توده­ای جایگزین شوند. این روند توسط خودِ مبارک و با عزل حکومت و گماردن نخست­وزیر دیگری که کابینه جدید را تشکیل داد شروع شد؛ پس از آن، رهبری حزب حاکم مجبور به استعفا شد و سپس، مبارک خودش تحت فشار جنبش توده­ای ناچار به ترک صحنه شد؛ و اکنون، ارتش کابینه را بازسازی کرده است. اما همه این تغییرات به حد کافی برای جنبش توده­ای متقاعد کننده نیست و بیش از این را می طلبد: آن­ها تغییرِکامل حکومت را می­خواهند، بی آن که اثری از رژیم سابق در آن باقی مانده باشد.
فراتر از آن، مردم می­خواهند که یک کمیته نظارت بر انتخابات ریاست­ جمهوری، مرکب از اکثریت شهروندان تنها با یک نماینده از ارتش، برای دوران گذار تشکیل شود. آن­ها هم چنین خواستار تشکیل مجلس موسسان [برای تدوین قانون اساسی جدید] شده­اند، در حالی که ارتش این خواسته را با ایجاد یک کمیته دور زده، که قرار است برخی اصلاحات و تجدید نظرها در قانون اساسی را اعمال و آن را برای همه­پرسی عمومی عرضه کند. حتی اگر ارتش وعده دهد که پارلمان بعدی پیش­نویس یک قانون اساسی جدید را آماده خواهد کرد، این طرح کاملا متفاوت از چیزی است که مردم می­خواهند.
 مساله مهم دیگر تاریخ بعدی انتخابات پارلمان است: ارتش که از پشتیبانی اخوان­المسلمین برخوردار است، می­خواهد آن­ها را برای ماه ژوئن آماده کند، این در حالی است که رهبران جوان خیزش توده­ا­ی می­خواهند انتخابات پارلمان را برای چند ماه به تعویق بیندازند تا نیروهای جدید سیاسی خودشان را سازمان دهند و آماده شوند. واضح است که آن چه ارتش تلاش می­کند به منصه اجرا بگذارد دقیقا آن چیزی است که واشینگتون ”انتقال منظّم قدرت“ می­نامد، و این تنها با ابقاء ارتش مقتدری که همه چیز را تحت کنترل دارد میسّر است. از آن جایی که رهبران جوان چنین نظرگاهی را تصدیق نمی­کنند، ما شاهد کشمکش میان دار و دسته نظامیان و جنبش مردمی هستیم.
علی مصطفی: اکنون مشخص است که مبارزات توده­ای در اوایل انقلاب مصر، عمدتا به وسیله جوانان هماهنگ و سازماندهی می­شده­است، اما نقش کارگران و طبقه کارگر تا به امروز چه بوده و شما نقشی که در آینده ایفا می­کند را چطور می بینید؟
ژیلبر آشکار: اگر شما به مقطعی اشاره می­کنید که در 25 ژانویه اعتراضات توده­ای از آن آغاز شد، محققاً نقش کلیدی را در آن لیبرال­ها و گروه­های اپوزسیونی جناح چپ مانند جنبش جوانان 6 آوریل ایفا کردند، که به ”ائتلاف ملّی برای تغییر“ که با محوریت البرادعی تشکیل شده مرتبط است. همه این افراد نقش قاطعی در سازمان دادن این جنبش در این زمان ایفا کردند. اما خودِ جنبش جوانان 6 آوریل در هم بستگی با اعتصابات کارگری زاده شد که از سال 2006 به این پیش آمده است. این جنبش در سال 2008 و درست پس از روزی   نام­گذاری شد که آنان تلاش کردند یک اعتصاب عمومی سراسری در حمایت از جنبش کارگری را سازمان دهند.
اکنون پروسه انتقال دارد وارونه اتفاق می­افتد: در وقایع 25 ژانویه، جنبش جوانان 6 آوریل و دیگر نیروهای سیاسی، ابزاری برای راه اندازی اعتراضات بودند، اما اندکی پس از اعتراض، کمی پیش از آن که مبارک صحنه را ترک گوید، کارگران شروع کردند به پیوستن به جنبش، نه تنها به مثابه تظاهرکنندگان، که از روز اول چنین بودند، بلکه به مثابه اعتصاب­کنندگان. موج اعتصابات حقیقتاً پیش از آن که مبارک استعفا دهد بالا گرفته بود، و این کاملا محتمل است که این اعتصابات نقش ویژه­ای در سرعت بخشیدن به رفتار نهایی وی در ترک صحنه و اعطاء قدرت به ارتش بازی کرده باشد. اعتصابات -به موازات فرمول بندی مطالبات بوسیله اصناف مختلف کارگران، پروسه ساختن     اتحادیه­های کارگری مستقل، و این خواست محوری که کنترل دولتی اتحادیه­ها باید از میان برود- هم­چنان علی رغم تهدیدات ارتش یا انصراف بخش­هایی از اپوزسیون نظیر اخوان­المسلمین که حمایت از فراخوان­ها را متوقّف کرده­اند، ادامه دارد. روند این وقایع هنوز پیش­رونده است و نشان   می­دهد که کارگران بخش بسیار قدرتمندی از این جنبش هستند.
علی مصطفی: ضمن تاکید زیاد بر اهمیت اخراج مبارک، چه بیمی هست که اکنون که او رفته و فراخوان­های متعدد به ”ثبات“ و ”نظم“ [از سوی هیات حاکمه] رو به فزونی دارد، انقلاب مصر شتاب اولیه خود را از دست بدهد و در وضعیت موجود منجمد شود؟
ژیلبر آشکار: یک نگرانی می­تواند این باشد که زمانی که مبارک صحنه را ترک کرد، شتاب روند انقلاب از دست برود، اما آنچه که ما تا کنون دیده ایم به هیچ وجه چنین خط سیری را نشان     نمی­دهد. بسیج نیروی مردمی هر جمعه هنوز بسیار گسترده است و جنبش تمایلی به متوقف کردن نبرد ندارد. بسیج بیشتری هم برنامه­ریزی شده است و ما در مرحله بعدی که فرا می­رسد خواهیم دید، من مطمئن هستم. این اساسا آن چه پیشتر گفته بودم را تأیید می­کند: این­که پروسه انقلابی پیشِ رو، از هر جهتی که بخواهیم بدان بپردازیم یک انقلاب به کمال رسیده نیست؛ این انقلاب هنوز ادامه دارد و نتایج و پیامدهای مختلفی هنوز محتمل است. خواه این که ارتش تماماً زمام امور را به دست بگیرد و خودش ”انتقال منظم قدرت“ مدل واشینگتونی را تحمیل کند، یا این که جنبش توده­ای در اعمال تغییرات رادیکال پیروز شود. ما خواهیم دید اما در شرایط کنونی، در پرتو آن­چه که تا این لحظه دیده­ایم،  دلایل برای خوش بین بودن، بیش از بدبینی موجود است.
علی مصطفی: ما بخش­های متقاطع بسیاری در مراحل اولیه انقلاب مصر داریم، برای نمونه پیر/جوان، زن/مرد، مسلمان/مسیحی و… چشم­انداز این روند پویا و پیش­رونده در دوران پسامبارک چیست، و با چه چالش­هایی رو به آینده مواجه خواهد شد؟
ژیلبر آشکار: من هیچ شکافی در امتداد خطوط پیر/جوان، زن/مرد یا حتی مسلمان/مسیحی در آینده نزدیک نمی­بینم. من نمی­گویم که هیچ شکافی در آینده ایجاد نخواهد شد، اما بر اساس آن­چه تا کنون دیده­ایم، خطر چنین شکاف­هایی بسیار ناچیز به نظر می­رسد. تنها خطر واقعی در میان مواردی که شما ذکر کردید تقویت تنش های میان مسلمان/مسیحی می­تواند باشد، چرا که این تنش­ها پیش از شروع رخدادهای انقلابی نیز وجود داشته است. اما از سوی دیگر بسیج نیروهای اعتراضی ثابت کرده که توانسته به نحو اعجاب انگیزی التیام دهنده اختلاف­ها و مفارقت­ها باشد. ما تجلّی دوستی میان مردمان دارای ریشه­های مسلمان و مسیحی را دیده­ایم، و حتی نیروی بنیادگرایی مانند اخوان­المسلمین هرگونه فرقه­گرایی در درون جنبش را به کناری نهاده بود.
در این مرحله، نکته کلیدی اتحاد یا جدایی بر طبق چنین خطوط هویتی نیست، بلکه بر اساس خطوط سیاسی و نیز طبقاتی است؛ این اتحاد نیروهای اپوزسیون است که در اصطلاح سیاسی، دچار تهدید شده است. ارتش در تلاش است که بخشی از اپوزسیون را برای هم دستی با خودش بخرد؛ آن­ها از قبل تعداد محدودی نماینده از اپوزسیون قاونی را به درون حکومت آورده­اند، و می­کوشند ضمانت و پشتیبانی اخوان­المسلمین را به دست بیاورند و آن­ها را نیز در ”انتقال منظم قدرت“ درگیر و شریک نمایند. ارتش می­کوشد وحدت اپوزسیون را در هم بشکند، و البته، ما هم      نمی­توانیم شرط ببندیم که این وحدت به طور نامحدودی می­تواند ادامه پیدا کند. در شرایط کنونی، دموکرات­های رادیکال و نیروهای جناح چپ در جنبش هنوز می­توانند راه را نشان دهند و برای تغییرات رادیکال­تر نیرو بسیج کنند.
علی مصطفی: ما دیده­ایم که خیزش انقلابی در خاورمیانه فراتر از آن چه همه تصور می­کردیم بالیده است و اکنون با سرعت در لیبی، الجزایر و مراکش در حال گسترش است. آیا به زعم شما انتظار آن می­رود که در کشورهایی چون لبنان، سوریه و عربستان که هنوز چنین خیزش­های انقلابی رخ نداده است نیز، اعتراضات توده­ای به وقوع بپیوندد؟
ژیلبر آشکار: اعتراضات توده­ای در هر نقطه­ای که رژیم­های دیکتاتوری وجود دارد، در حال قوت گرفتن است. لبنان کشوری است که شما در آن انتخاباتی طبق قاعده و منظم و نسبتا منصفانه  می­بینید، و در این کشور اکثریت فعلاً تحت سلطه حزب­الله هستند، که این شرایط کاملا متفاوتی را ایجاد می­کند. با این وجود، تظاهراتی اخیرا در بیروت سازماندهی شده است که علیه فرقه­گرایی و با خواست سکولاریسم بوده است. زمانی که به دیگر رژیم­های استبدادی در کشورهای عربی نگاه    می­کنید، دو مورد از میان آن­ها کشورهایی هستند که اعتراضات مردمی در آن­ها به جوش و خروش آمده­اند، اما توسط رژیم­های به شدت سرکوبگرشان مهار شده­اند: پادشاهی سعودی از یک سو، و سوریه از سوی دیگر.
من در سخنرانی­ام در 13 فوریه، چنین بیان کردم که در کشورهایی نظیر سوریه و لیبی، احتمال شورش­های انفجاری، منحصراً به سبب سرشت ستمگرانه و ددمنشانه رژیم­هایشان کمتر از دیگر کشورهای منطقه بوده است؛ من هم چنین اضافه کردم که، اگر خیزشی در این کشورها واقع شود، رخدادها به مراتب خونین­تر از تونس و مصر رقم می­خورد، و این دقیقاً چیزی است که اکنون در لیبی دارد رخ می دهد.
مشابه این می­تواند درباره سوریه و عربستان سعودی گفته شود. در چنین کشورهایی، اعتراضات توده­ای ممکن است شروع به گسترش کند، به ویژه اگر خیزش لیبی موفقیت آمیز شود -واقعیتی که مطمئناً جنبش اعتراضی را تشجیع می­کند.   رژیم­های این کشورها و نیز دیگر نقاط در جهان عرب، اکنون ترتیبِ اعطاء هرگونه امتیازی که بازدارنده اعتراضات باشد را می­دهند، افزایش دستمزدها و وعده دیگر سیاست­های اجتماعی، چرا که این رژیم ها تا سر حد مرگ می­ترسند که موج خیزش­های دموکراتیک به کشورهای آنان نیز برسد. هیچ یک از این کشورها در جهان عرب نمی­توانند احساس مصونیت کنند- حتی در کشورهایی مانند لبنان و عراق که در آن­جا شما امکان­هایی برای جابه­جایی در قدرت از طریق انتخابات در اختیار دارید. در عراق جنبش اعتراضی رو به گسترشی دیده شده است که نه برای انتخابات آزاد، بلکه با خواست­های اجتماعی و اقتصادی به وقوع پیوسته است.
علی مصطفی: ما نشانه­هایی داریم که انقلاب مصر و دیگر خیزش­های سرتاسر جهان عرب، ممکن است کشورهای مربوطه­شان و تا حدی هژمونی گسترش یافته ایالات متحده را در منطقه مورد اصابت قرار دهند، اما شما چه پیامدهای گسترده­تر جهانی برای این رخدادها می­بینید، آیا چیزی وجود دارد؟ آیا روی هم رفته این رخدادها به هر طریق، چالشی را برای نظم مسلّط نئولیبرال به همراه دارد؟
ژیلبر آشکار: خیزش­های پیش­رونده جاری، نتیجه بلافصل تغییرات اقتصادی و اجتماعی است که نئولیبرالیسم ایجاد کرده است، مطمئن باشید، اما این ها هنوز چالش عمده ای برای نظم نئولیبرال جهانی و حتی منطقه­ای نیستند. اگرچه ما در میان اعتراضات  -نظیر مصر و بسیج نیرو توسّط کارگران- پویایی­هایی را شاهد هستیم که به حق علیه نسخه­های اقتصادی نئولیبرالی به وقوع می­پیوندند، اما این وجه دموکراتیک مبارزات است که تا کنون غالب شده است. بنابراین بُعد جهانی این شوک در حال حاضر بیشتر مرتبط با دموکراسی است تا مطالبات اجتماعی؛ ضربات آن حتی اکنون به چین هم دارد می­رسد. این، آن جاییست که خواست دموکراسی راضی کننده است، چرا که داریم مشاهده می­کنیم که تاثیرگذاری این خواست، به عنوان قوی­ترین فاکتور در این مرحله عمل کرده است.
قدرت­های کشورهای عربی دارند تلاش می­کنند که این جنبش را در محدوده دموکراسی سیاسی نگه دارند و مانع از آن شوند  که این جنبش­ها فراتر از این برود و به مراحل اقتصادی و اجتماعی برسد. اما به هر حال این یک پتانسیل مهم در منطقه است و این نکته بحث ام را تکرار می­کنم که، ما هنوز در قلب روند انقلابی هستیم و این نبرد هم چنان ادامه دارد؛ این روند ممکن است سرانجام به سمت یک چالش بزرگ برای هدف قرار دادن نظم اقتصادی نئولیبرال بچرخد، به ویژه در تونس و مصر که طبقه کارگر عامل مهم و برجسته ای در این روند می باشد.
*اصل این مصاحبه در نشریه کانادایی ”New Socialist“ منتشر شده است.
*مصطفی علی، روزنامه­نگار بدون مرز، نویسنده و فعال رسانه ایست. او هم چنین سردبیر مجله اینترنتی ”New Socialist“   است. او ساکن کانادا است. دیگر نوشته های او در این لینک قابل دسترسی است:
*ژیلبر آشکار در لبنان پرورش یافت و اکنون در دانشکده مطالعات آسیا و افریقای لندن، علوم سیاسی تدریس می کند. پر­فروش­ترین کتاب وی ”برخورد توحش­ها“ ویرایش دوم است که در سال 2006 منتشر شد، و در کنار آن، کتاب گفتگوهای وی با نوآم چامسکی درباره خاورمیانه، ”قدرت خطرناک“ قرار دارد. او در نوشتن کتاب ”جنگ سی و سه روزه: جنگ اسرائیل علیه حزب الله و تبعات آن“  همکاری داشته است. آخرین کتاب وی ”اعراب و هولوکاست: روایت های جنگ عرب- اسرائیلی“، چاپ نیویورک در سال 2010 است.
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ورودی در ژوئن 22, 2011 بدست در مصاحبه - ژیلبر آشکار- آلترناتیو شماره سوم فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: