آلترناتیو

ماتم نگیرید! سازماندهی کنید!

آیا چپ باید از مداخله نظامی در لیبی پشتیبانی کند؟

الکس کالینیکوس


حمله کشورهای غربی به لیبی باعث بروز اختلافاتی بین نیروهای چپ شده است. این تعجب­آور نیست. اگر ما به جهان عرب نگاهی بیاندازیم،ترکیبی از نفرت گسترده از معمر قذافی و حمایت از انقلاب، مخالفت با استفاده از قدرت نظامی غرب علیه نیروهای او (قذافی) را محدود نموده است.
هوشمندانه‌ترین موضعی که تاکنون در مورد حمایت از حملۀ نظامی صورت گرفته به وسیله دوست قدیمی من ژیلبر آشکار بوده است. ژیلبر به عنوان دشمن ثابت قدم امپریالیسم غرب این گونه استدلال می‌کند که این موقعیتی ویژه است که در آن نیروهای ضد امپریالیست باید تن به سازش بدهند.(1)
ژیلبر حق دارد، نیروهای انقلابی در برخی مواقع باید این آمادگی را داشته باشند که از قدرت­های امپریالیست کمک بگیرند.
بلافاصله پس از انقلاب 1917 روسیه، در زمانی که تهاجم نظامی آلمان بقای اتحاد جماهیر شوروی تازه تولد یافته را تهدید می­کرد، بریتانیا و فرانسه پیشنهاد کمک ارائه کردند. لنین به کمیتۀ مرکزی حزب بلشویک نوشت: ”خواهش می‌کنم رأی من را به نفع دریافت سیب زمینی و اسلحه از دزدهای امپریالیست آنگلو-فرانسوی منظور کنید.“ (2)
ژیلبر همچنین محق است که ادعای بعضی از چپ‌هاکه قذافی را به هر حال فردی مترقی می‌دانند و رهبری انقلاب در بنغازی را به القاعده منتسب می­کنند را رد کند. او می‌پرسد ”آیا کسی می تواند ادعا کند که به اردوی چپ تعلق دارد و در عین حال درخواست حمایت یک جنبش مردمی را نادیده بگیرد؟ حتی اگر این حمایت بوسیله پلیس-راهزن‌های امپریالیست صورت بگیرد، آن هم در زمانی که نوع حمایت تقاضا شده از نوعی نیست که موجب اعمال کنترل سراسری بر کشور آنها شود؟“
این همان نقطه‌ای است که می­خواهم روی آن دقیق شوم مخصوصا وقتی که ژیلبر ادعا می‌کند که ایالات متحده، فرانسه و بریتانیا تحت فشار افکار عمومی برای ممانعت از قتل­عام در بنغازی مداخله نظامی کرده‌اند.
این را با توضیحات ”فیلسوف“ دست راستی فرانسوی، برنارد هنری لوی مقایسه کنید.
او درنشریه آبزرور هقته قبل در مورد نقش خود در ترغیب سارکوزی رئیس جمهور فرانسه برای حمله غرب به لیبی اغراق کرده و می نویسد: ”آنچه در این امر اهمیت دارد اصل مداخله بشردوستانه {نقض حق حاکمیت یک کشور در صورتی که حقوق بشر در آنجا به حد افراط نقض گردد} می­باشد که به رسمیت شناخته شده است“. (3)
پشتیبانی
برای برنارد هانری لوی آنچه مهم به شمار می­رود ”سیاست مداخله­گری“ است که او بدان اشتهار دارد. او به این سیاست به مثابه یک فرصت برای بازسازی و تقویت ایده دفاع و پشتیبانی مطروحه توسط تونی بلر بعد از فاجعه عراق می‌نگرد، که قدرت‌های غربی این حق را دارند تا به کشورهایی که می‌پندارند قوانین آنها را نقض کرده­اند، حمله نظامی نمایند.
اما حداقل تا آنجا که به ایالات متحده بر می­گردد، این دلیل اصلی مداخله نظامی نیست.
ژیلبر این ادعا را که قذافی نمی‌خواسته اجازه ادامه دسترسی کمپانی­های غربی به نفت لیبی بدهد را به شدت رد می­کند. من هم موافقم، مسئله اصلی نفت نیست. ایالات متحده به لیبی یورش می‌برد تا در مقابل موج انقلاب‌های جهان عرب که نظام سلطه‌اش را تهدید به نابودی می‌کند، بایستد.
یکی از مشاوران کاخ سفید به تایمز مالی چنین گفته: ”مکانی که در خاورمیانه کمترین علاقه را به آن داریم لیبی است…“ او با اشاره به جزیره‌ای سلطنتی که میزبان ناوگان پنجم ارتش آمریکا است و ریسک درگیر شدن در کشمکش بین دو کشور ثروتمند نفتی عربستان سعودی و ایران را برای ایالات متحده بالا برده، می‌افزاید ”جایی که ما بیشترین منافع را در آن داریم بحرین است.“ (4)
سرکوب قیام بحرین توسط نیروهای نظامی عربستان، تلاش حاکمان سعودی و دیگر اتوکراسی‌های خلیج برای به عقب راندن موج انقلاب را باز می‌نمایاند. باراک اوباما و دولت او قویا سرکوب در بحرین و نیز یمن را مورد انتقاد قرار داده‌اند.
آنها امیدوارند تا از این انقلاب­ها برای بازسازی جوامع عرب در امتداد خطوط نولیبرالی باثبات­تر استفاده نمایند. مواجهه با قذافی راهی برای ایالات متحده است که هم خود را با این انقلاب‌ها پیوند بزند و هم به سیاست آنها شکل دهد.
لوی جلسه­ای از انقلابیون در بنغازی و چگونگی ترغیب آنان برای درخواست کمک از غرب را شرح می‌دهد. بدون شک او لاف می­زند، اما این داستان نشان از تقلای شگرفی دارد که برای نفوذ در انقلاب‌ها در جریان است.
استدلال نهایی که هم ژیلبر و هم لوی از آن سود جسته­اند این است که مداخله نظامی در لیبی از قتل­عام در بنغازی جلوگیری کرد. حقیقت تلخ این است که قتل­عام‌ها یکی از خصوصیات مزمن سرمایه­داری است و افسوس که چپ انقلابی برای متوقف کردن آنها بسیار ضعیف است.
تا زمانی که ما نیرومندتر شویم، حداقل می‌توانیم با وضوحی سیاسی نشان دهیم که چه چیز واقعا در خطر است.


1 Gilbert Achcar, “A Legitimate and Necessary Debate from an Anti-Imperialist Perspective”, ZNet, 25 March 2011,
ژیلبرآشکار ”مباحثه­ایمشروعوضروریازجانبدورنماییضدامپریالیستی“
2 The Bolsheviks and the October Revolution: Central Committee Minutes of the Russian Social-Democratic Labour Party (Bolsheviks) August 1917-February 1918 (London, 1974), p. 215
بلشویک­هاوانقلاباکتبر: خلاصه مذاکرات کمیته مرکزی حزب سوسیال­دموکرات روسیه (بلشویک) اگوست 1917 تا فوریه 1918
3 K Willsher, “Libya: Bernard-Henri Lévy Dismisses Criticism for Leading France to Conflict”, Observer, 27 March 2011,
4 Richard McGregor and Daniel Dombey, “Foreign Policy: A Reticent America”, Financial Times, 23 March 2011
نشریه کارگر سوسیالیست، 29 مارس 2011
Advertisements

1 دیدگاه برای “

  1. ارون سلطان
    ژوئیه 4, 2011

    من ارون از کابل مینویسم.به نظر من چپ که قدرت را در کشور نداشته باشد نباید از امپریالیزم کمک بخواهد، چون این واضح است که اگر امپریالیزم بر دولت که علیه آن میجنگد پیروز شود هرگز چپ را بقدرت نمیرساند، بلکه برعکس از هر راه تلاش خواهد کرد که نیروی دیگر را جانشین آن کند. شما مثال از لنین زدید اما حزب بلشویک روسیه قدرت را در دست داشت و کمک از امپریالیزم انگلستان و فرانسه را برای نگهداشت قدرت خود خواست. اما در لیبی اوضاع کاملاً فرق دارد. در حالت که چپ لیبی قرار دارد کمک غیر مستقیم نظامی و مالی را باید قبول کند اما از حمله مستقیم نظامی امپریالیزم نباید پشتبانی کند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ورودی در ژوئن 22, 2011 بدست در لیبی، ناتو، آلترناتیو، الکس کالینیکوس، ترجمه، سیاست روز، شماره 2 فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: