آلترناتیو

ماتم نگیرید! سازماندهی کنید!

چه باید کرد؟
(اپوزیسیون چپ در تبعید ایران، وضعیت جاری و تکالیف کنونی کمونیست‌ها)
بخش اول
 
 
الف) طرح مساله
طی هفته‌ها و ماه‌های گذشته بار دیگر بحث شکل‌دهی به ”یک قطب سیاسی چپ“ در بین اپوزیسیون چپ در تبعید ایران مطرح شده است. (1) در دو دهۀ گذشته (2) و در مقاطعی خاص و به ویژه پس از بحران و برآمدهای سیاسی در داخل کشور، بارها و بارها شاهد طرح چنین مباحثی در سطح اپوزیسیون چپ بوده‌ایم که هر بار در بین راه و پس از فروکش و یا دگرگونی مولفه‌های محرک چنین بحث‌هایی (عمدتا محرک‌های مربوط به داخل کشور)، عمدتا نیمه­کاره و در بین راه رها شده‌اند و علی‌رغم ایجاد فضای مثبت و روحیۀ سازنده در آغاز کار، در نهایت عملا به آشفتگی‌های موجود در این عرصه دامن زده‌اند. این‌گونه طرح‌ها و ایده‌ها معمولا از چرخۀ حیاتی معینی، آن هم عمدتا در فضای مجازی، برخوردارند. این چرخۀ حیاتی را می­توان به این شکل خلاصه و مرحله‌بندی نمود:
با هر برآمد مبارزات سیاسی و اجتماعی در داخل کشور، ضعف مفرط چپ واقعا و بالفعل موجود ایران (یعنی همان گروه‌ها و احزاب اپوزیسیون چپ در تبعید) در پیوند با واقعیت‌های سیاسی و اجتماعی جامعۀ ایران و ناتوانی آنان در پاسخ­گویی به اقتضائات و نیازهای مبارزۀ طبقاتی زنده و جاری آشکار می‌گردد.

با آشکار شدن این ناتوانی، بی‌ارتباطی و عدم موضوعیت، بحث لزوم وحدت، همبستگی و یا نزدیکی بین سازمان­ها و احزاب موجود در بین لایه‌های گوناگون اعضا و هواداران داخل و خارج کشور این احزاب و به ویژه داخل کشوری‌ها مطرح می‌شود و بالا می­گیرد. محتوای مشترک این طرح‌ها و ایده‌ها، در کنار هم قرار گرفتن تعدادی از این احزاب و سازمان‌ها حول یک بیانیه مشترک و معمولا بی‌خاصیت در رابطه با مسائل بسیار کلی و بدیهی (تئوریک یا سیاسی) بدون هیچ‌گونه تغییر کیفی در ساختار سازمانی و سیاست‌های آن‌ها و با تاکید مکرر و پررنگ بر حفظ ”استقلال کامل“ تشکیلاتی و تصمیم­گیری هر یک از این اجزای تشکیل‌دهنده است.
طولانی‌شدن بحث­های اولیه و مراحل مقدماتی (نشست‌ها و“هم‌اندیشی“‌های احتمالی و …) طرح با روند افت و فروکش مبارزات اجتماعی در داخل هم‌زمان می­گردد و یا به نتیجۀ مشخصی دست نمی‌یابد. طرح و ایدۀ اولیه رفته رفته یا به دست فراموشی سپرده می‌شود و یا از آن چند بیانیه و میثاق مشترک و یک نام و عنوان در کنار اسامی گروه‌های موجود باقی می‌ماند. (3)
در نفس مثبت بودن هم­گرایی بین گروه­های شکل‌دهندۀ این بخش از جنبش کمونیستی ایران (4) و نیز در نیت خیر رفقای بانی این طرح­ها هیچ‌گونه شکی وجود ندارد. اما نتایج عینی نشان می‌دهند که طرح‌هایی از این دست را در نهایت می‌توان واکنشی خود انگیخته (و بعضا احساسی در بدنۀ این گروه­ها) (5) به ضعف­ها و بحران­های اپوزیسیون چپ محسوب داشت و نه در انداختن طرحی برای دستیابی به راه حل و رفع اساسی این معضلات. بگذریم از ناامیدی و سرخوردگی‌یی که چنین نتایجی ممکن است در بین مشتاقان همکاری و هماهنگی بیشتر بین احزاب و سازمان‌های چپ ایجاد کند. به باور ما دلیل اصلی ناکامی طرح­هایی از این دست را باید در این واقعیت دید که آنها دلایل اصلی معضلات و بحران­های موجود جنبش کمونیستی را نشانه نمی‌گیرند و به انحاء گوناگون سعی در نادیده گرفتن و یا دور زدن آن‌ها دارند. در حقیقت این طرح‌ها وضعیت و صف­بندی و آرایش کنونی اپوزیسیون چپ در تبعید ایران را به عنوان پیش فرض و پایۀ اصلی پاسخ‌گویی به معضلات و مسائلی در نظر می‌گیرند که خودِ همین وضعیت و صف‌بندی، بخش مهمی از صورت آن‌ها را تشکیل می‌دهد. هدف ما در این سلسله مقالات، بررسی همین زنجیرۀ موضوعات مرتبط با همی است که شکل‌دهندۀ بخش عمده‌ای از بحران‌ها و معضلات کنونی جنبش کمونیستی ماست.
همان گونه که در ابتدای مطلب اشاره شد، پس از آغاز روند اعتراضات مردمی سال 1388 در ایران، دوباره بحث‌هایی از این دست در خصوص لزوم و فایدۀ ”هم­گرایی“ و ”اتحاد“ در بین فعالین و سازمان‌های چپ و کمونیست داخل و خارج کشور رونق یافته است. اهمیت و ابعاد اعتراضات سال 1388 (و تداوم آن در ایامی نظیر 25 بهمن سال 1389)، منجر به ایجاد موج­ها و واکنش­هایی جدی­تر و با دوام و طول عمر بیشتر در صفوف جنبش کمونیستی شده است که دلیل آن را می‌توان واقعیت‌های زیر دانست:
اعتراضات سال‌ 1388 و موج­های پس از آن را می‌توان نخستین امواج و خیزش‌های بزرگ مبارزۀ سیاسی و اجتماعی در تاریخ معاصر ایران محسوب داشت که ”چپ“ در آن نفوذ و تاثیر مهم و قابل توجهی نداشته و ”خطر کمونیسم“ بر بالای سر آن احساس نمی‌شده است. برای دریافتن اهمیت این مساله، باید آن را در این واقعیت ضرب کرد که این سلسله اعتراضات (1388 و پس از آن) را می‌توان عمده‌ترین و بزرگ‌ترین اعتراضات مردمی در مقابل رژیم جمهوری اسلامی از خرداد 1360 به این سو محسوب کرد.
مهاجرت تعدادی از چهره‌های ”روشنفکر“ی و ژورنالیستی منتسب به ”جنبش سبز“ و شکل‌گیری جریانی در حمایت از این ”جنبش“ در خارج از کشور، عملا این عرصه از مبارزات را نیز در مدت کوتاهی از کنترل نیروهایی که سابقۀ چند دهه فعالیت ”متشکل“ و ”متحزب“ سیاسی در اروپا و آمریکا داشتند، خارج ساخت و آنان را، حداقل برای مقطعی، در موضع کاملا دفاعی قرار داد: چپ‌هایی که به درستی بر استقلال از ”جنبش سبز“ در عین حمایت از اعتراضات مردمی تاکید می‌کردند (6)، توانایی سازماندهی اعتراضات مستقل از آن و هم‌سنگ آن را نداشتند و بخش عمده‌ای از سلطنت­طلبان و ناسیونالیست­ها و جمهوری‌خواهان و … نیز به زائدۀ بی‌هویت آن بدل شدند. درست است که حمایت‌های وسیع رسانه‌ای و تبلیغی و مالی غرب در دست بالا پیدا کردن این جریان نقشی اساسی داشت اما این واقعیت را تماما نمی‌توان با استناد به این فاکتور توضیح داد و برای تبیین صحیح آن می‌بایست در جستجوی عوامل دیگری بود.
در چنین بستری است که معضلات و بحران‌های دیرین چپ در اشکالی جدید و با برجستگی بیشتری سرباز کرده و رخ نموده‌اند. راه‌حل‌های ارائه شدۀ تا کنونی نیز از تناقضات اساسی رنج می‌برند و تا کنون بی‌تاثیر مانده‌اند. در سلسله مقالاتی که در این ستون منتشر خواهند شد، به ارزیابی و تحلیل وضعیت کنونی و وظایف راهبردی کمونیست‌ها در بطن و بستر آن خواهیم پرداخت و با این محک و معیار به نقد و ارزیابی رفیقانۀ کارنامه و موقعیت فعلی اپوزیسیون چپ در تبعید ایران می‌نشینیم.
 
پانوشت‌ها
1. برای مثال نک به متن پیاده شدۀ مصاحبۀ صلاح مازوجی با برنامه حزب و فعالین در تلویزیون کومله با عنوان ضرورت شکل دادن به قطب سیاسی چپ، سایت کومله (www.komalah.org)، 24 ژانویه 2011
2. بعدا توضیح خواهیم داد که دو دهه قبل یعنی اتمام جنگ 8 ساله با عراق، قتل‌عام زندانیان سیاسی و روی کار آمدن دولت اول هاشمی رفسنجانی را به عنوان مبدا بحران متاخر جنبش کمونیستی در نظر می‌گیریم.
3. به عنوان مثال نک به بولتن اتحاد نیروهای چپ کارگری، ش1، شهریور 73 و همین‌طور پلاتفرم اتحاد چپ کارگری،
بحثی مقدماتی در ضرورت رسانۀ آلترناتیو، همایون ایوانی، 28 مارس 2002، مندرج در وب‌سایت گفت‌وگوهای زندان(www.dialogt.net)،
بحث‌های پیرامون اتحادیۀ انقلابی نیروهای کمونیست و چپ ایران مثلا در این مقاله: در لایروبی طویلۀ اوژیاس، ابراهیم نیاکان، وب‌سایت فداییان اقلیت، 30 نوامبر 2005 (وب‌سایت مربوط به این ”اتحاد“ تعطیل شده است)،
طرح پیشنهادی در جهت وحدت کمونیست‌های ایران، وب سایت پیوند (www.peywand.org)، 17 اردیبهشت 1388
4. از این تعبیر از این رو استفاده شده است که ما اپوزیسیون چپ در تبعید ایران و گروه‌های تشکیل دهندۀ آن را تنها شکل‌‌دهندۀ بخشی از جنبش کمونیستی ایران می‌دانیم و نه کلیت آن.
5. به عنوان مثال جمعی از هواداران چند حزب و سازمان کمونیست در داخل کشور در تیر ماه سال 1388 وبلاگ‌های مشترکی تاسیس کردند و در آن احزاب متبوع خود را به نزدیکی هر چه بیشتر فراخواندند. متاسفانه وبلاگ این رفقا از مرداد ماه 1388 یعنی تنها یک ماه پس از اعلام موجودیت تا کنون به روز رسانی نشده است. برای آشنایی بیشتر با این جمع از رفقا و مواضع آن‌ها مراجعه کنید به:
اتحاد هواداران سازمان های چپ و کمونیست ایران(داخل کشور)
مواضع این رفقا آینۀ تمام نمایی از فضای ذهنی فعالین صدیق کمونیست در داخل کشور است که از یک سو با واقعیات سیاسی و اجتماعی جامعۀ ایران و مرحلۀ کنونی مبارزات طبقاتی مواجه هستند و اشتیاق و آرزوی آن را دارند که از موضع کمونیستی بتوانند بر آنها تاثیر بگذارند و نقش‌آفرینی کنند و از سوی دیگر بی­ربطی صف‌بندی­ها و بخش بزرگی از مشغله­های اپوزیسیون چپ در تبعید را با این واقعیات مشاهده می­کنند و برای اصلاح این وضع چاره­ای جز مراجعه به خود این گروه‌ها نمی‌شناسند و در نهایت طرفی از این مراجعه و مطالبه بر نمی‌بندند. برای اطلاعات بیشتر نک به ضمیمۀ شمارۀ 1 همین نوشته که بیانیه اعلام مواضع همین جمع از رفقاست.
6. بخش دیگری از چپ با بورژوایی خواندن این اعتراضات، شرکت در آن را اصولا خطایی فاحش اعلام کرد. در مقالات بعدی به این مساله بیشتر خواهیم پرداخت.
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ورودی در ژوئن 22, 2011 بدست در چه باید کرد، آلترناتیو، اپوزیسیون چپ، استراتژی انقلابی، سرمقاله، شماره 2 فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: