آلترناتیو

ماتم نگیرید! سازماندهی کنید!



مشاهداتی در باب  جنبش کارگری مصر و وضعیت طبقه کارگر




صدایی به گوش می رسد… نوای از هم گسستن زنجیرهای به هم تنیده فرودستان در سرزمین های نکبت زده پیرامونی…در خاورمیانه عفونی، در آفریقای داغ لعنت خورده… ؛ صدایی که تا عمق وجود دشمنان مردم رسوخ کرده و رعشه بر بدن‌های فربه‌شان افکنده است. تاریخ چنان پیش رفته است که ”کابوس انقلاب“ چُرت امپریالیست ها را بی رحمانه پاره کرده است. شعار ”نان، کار، آزادی“ با مشت های گره کرده به شعار مرگی خطاب به دیکتاتورها بدل شده است! شاید اینجا دیری نپاید که به آخرالزمان کاپیتالیسم بدل شود.
– این انقلاب ها با خصلت عام ضد‌دیکتاتوری و بر مبنای شرایط ابژکتیو و اعتراضات برای ”نان، کار و آزادی“، به شکل انقلاب‌هایی دموکراتیک به وقوع پیوسته است. زمینه شکل‌گیری این انقلاب‌ها به ویژه با بحران مواد غذایی و حذف سوبسیدها تقارن دارد و از چند سال پیش به این سو فعالین سیاسی چندین حرکت اعتراضی علیه افزایش قیمت مواد غذایی را سازمان داده‌اند که نوید‌دهنده قیام امسال بوده‌است….

– مصر شاید قدرتمند ترین جنبش کارگری را در میان کشورهای خاورمیانه داشته باشد. طی سال‌های اخیر اعتصابات متعددی در مراکز تولیدی و صنعتی مختلف به وقوع پیوسته چرا که طبقه کارگر مصر وضعیت معیشتی وخیمی داشته است. از دستمزدهای نازل تا انواع سیاست‌های اقتصادی ضد‌کارگری که رژیم مبارک با اجرای الگوهای صندوق بین المللی پول اجرا نموده و نرخ استثمار و محرومیت کارگران را به نحو چشمگیری افزایش داده است.
· جنبش کارگری و سازمان‌های صنفی طبقۀ کارگر در روند تحقق انقلاب‌های سیاسی و کنار‌رفتن دیکتاتورها نقش به‌سزایی ایفا کرده‌اند؛
از مداخله در صدور فراخوان‌های اعتراضی برای تظاهرات‌ها، تا تهدید و سازماندهی اعتصابات در مراکز تولیدی و کارخانجات و به ویژه صنایع کلیدی.
اما لازم به ذکر است که بستر اصلی جریانات مختلف حاضر در جنبش کارگری مصر، گرایشات سندیکالیستی و اتحادیه‌ای است که در برهه‌های مختلف دورۀ انقلابی اخیر ایفای نقش کرده‌اند.
– جوانان که مهم‌ترین قشر آسیب‌پذیر در برابر سیاست های نئولیبرالی این دولت‌ها و ایجاد موج شدید بیکاری و بیکارسازی بوده اند، نقش چشم‌گیر و به‌سزایی در تظاهرات‌ها و تداوم آن ایفا کرده‌اند. از سوی دیگر مهم‌ترین قربانیان فقدان آزادی‌های سیاسی و اجتماعی نیز همین جوانان بوده‌اند که به دقت هر سه خواست نان، کار و آزادی بر پرچم هایشان دیده می شود و جوانان را به عنوان سردمداران ”جنبش بی‌آیندگان“، برای تغییر افق زندگانی‌شان به تحّرک وا‌داشته است. بنابراین جوانان مهم ترین بازوی جنبش طبقه کارگر در متن این جنبش‌های انقلابی بوده اند.
– در این کشورها نیز مثل تمام کشورهای سرمایه داری دیگر، جناح راست جنبش کارگری و اتحادیه های زردی که سالها پیش‌برنده سیاست سازش طبقاتی بوده‌اند،در معرض افشا و حمله قرار گرفتند و به واسطه فساد مالی و سیاسی‌شان بیش از پیش نزد کارگران و زحمتکشان به‌خشم آمده، بی مقدار شدند. در آستانه وقوع انقلاب در مصر، گرایش‌های رادیکال در جنبش های کارگری به تحّرک در آمدند تا از موضع منافع طبقه کارگر در این عرصه ایفای نقش کنند و برای نمونه نمایندگان جنبش کارگری در مصر فدراسیون مستقل اتحادیه های کارگری را تشکیل دادند که متشکل از کارگران و کارکنان بخش‌های مختلف تولیدی، خدماتی و صنعتی بود.آنان سازمان یابی فدراسیون جدید اتحادیه‌های کارگری مصر و نیز کمیته های کارگری در تمامی کارخانجات و موسسات کارگری برای حمایت و دفاع از کارگران و نیز تنظیم زمان معینی برای اعتصاب عمومی را اعلام نمودند و تاکید کردند که جنبش کارگری قلب و جان انقلاب مردم مصر است. علاوه بر این اعلام کردند که از مطالبات شش‌گانه مردم مصر حمایت می‌کنند و بر مطالبات اقتصادی و دموکراتیک بیان شده توسط جنبش مستقل کارگری در طول هزاران اعتصاب و اعتراض توسط کارگران مصری در سال گذشته تاکید دارند. اخیرا نیز بیانیه ای 8 ماده ای منتشر کرده‌اند که خواست های کارگران مصر به شکل اجمالی در آن گنجانده و خطاب به جنبش انقلابی مردم مصر ارائه گردیده است.
مخاطرات بسیاری در کمین جنبش انقلابی مصر است. استارت این انقلاب چندین سال قبل در متن محلات کارگری و بطن کارخانجات و در اعتراض به فشار استثمار و گرسنگی و فقدان وفلاکت و فقر زده شد. جنبشی که با فراخوان جریانات برآمده و وابسته به جنبش کارگری در خیابان های مصر جاری شد، رژیم دیکتاتوری را ساقط کرد و امیدوارانه تا تغییرساخت سیاسی و اجتماعی جامعه به پیش رفت، اکنون با خطری جدّی از سوی نظامیان حاکم و مسلّط بر قدرت مواجه است.این نظامیان توسط کشورهای امپریالیستی و سرمایه داری پیشرفته هدایت می شود و ممکن است با یک جابه‌جایی ساده در سطوح بالای قدرت به پایان برسد.
چه چیز می تواند مانع از شکست جنبش انقلابی مردم مصر شود؟ این سوالی است که آن را تنها با ارجاع به تجربیات تاریخی می‌توان پاسخ داد. این انقلاب‌ها که آن‌ها را می‌توان طلیعه انقلاب‌های نوین در قرن بیست و یکم محسوب داشت، به نحوی قاطع موید آموزه‌های کلیدی و کلاسیک مارکسیستی در خصوص انقلاب‌ها و دینامیزم پیشروی آنها بوده‌اند. تجربیات تاریخی و آموزه‌های مارکسیستی یک‌صدا به ما می‌گویند که تنها با ایجاد شوراهای کارگری در مراکز تولیدی و کارخانجات و ایجاد شوراهای مردمی در محلات می توان کنترل اوضاع را به دست گرفت و سرنوشت خویش را رقم زد. مساله اساسی ایجاد اخلال در برقراری نظم سرمایه و جلوگیری از ثبات‌یافتن هر دولت حامی سرمایه است. تنها با بر هم زدن روند انباشت سود سرمایه و زیر فشار قرار دادن حکومت سرمایه از طریق شوراها می توان روند انقلابی آغاز شده را به ثمر رساند. از آنجا که در مصر و سایر کشورهای عربی احزاب انقلابی کمونیست دارای نفوذ توده‌ای در بین مردم وجود ندارند، حرکت به سمت شکل‌دهی به چنین حزب یا احزابی یک مرحله لازم و ضروری در سیر پیشروی این جنبش‌های انقلابی شورایی تلقی خواهد شد.
تنها راه مقابله با حکومت نظامیان به مثابه بازوی سرکوبگر سرمایه، متشکل شدن و متشکل ساختن مردم در چارچوب شوراها و سایر نهادهای توده‌ای و حرکت به سمت تشکیل حزب کمونیست طبقه کارگر توسط گرایش انقلابی این جنبشهای اعتراضی حول پاسخگویی به مسائل کلیدی سیاست( استراتژی انقلابی) و سازمان (حزب انقلابی، سازمان‌دهی و تشکیلات) می‌باشد؛ بدون پاسخ‌گویی به این مسائل، جنبش از مرحلۀ کنونی به نحوی قاطع گذر نخواهد کرد و نام چند ”انقلاب ناتمام“ دیگر به فهرست انقلابهای تمام قرن بیستم اضافه خواهد شد.
صدایی به گوش می رسد… نوای از هم گسستن زنجیرهای به هم تنیده فرودستان در سرزمین های نکبت زده پیرامونی…در خاورمیانه عفونی، در آفریقای داغ لعنت خورده… ؛ صدایی که تا عمق وجود دشمنان مردم رسوخ کرده و رعشه بر بدن‌های فربه‌شان افکنده است. تاریخ چنان پیش رفته است که ”کابوس انقلاب“ چُرت امپریالیست ها را بی رحمانه پاره کرده است. شعار ”نان، کار، آزادی“ با مشت های گره کرده به شعار مرگی خطاب به دیکتاتورها بدل شده است! شاید اینجا دیری نپاید که به آخرالزمان کاپیتالیسم بدل شود.
– این انقلاب ها با خصلت عام ضد‌دیکتاتوری و بر مبنای شرایط ابژکتیو و اعتراضات برای ”نان، کار و آزادی“، به شکل انقلاب‌هایی دموکراتیک به وقوع پیوسته است. زمینه شکل‌گیری این انقلاب‌ها به ویژه با بحران مواد غذایی و حذف سوبسیدها تقارن دارد و از چند سال پیش به این سو فعالین سیاسی چندین حرکت اعتراضی علیه افزایش قیمت مواد غذایی را سازمان داده‌اند که نوید‌دهنده قیام امسال بوده‌است.
– مصر شاید قدرتمند ترین جنبش کارگری را در میان کشورهای خاورمیانه داشته باشد. طی سال‌های اخیر اعتصابات متعددی در مراکز تولیدی و صنعتی مختلف به وقوع پیوسته چرا که طبقه کارگر مصر وضعیت معیشتی وخیمی داشته است. از دستمزدهای نازل تا انواع سیاست‌های اقتصادی ضد‌کارگری که رژیم مبارک با اجرای الگوهای صندوق بین المللی پول اجرا نموده و نرخ استثمار و محرومیت کارگران را به نحو چشمگیری افزایش داده است.
· جنبش کارگری و سازمان‌های صنفی طبقۀ کارگر در روند تحقق انقلاب‌های سیاسی و کنار‌رفتن دیکتاتورها نقش به‌سزایی ایفا کرده‌اند؛
از مداخله در صدور فراخوان‌های اعتراضی برای تظاهرات‌ها، تا تهدید و سازماندهی اعتصابات در مراکز تولیدی و کارخانجات و به ویژه صنایع
کلیدی.
اما لازم به ذکر است که بستر اصلی جریانات مختلف حاضر در جنبش کارگری مصر، گرایشات سندیکالیستی و اتحادیه‌ای است که در برهه‌های مختلف دورۀ انقلابی اخیر ایفای نقش کرده‌اند.
– جوانان که مهم‌ترین قشر آسیب‌پذیر در برابر سیاست های نئولیبرالی این دولت‌ها و ایجاد موج شدید بیکاری و بیکارسازی بوده اند، نقش چشم‌گیر و به‌سزایی در تظاهرات‌ها و تداوم آن ایفا کرده‌اند. از سوی دیگر مهم‌ترین قربانیان فقدان آزادی‌های سیاسی و اجتماعی نیز همین جوانان بوده‌اند که به دقت هر سه خواست نان، کار و آزادی بر پرچم هایشان دیده می شود و جوانان را به عنوان سردمداران ”جنبش بی‌آیندگان“، برای تغییر افق زندگانی‌شان به تحّرک وا‌داشته است. بنابراین جوانان مهم ترین بازوی جنبش طبقه کارگر در متن این جنبش‌های انقلابی بوده اند.
– در این کشورها نیز مثل تمام کشورهای سرمایه داری دیگر، جناح راست جنبش کارگری و اتحادیه های زردی که سالها پیش‌برنده سیاست سازش طبقاتی بوده‌اند،در معرض افشا و حمله قرار گرفتند و به واسطه فساد مالی و سیاسی‌شان بیش از پیش نزد کارگران و زحمتکشان به‌خشم آمده، بی مقدار شدند. در آستانه وقوع انقلاب در مصر، گرایش‌های رادیکال در جنبش های کارگری به تحّرک در آمدند تا از موضع منافع طبقه کارگر در این عرصه ایفای نقش کنند و برای نمونه نمایندگان جنبش کارگری در مصر فدراسیون مستقل اتحادیه های کارگری را تشکیل دادند که متشکل از کارگران و کارکنان بخش‌های مختلف تولیدی، خدماتی و صنعتی بود.آنان سازمان یابی فدراسیون جدید اتحادیه‌های کارگری مصر و نیز کمیته های کارگری در تمامی کارخانجات و موسسات کارگری برای حمایت و دفاع از کارگران و نیز تنظیم زمان معینی برای اعتصاب عمومی را اعلام نمودند و تاکید کردند که جنبش کارگری قلب و جان انقلاب مردم مصر است. علاوه بر این اعلام کردند که از مطالبات شش‌گانه مردم مصر حمایت می‌کنند و بر مطالبات اقتصادی و دموکراتیک بیان شده توسط جنبش مستقل کارگری در طول هزاران اعتصاب و اعتراض توسط کارگران مصری در سال گذشته تاکید دارند. اخیرا نیز بیانیه ای 8 ماده ای منتشر کرده‌اند که خواست های کارگران مصر به شکل اجمالی در آن گنجانده و خطاب به جنبش انقلابی مردم مصر ارائه گردیده است.
مخاطرات بسیاری در کمین جنبش انقلابی مصر است. استارت این انقلاب چندین سال قبل در متن محلات کارگری و بطن کارخانجات و در اعتراض به فشار استثمار و گرسنگی و فقدان وفلاکت و فقر زده شد. جنبشی که با فراخوان جریانات برآمده و وابسته به جنبش کارگری در خیابان های مصر جاری شد، رژیم دیکتاتوری را ساقط کرد و امیدوارانه تا تغییرساخت سیاسی و اجتماعی جامعه به پیش رفت، اکنون با خطری جدّی از سوی نظامیان حاکم و مسلّط بر قدرت مواجه است.این نظامیان توسط کشورهای امپریالیستی و سرمایه داری پیشرفته هدایت می شود و ممکن است با یک جابه‌جایی ساده در سطوح بالای قدرت به پایان برسد.
چه چیز می تواند مانع از شکست جنبش انقلابی مردم مصر شود؟ این سوالی است که آن را تنها با ارجاع به تجربیات تاریخی می‌توان پاسخ داد. این انقلاب‌ها که آن‌ها را می‌توان طلیعه انقلاب‌های نوین در قرن بیست و یکم محسوب داشت، به نحوی قاطع موید آموزه‌های کلیدی و کلاسیک مارکسیستی در خصوص انقلاب‌ها و دینامیزم پیشروی آنها بوده‌اند. تجربیات تاریخی و آموزه‌های مارکسیستی یک‌صدا به ما می‌گویند که تنها با ایجاد شوراهای کارگری در مراکز تولیدی و کارخانجات و ایجاد شوراهای مردمی در محلات می توان کنترل اوضاع را به دست گرفت و سرنوشت خویش را رقم زد. مساله اساسی ایجاد اخلال در برقراری نظم سرمایه و جلوگیری از ثبات‌یافتن هر دولت حامی سرمایه است. تنها با بر هم زدن روند انباشت سود سرمایه و زیر فشار قرار دادن حکومت سرمایه از طریق شوراها می توان روند انقلابی آغاز شده را به ثمر رساند. از آنجا که در مصر و سایر کشورهای عربی احزاب انقلابی کمونیست دارای نفوذ توده‌ای در بین مردم وجود ندارند، حرکت به سمت شکل‌دهی به چنین حزب یا احزابی یک مرحله لازم و ضروری در سیر پیشروی این جنبش‌های انقلابی شورایی تلقی خواهد شد.
تنها راه مقابله با حکومت نظامیان به مثابه بازوی سرکوبگر سرمایه، متشکل شدن و متشکل ساختن مردم در چارچوب شوراها و سایر نهادهای توده‌ای و حرکت به سمت تشکیل حزب کمونیست طبقه کارگر توسط گرایش انقلابی این جنبشهای اعتراضی حول پاسخگویی به مسائل کلیدی سیاست( استراتژی انقلابی) و سازمان (حزب انقلابی، سازمان‌دهی و تشکیلات) می‌باشد؛ بدون پاسخ‌گویی به این مسائل، جنبش از مرحلۀ کنونی به نحوی قاطع گذر نخواهد کرد و نام چند ”انقلاب ناتمام“ دیگر به فهرست انقلابهای تمام قرن بیستم اضافه خواهد شد.
Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

اطلاعات

این ورودی در مه 16, 2011 بدست در مقاله، مصر، آلترناتیو، انقلاب، بهار عربی، جنبش کارگری، سیاست روز، شماره 1، طبقه کارگر فرستاده شد.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: